خاطره - صفحه 22

آخرین اخبار:
خاطره

مرد نترسی که یک‌تنه به دل دشمن می‌زد

همرزم سردار شهید حاج میرزاعلی رستم‌خانی می گوید: مردِ نترسی که یک‌تنه به دل دشمن می‌زد، پشت جبهه مرد دل رحمی بود که از اشک یتیمان به گریه می‌افتاد.

خاطره ای از شهید دانشجو "اکبر منصوری"/ آخرین بار

خواهر شهید "اکبر منصوری" می گوید: آخرين بارى كه به جبهه رفت احساس كردم به شهادت مى‏ رسد. او سفارش های مهمی به من کرد.

خاطره ای از شهید دانشجو/ از هیچ فداکاری دریغ نخواهیم کرد

دوست شهید " ابوالفضل نوری" تعریف می کند: او می گفت که ما به خاطر آنچه از جمهوری اسلامی فهمیدیم از هیچ فداکاری دریغ نخواهیم کرد.

پرواز کبوتر‌ها

فریبا امیدی زاده از کارکنان معاونت فرهنگی و آموزشی استان، فرزند شهید والامقام «علی بندمه»، در سالگرد شهادت خلبان شهید «احمد کشوری» خاطره ‌ای از پرواز‌های هواپیمای خلبان شهید کشوری بر فراز آسمان ایلام در اختیار ما گذاشته است که تقدیم حضورتان می‌کنیم.

خاطره ای از شهید "مجید شهریاری"

همسر شهید شهریاری می گوید: من و شهید معزز بسیار ساده و بدون تشریفات ازدواج کردیم.
خاطره؛

فرمانده ای که تمام زندگیش در میادین مین و کمین های دشمن گذشت

شهید «یادگار امیدی» فرمانده اطلاعات عملیات تیپ مستقل 114 امیرالمؤمنین(ع) که در هشتمین روز از آذرماه 1364 در منطقه کانی سخت ایلام به درجه رفیع شهادت نایل آمد. محمدرضا فیض اللهی همرزم شهیدمی گوید:ای کاش شجاعت و دلاوری حاج «یادگار» را از زبان دشمنانش که با او رو به رو می شدند و یا از زبان همرزمان شهیدش شنید. در ادامه این خاطره تقدیم حضورتان می شود.

همسر شهید شهریاری: راه گم کردی!

همسر شهید دکتر مجید شهریاری در خاطره ای می گوید: خیلی وقت ها که بر اثر فشار فعالیت ها شب دیر به منزل می آمد، به شوخی می گفتم: «راه گم کردی! چه عجب این طرف ها!» متواضعانه می گفت شرمنده ام.
ذکر خاطره ای از شهید «کارگر» در سالگرد شهادت؛

حماسه‌های بی نظیر شهید «علی کارگر» در طول دوران دفاع مقدس

شهید «علی کارگر» از همان آغاز سال‌های جنگ به عضویت بسیج در آمد و در گروه گشت سپاه یکم ثارالله فعالیت نمود سپس با عضویت پاسدار وظیفه به گروه ویژه اطلاعات عملیات لشگر ۱۱ امیر المؤمنین (ع) در آمد و از خود حماسه‌های زیادی به یادگار گذاشت. پس از جنگ نیز بعنوان نیروی ویژه گشت برون مرزی سپاه دهلران انتخاب و در گمنامی حماسه‌ها آفرید. سومین روز از آذر ماه ۱۳۷۲ در منطقه فسیل دهلران به دست منافقین به درجه عظمای شهادت نایل آمد.

محمد همیشه در مقابل ظلم می ایستاد

مادر شهید محمد (ناصر) اشتری می گوید: پسرم همیشه سعی می‌کرد در مقابل اذیت و آزار دیگران از همه حمایت کند. محمد همیشه در مقابل ظلم می ایستاد.
خاطره ای زبان همرزم شهید؛

شجاعت شهید «دوستعلی فرجی» در تنگ بینا

شهید دوستعلی فرجی از شهدای دفاع مقدس استان ایلام است که در اولین روز از آذرماه ۱۳۶۲ در جبهه مهران " محور عملیاتی ملکشاهی" به درجه رفیع شهادت نايل آمد. نوید شاهد ایلام در سالگرد شهادت اقدام به انتشار خاطره ای به یادماندنی از عملیات تنگ بینا و حماسه پاسگاه سنگی و رشادت های این دلاو مرد شهید در روزهای آغازین جنگ از زبان همرزم وی می نماید.

