همیشه مشغول عبادت با پروردگار بود و خیلی در جمع شبها و خنده رو بود و در تنهائی محزون و متفکر و سمای زیبا و دوست داشتنی داشت و شهید عزیز و عالیقدر ما در مورخ هفدهم تیر 1365 در عملیات کربلای یک در آزاد سازی مهران شهید شد و روح پر فتوحش به آسمان پر کشید
شهید محمد ماندنی

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛درود پاک خداوند بر سید المرسلین خاتم النبیین حضرت رسول اکرم محمد بن عبدالل (ص) و خاندان پاک و مظهر ایشان مخصوصا مهدی موعود بقیه الله العظم ارواحنا له الفداء و نائب بر حقش امام خمینی مد ظله العالی و ارواح پاک طیبه ی شهدا از صدر اسلام تا بهنگام :

بار دیگر گل عزیزی از تبار حسین بن علی (ع) از گلستان عشق و شهادت پرپر شد آن اسوه تقوا و الگوی همگان از میان خانواده خود پر کشید و به ملکوت اعلی پیوست . شهید محمد ماندنی فرزند علی در یکی از خانواده های کاملا مذهبی در یکی از روستاهای الیگورز از توابع خرم آباد متولد شد.

و دورانی طفولیت را پشت سر نهاد در حالی که علاقه شدیدی نسبت به پیامبران و ائمه معصومین داشتند و قرائت قرآن را بسیار دوست می داشت و قرآن خواندن را سریع فرا گرفت و با آداب اسلامی آشنائی پیدا کرد و چون وضع مالی پدر آنچنان رضایت بخش نبود و فشاری که رژیم طاغوت بر طبقه محروم و کارگر وارد می ساخت محمد مجبور شد روزها در کارخانه های متعدد کار کند و به کلاسهای و گاهی اوقات به ورزشگاه می رفت و فن کاراته و جودود فرا گرفت .

شبانه برود و دوران ابتدائی را با موفقیت به پایان رسانید و در طی این مدت به پخش اعلامیه و عکس در مدارس می پرداخت و با برادران انجمن های اسلامی فعالیت پی گیری داشت و به حین علت چندین مرتبه به جرم تحریک دانش آموزان او را به زندان بردند و خیلی او را شلاق زدند.

و لیکن او همچون کوه استوار ، استقامت خودش را به همه نشان داد و با شجاعتی که از خود نشان داد همه برای آزادی او از زندان دژخیم نقش فعالی داشتند و علت پی بردن به راز ایشان چنین بودند .

روزی ساواک برای شناسائی افراد حزب اللهی به کلاس آنها می رود و می گوید مقلد شما کیست و محمد با کمال دلیری و شجاعت از جا برخاسته و می گوید بچه ها بعد از بردن نام مقلد من همه صلوات بفرستید .

و نام امام خمینی را بعنوان مرجع و مقلد خویش بیان می کند که همه صلوات می فرستد و او را به زندان بردند و بالاخره آزاد شد و برای انجام مأموریت خود از تهران به اصفهان رفت و کار خود را شروع کرد تا اینکه چند روز تحت تعقیب ساواک قرار گرفت.

و شبانه به خانه او حمله آوردند و بعلت داشتن رساله اعلامیه و عکس امام در اتاق خود او را به همراه پدرش که مرد مبارزین بودند به زندان بردند و این واقعه در سال 56 اتفاق افتاد و تحت سخت ترین شکنجه های ساواک قرار گرفت.

نگاهی به زندگی «شهید محمد ماندنی»/ شهید آزادسازی منطقه فاو

تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید و زندانها به دست مردم افتاد و او نیز به همراه پدر آزاد شدند و اواخر 57 ازدواج کردند و به تهران آمدن و در یکی از روستاهای ورامین ساکن شدند و برای بار اول به همراه پسر عمه خود در عملیاتهای بیت المقدس دبستان شرکت کردند که پسر عمه اش شهید شد و دوباره به تهران آمدند.

و قریب دو سال در کمیته مرکزی حجه الاسلام و المسلمین آقای قرائتی مشغول کار شد و در سال 62 از طریق آن ارگان در عملیات خیبر شرکت کرد و سمت فرماندهی را بر عهده داشت.

