دانشجوی رشتهِ مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف را بیشتر بشناسیم
به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، شهید علیبخش آروییحسینی فرزند اصغر بیست و نهم خردادماه سال ۱۳۴۱ در روستای آرو شهرستان دماوند چشم به جهان گشود. در طفولیت پدر خود را از دست داده و برای امرار معاش به همراه خانواده راهی تهران شد.
خانواده او در تهران با سختیها و مشکلات زیادی روبهرو شدهاند که با لطف خدا، صبر و تحمل و مناعت طبع و تلاش بینظیر مادر فداکار و مهربانش درهای جدیدی از موهبت الهی به رویشان گشوده شد که حقیقتاً مصداق «إِنْ مَعَ الْعُسْرِ یُسراً» است.
علی برای ادامه تحصیل وارد هنرستان صنعتی شد. در رشته اتومکانیک تحصیل کرد. وی در ضمن درس خواندن در اوقات فراغت به کار و فعالیت سخت میپرداخت تا کمک خرجی برای خانواده باشد. او هم مثل هزاران جوان انقلابی در عرصههای مختلف، حضور فعال و پررنگ داشت. از جمله پخش اعلامیه، تظاهرات و مقابله با مأموران سفاک رژیم پهلوی.
ایشان به دلیل توانمندی در ورزشهای رزمی از قدرت بدنی و انعطاف بدنی مثال زدنی برخوردار بود. البته مجموع خانواده این شهید از جمله برادران پاسدارش هم به امر ورزش رزمی مبادرت میورزیدند. همچنین در حوزه هنر نقاشی و خطاطی و طراحی به طور تجربی زبانزد خاص و عامند.
علی از ادبیات بسیار غنی و قوی برخوردار بود و در کلام و در یادداشتهایش این ویژگی به وضوح مشخص است؛ یکی از کلامهای مدام ایشان این بود پیرو ولایت و مطیع رهبری باشید. همیشه میگفت: مبادا امام خویش را تنها بگذارید.
بسیار خوش خلق، مؤدب و موقر بود و این خصوصیات در رفتار با سایرین جلوه خاص داشت. با همسر شهیدی ازدواج کرد و این آروزیش بود که با همسر یک شهید دفاع مقدس ازدواج و ثمره این ازدواج یک پسر است.
شهید گرانقدر پس از شرکت در کنکور، علاوه بر سایر فعالیتها و عضویت در سپاه با کسب رتبه بسیار ممتار در رشته مهندسی شیمی در دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و در کنار تحصیل از جبهه نیز غافل نبود. او در تیپ توپخانه ۶۳ خاتم الانبیاء (ع) استان تهران به فرماندهی فرمانده دلاور، شهید حاج حبیب الله کریمی خدمت کرد و در طرحریزی آتش توپخانه به دلیل تسلط به زبان خارجی بسیار مؤثر بود.
در تیر اندازی مهارت بسیار بالایی داشت و همرزمانش هنوز شهادت میدهند سوزن تهگرد را به فاصله که دیده میشود نشانه میگرفت و مورد هدف قرار میداد. به برادران پاسدارش میگفت: یک نفر ما باید شهید شود تا سایرین را مورد شفاعت قرار دهد.
با مناعت طبع و شوخطبعی میگفت: این اعزام آخر، افقی برمیگردم! کنایه از اینکه شهید خواهم شد. بیست و هشتم مردادماه سال ۱۳۶۶ در خرمشهر به شهادت رسید.
نگارنده به دلیل همرزمی با شهید از روز شهادتش یاد میکند.
با چهره خندان و بسیار با نشاط و شاداب، صبح روز بیست و هشتم مردادماه سال ۶۶ مشغول وضو گرفتن بود. سوال کردم علی خیلی شادی! خبری شده؟! گفت: بله انشاءالله غروب خبرهایی خواهد شد! آری همان روز به شهادت رسید که بزرگترین آرزویش بود.
روستای آرو از روستاهایی بود که در طول دفاع مقدس بیشترین اعزامها را داشت و از نظر تعداد شهدا در رتبهی بالایی در کشور قرار دارد.
انتهای پیام/