ناراحتی شهید "سهراب اسمعیلی" برای مرگ طبیعی

همرزمان شهید سهراب اسمعیلی تعریف می کنند: او تمام آرزویش مرگ با شهادت بود برای همین چند باری که نزدیک بود با مرگ طبیعی بمیرد بسیار خوشحال شد که چنین نمرد.
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
روایت همسر شهید «عبدالله ملتمسی» از زندگی و شهادت همسرش؛

روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

همسر شهید «عبداله ملتمسی» می گوید: 12 سال طول کشید تا پیکر عبدالله را بیاورند.من هنوز امیر را سیر ندیده بودم. همان آبان سال 62 شهید و 12 سال بعد در ماه آبان پیکرش را آوردند. این روایت کامل را در ادامه می خوانید:

"مهدی" هرگز مرا نرنجاند

مادر شهید "مهدی پیرمحمدی" می گوید: او به من و اهل خانواده خیلی مهربان بود. مهدی تنها فرزند پسر من بود و در طول زندگیش من از او نرنجیدم.

صحنه دلخراش بمباران، "شهید امیرفضلی" را راهی جبهه کرد

نوید شاهد – همسر شهید "عبداله امیرفضلی" می‌گوید: همسرم ما را به خدا سپرد و گفت؛ دشمن جرأت به خود داده و تا پشت در خانه من آمده است آن وقت چطور او را رها کنم؟!.
شهید کریم ابراهیمی نیا:

خونی که برای میهن ریخته شود مایه افتخار است

نوید شاهد - شهید «کریم ابراهیمی نیا» زمانی که با پیکر مجروح و خونین به خانه بازگشت در مقابل بی تابی اعضای خانواده از جمله مادرش، با لبخند اطرافیان را دلداری می‌داد و خطاب به مادرش می‌گفت: «مادر جان! خونی که برای عزت، شرف و میهن ریخته می‌شود مایه افتخار و سربلندی است».

"خیراله" هیچ‌گاه برای حضور در جبهه احساس خستگی نمی‌کرد

برادر شهید خیراله صمدی می‌گوید: خیراله هیچ‌گاه برای حضور در جبهه و جهاد احساس خستگی نمی‌کرد. کسالت و آثار شیمیایی و مجروحیت در وجودش بود ولی وقتی می‌رفت احساس نشاط، بالندگی و انرژی می‌کرد.

آخرین مأموریت/ ابراهیم همیشه داوطلب حضور در نقاط پرخطر بود

نوید شاهد – "سید ساجدین حسینی" از دوستان و همرزمان شهید "ابراهیم ترکی" می‌گوید: در هورالعظیم که بودیم خطرات زیادی ما را تهدید می کرد. سنگرهای درست حسابی نداشتیم با این حال ابراهیم معمولاً داوطلب حضور در نقاط حساس و پرخطر بود.

شهادت رضا مرا پیش خانواده شهدا سربلند کرد

نوید شاهد - پدر شهید "رضا زلف‌خانی" می گوید: من قبل از شهادت رضا از خانواده شهدا خجالت می کشیدم ولی بعد از شهادت او با افتخار فراوان با آنها برخورد می کنم. شهادت رضا مرا پیش خانواده شهدا سربلند و سرافراز کرد .

ارتباط معنوی "محمد حسین تجلی" با نسل جوان

نوید شاهد - پدر شهید "محمدحسین تجلی" در خاطراتی از ارتباط شهید با جوانان می گوید: دختری کنار مزار نشسته بود، سرش را روی زانوهایش گذاشته و گریه می کرد، چادرش را هم گرفته بود جلوی صورتش. او با محمدحسین عجین شده بود.

فیلم/ خاطره ‌ای از روزهای جنگ به روایت سردار کرمی

نوید شاهد – سردار کرمی فرمانده سپاه استان زنجان در سومین یادواره 800 فرمانده شهید غرب و شمال غرب به روایت خاطراتی از روزهای جنگ پرداخت. در ادامه فیلم مربوطه را مشاهده می کنید.
طراحی و تولید: ایران سامانه