و در اغلب عملیاتها یا ستوان و یا فرمانده بود و مرجوح شدند که ناحیه ی دست راست و هر دو پا که چندین ترکش رد پای او بود ولی در طی دو سال که در منزل بستری بود مرکز به پزشک مراجعه نکرد و در جواب اطرافیان که می گفتند به بنیاد شهید مراجعه کن تا کمکی به تو بکند می گفت من در راه خدا گاه برداشتم و رنج و مشقت و ایمان می خرم .

و عاقبت امام زمان او را شفا داد . و به همراه پدر در عملیات والفجر هشت آزاد سازی فاو در سال 64 شرکت کرد و بالاخره در سال 65 به جبهه ها شتافت و در عملیات کربلای یک در آزاد سازی مهران که همچنان سمت فرماندهی را بر عهده داشت به ملکوت اعلی پیوست . محمد عزیز دارای چهار فرزند بود که فرزند آخری خود را هرگز ندید .

چون ولادت کودکی مصادف با اعزام نیروها بود و او گفت من می ترسم از کارون و کربلا عقب بمانم و رفتار فردی متدین و متعهد و مقلد امام بود اخلاق و رفتار او برای همگان عجیب بود قرآن خواندن و نماز شب او هیچگاه ترک نمی شد واجبات و مستحبات را بجا می آورد و سیار متین و شکیبا مؤمن فداکار با تقوا و مهربان و خوش رو خوش اخلاق ود .

باید پدر ومادر و زن و فرزند و اقوام و آشنایان آنچنان مهربان بودند که همه به او علاقمند می شدند و فرزندان شهید نسبت به او علاقه ی شدیدی داشتند و دوری یک لحظه او را نداشتند خیلی همان ... و همه را دعوت می کرد و شبهای ماه رمضان ترک افطار شربت درست می کرد و در کوچه هر کس را که می دید شربت می داد.

و یکی از ویژگیهای او این بود که هر کس برای اولین بار با او همکاری می شد خیال می کرد که ده سال با او دوست است و خیلی صمیمی و محبتی بود و به افراد به صورت ناشناس کمک می کرد و تأکید فراوان بر مستحبات و نماز و واجبات داشت ، امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نمی کرد و طوری که این فریضه را بجای اورد که کسی از او دلگیر نمی شد و با دلیل و برهان سخن خود را ثابت می کرد و هیچگاه در مورد شغل خود چندی نمی گفت و دوست داشت .

اسرار زندگیش همیشه پنهان باشد و چه بسا خیلی از اسرار او نهفته است و شجاعت بی نظیری داشت چنان که در جبهه به محمد مارگیر مشهور بود چون اغلب مارهای سمی را می گرفت و در شیشه الکل قرار می داد هیچگاه به فکر مادیات نبودند و نظر ایشان این بود که مادیات را قریب می دهد و از معنویات دور می سازد در نمازهای جبمعه شرکت می کرد.

همیشه مشغول عبادت با پروردگار بود و خیلی در جمع شبها و خنده رو بود و در تنهائی محزون و متفکر و سمای زیبا و دوست داشتنی داشت و شهید عزیز و عالیقدر ما در مورخ هفدهم تیر 1365 در عملیات کربلای یک در آزاد سازی مهران شهید شد و روح پر فتوحش به آسمان پر کشید و خاطرات زیبا و شیری او فقط باقی مانده است و امیدواریم که خداوند توفیق دهد راه او و همرزمانش را ادامه دهیم .

ــــــــــــــــ«روحش شاد و راهش پر رهرو باد»ـــــــــــــــ

منبع: پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات/ شهرستان های استان تهران

برچسب ها
غیر قابل انتشار : ۰
در انتظار بررسی : ۰
انتشار یافته: ۱
حجت الله ماندنی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۵
0
0
سلام من نوه شهید محمد ماندنی هستم
از شما ممنونم خیلی چیزها در مورد پدر بزرگم نمی دانستم
ولی تازه فهمیدم چه کار هایی انجام داده تشکر.
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده