خاطرات شهدا - صفحه 151

آخرین اخبار:
خاطرات شهدا
خاطره خودنوشت شهید موسوی (2)

عهد دو برادر، در کنار هم تا شهادت

شهید "سیدخدابخش موسوی" در دفتر خاطرات خود می نویسد: من آر پی جی داشتم و امرالله هم کمک آر پی جی بود. با هم عهد بستیم که لحظه به لحظه با هم باشيم تا بتوانيم يک ديگر را ياري کنيم و...» متن کامل خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید موسوی (1)

خاطره پاسداری یک شهید

شهید "سیدخدابخش موسوی" در دفتر خاطرات خود می نویسد: «دلیل پاسدار شدنم و تاريخ شروع پاسداريم به شرح زير است: بعد از اين که چندين مرتبه به جبهه اعزام شدم تا با دشمنان اسلام اين...» متن کامل خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

نوجوان 13 ساله ای که امام زمانش را ملاقات کرد

شهيد محمدحسن مصطفي زاده در دفتر خاطرات خود می نویسد: در مقر تاکتيکي تيپ در چيلات بودم که گفتند دعاي توسل مي خواهند بخوانند. من هم رفتم و چند ساعت بعد يک بچه 13 ساله ايي در حالي که گريه مي کرد بي هوش به زمين افتاد...
روایتی از همسر شهید «درویشعلی دهقان»

پیشگویی که به حقیقت پیوست!

همسر شهید دهقان می گوید: همسرم قبل از اینکه برای آخرین بار به جبهه برود به برادر خود گفته بود من بیست و دوم شهریور شهید می شوم و همین طور هم شد.

وصیت به خواندن دعای توسل کنار جنازه

جنازه او و چند نفر دیگر را آوردند و داخل مجمع ابوالفضل گذاشتند. مراسم شروع شد. با خودم گفتم:«منصور! وصیت کردی کنار جنازه ات دعای توسل بخونیم، داریم همین کار رو می کنیم.»

عاشق شهادت

محمد گرچه عاشق جنگ و جبهه بود ولی به دلیل سن و سالش اجازه حضور به جبهه را به او نمی دادند.خاطراتی از شهید "محمد باقر مازندرانی " را در نوید شاهد بخوانید.

شنیده هایی از شهید ملکیان

همزمان با سالگرد شهادت شهید "رضا ملکیان برمی" نوید شاهد سمنان خاطراتی از این شهید گرانقدر را منتشر می کند.

معرفی کتاب "مهر مادر" چهل روایت از شهدا درباره ارادت به حضرت فاطمه زهرا(س)

این کتاب، مجموعه چهل خاطره و روایت از شهدای دفاع مقدّس درباره ارادت به حضرت فاطمه زهرا(س) و برخی معجزات و کرامات حضرت در زمینه ارتباط با شهداست. هدف از تدوین کتاب حاضر، بیان خلوص و ایمان رزمندگان دفاع مقدّس و ارادت بی شائبه و خالصانه شان به حضرت زهرای مرضیه(س) و همچنین شرح عنایات حضرت به مدافعان دین اسلام است.

نوید شهادت در نوشته اش پیدا بود

خانواده شهید تاجیک چنین بیان می کنند که او تمام نامه هایش را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع می کرد، اما آخرین نامه اش را با ذکر بسم رب شهدا و صدیقین آغاز کرد. چند روز بعد از نوشتن آن نامه بود که به درجه رفیع شهادت رسید.
برگی از خاطرات شهید « عباس سلامتی اوزینه»

اگر شهید شوم چه می کنی؟

همسر شهید نقل می کند: وقتی دیدم برای شنیدن سوالش خیلی اصرار دارد به او گفتم: من نیز چون دیگر همسران شهدا با توکل کردن به خدا صبر کرده و خدا را شکر می کنم.

راز نماز شبِ حبیب چه بود!

خواهر شهید حبیب الله آمره می گوید: وقتی شنیدم برادرم هنگام نماز صبح، وقت گرفتن قنوت، به ضرب گلوله به شهادت رسیده تازه آن وقت بود که راز نماز شب، وداع آخر، حلاليت طلبيدن و عريضه گرفتن از امام رضا را فهمیدم.
شهادت 31 مرداد؛

خاطره روز نوشت شهيد محمد قلندری

شهيد محمد قلندری در خاطرات روز نوشت خود می نویسد: به مناسبت 7 تیر شهادت جانگداز دکتر بهشتی گروه سرود نوجوانان از قم در گتوند سرودی برای رزمندگان شجاع اسلام قرائت کردند که همگی آنها با لباسهای نظامی بودند .
خاطره خودنوشت شهيد محمد کريم مقامی؛

منورها تاریکی شب را روز کرده بود

شهيد محمد کريم مقامي در دفتر خاطرات خود می نویسد: چه بنویسم از صحنه ای که اتفاق افتاد از زمین تیر و از آسمان آرپی ... ، خمپاره و منور که شب را هم چون روز کرده بود. قرار گرفتیم می بارید صحنه بسیار بسیار جالب و برای بعضی ها هولناک بود.
معاون سیاسی امنیتی استانداری همدان:

روش تربیتی شهدا را از خاطرات مادران شهدا الگو برداری کنید

شهدا و ایثارگران از ریشه تربیتی و آموزشی قوی ای برخوردار بودند که توانستند آن رشادت ها و پایمردی ها را بر جای بگذارند و این روش تربیتی را می توان از خاطرات مادران شهدا به دست آورد و به عنوان یک الگوی عملی به جامعه ارائه داد.
خاطره از شهید "ناصر ترکان" به زبان پدر

وفاداری حتی زیر شکنجه

بعد از فرمان امام مبنی بر ترک پادگان ها شهید ترکان خود را به همراه 145 نفر از پادگان فراری داد. او را دستگیر و شکنجه کردند اما حتی در آن شرایط هم حاضر نشد انسانیتش را زیر پا بگذارد و دوستانش را لو نداد.
برشی از خاطرات شهید "قربانعلی دودانگی"

تک درخت سرو

مادر شهید خواب می بیند روبروی منزل تک درخت سروی کاشته شده اما با وزش یک باد تند درخت شکسته می شود و به جای آن چندین درخت رویید...
خاطره مادرشهید "حسین حیدری"

منتظرم نمانید

شرایط جنگ، شرایط خاص و دشواریست. مبارزانی که در جبهه در میان آتش و گلوله به سر می بردند گاهی از ثانیه ی بعدی خود نیز خبر نداشتند. شاید هر لحظه در انتظار شهادت به سر می بردند و این خانواده ها بودند که در انتظار فرزندانشان به سر می بردند. به همین دلیل شهید حیدری در پاسخ به نگرانی ها و انتظار مادرش چنین پاسخ داد که جاییکه من خدمت می کنم با کاشی تیز سر می برند. شما دیگر نباید منتظر من بمانید.
خاطره ای از شهید "علی حسین امین زاده کاهو"

دست فرزندانم را بگیر...

همه ی ما حداقل یک بار تجربه رویا دیدن در خواب را داشته ایم. در میان این رویاها گاها وقایعی را شاهد خواهیم بود که شاید از رخدادی واقعی و یا حقایقی که از آن بی خبریم نشات می گیرد. در ادامه خاطره ای از حضور شهید امین زاده در یک رویای صادقه را با هم می خوانیم.
گذری بر خاطرات شهید "محمد رضا صفری"

علاقه مند به خط امام و ولایت

شهید تحت تاثیر راهنمایی های آموزگار خود علاقمند به خط ولایت و رهبری شد و در همین راه خود را فدا کرد.
خاطره از شهید "عبدالرسول آب بر" به روایت پدر

می دانم فرزندم هنوز در جمع عزاداران حسین است

پدر شهید آب بر خاطره ای از ایام محرم از شهید نقل می کند. اما به گفته این پدر بزرگوار، هر وقت که صدای نوحه و عزاداری برای امام حسین را می شنود، می داند که فرزند او هم در جمع آنهاست و برای سالار شهیدان به سر و سینه می زند.
طراحی و تولید: ایران سامانه