روایتی از زمانه شهید کارمند «منصور یزدی»

روایتی از زمانه شهید کارمند «منصور یزدی»

شهید «امیرمنصور یزدی» با شروع جنگ تحمیلی بصورت داوطلبانه بار‌ها عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در کنار رزمندگان اسلام جنگید در همین دوران به استخدام بنیاد شهید انقلاب اسلامی درآمد و با تعهد و عشق به خانواده ها‌ی معظم شهدا خدمت می‌کرد. این شهید گرانقدر نوزدهم اسفند ماه سال ۱۳۶۲ در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
در جبهه به‌عنوان امدادگر خدمت می‌کرد

در جبهه به‌عنوان امدادگر خدمت می‌کرد

شهید میکائیل حسن‌نژاد در بنیاد جانبازان، در بخش کشاورزی مشغول به کار بود. فردی امین، مسئول و متعهد بود و بیت‌المال برایش خط قرمز محسوب می‌شد. حتی در موقعیتی که می‌توانست از ماشین سازمان برای استفاده شخصی بهره ببرد، امتناع کرد و گفت: بیت‌المال است، نمی‌توانم استفاده شخصی بکنم. در ادامه با این شهید کارمند بیشتر آشنا می‌شوید.
نگاهی به حیات طیبه شهید کارمند «رضا دباغ زاده»

نگاهی به حیات طیبه شهید کارمند «رضا دباغ زاده»

«رضا دباغ زاده» هشتم مهر ماه ۱۳۳۴ در شهرستان تهران دیده به جهان گشود. پدرش عبدالحسین، خرازی داشــت و مادرش را اعظم مینامیدند. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. کارمند بنیاد شــهید بود. نهم مهرماه ۱۳۶۱ در بمب‌گذاری زادگاهش توسط گروه‌های ضدانقالب به شهادت رسید. مزار وی در بهشت‌زهرای همان شهرستان قرار دارد. برادرانش حبیب و مجید نیز شهید شده‌اند.
نگاهی به حیات طیبه شهید کارمند «حسن ساویز»

نگاهی به حیات طیبه شهید کارمند «حسن ساویز»

شهید حسن ساویز در سال ۱۳۴۰ در روستای شهمار بیگلو از توابع شهرستان اردبیل در خانواد‌های مذهبی، مؤمن و متعهد دیده به جهان گشود. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه اعزام شد و در عملیات‌های فراوانی شرکت کرد. مجروح شد و به تهران بازگشت و ابتدا در جهاد سازندگی و سپس به بنیاد شهید انقلاب اسلامی شهرستان پاکدشت منتقل شد.
اسمش را گذاشته بودند سَروین؛ یعنی «شبیه سرو»
به بهانه چهلمین روز شهادت دختر دماوند؛ سَروین حمیدیان

اسمش را گذاشته بودند سَروین؛ یعنی «شبیه سرو»

سروین زیبا بود و مهربان؛ مثل همهٔ دختر‌های این سرزمین. نُه سال بیشتر نداشت تازه کلاس سومش تمام شده بود. اسمش را گذاشته بودند سَروین؛ یعنی شبیه سرو. از طرف مادر، فرزند دماوند بود. مثل همهٔ هم‌سن‌وسال‌هایش، داشت زندگی‌اش را می‌کرد؛ سرخوش و کودکانه، بی‌خیال دنیای نامرد آدم‌بزرگ‌ها. هنوز کار‌ها داشت با این زندگی.
روایتی برادرانه از حیات طیبه شهید «مهدی فردآرزومندی»

روایتی برادرانه از حیات طیبه شهید «مهدی فردآرزومندی»

برادرم مهدی از همان طفولیت، بسیار کنجکاو و باهوش بود. علاقه‌ی بسیاری هم به انجام فرایض دینی از جمله نماز، روزه داشت. انقلاب که شد او فعالیتش را در گروه‌های اسلامی و انقلابی آغاز کرد و خط امام و ولایت را به عنوان مسیر فراروی خود برگزید.
نگاهی به حیات طیبه شهید  «نوروزعلی حسینی‌لاهرودی»

نگاهی به حیات طیبه شهید «نوروزعلی حسینی‌لاهرودی»

شهید «نوروزعلی حسینی‌لاهرودی»، یادگار یوسف سال ۱۳۳۰ در مشگین شهر به دنیا آمد. او توانست تا سال سوم راهنمایی به تحصیل خود ادامه دهد. بعد از آن در سال ۱۳۴۲ به تهران آمد و در یک شرکت شخصی کار می‌کرد. تا این که زمان خدمتش فرا رسید و به خدمت سربازی رفت. بعد از آن ازدواج کرد و دوباره در همان شرکت مشغول به کار شد. 
روایتی مادرانه از زمانه شهید «سعید جهانگیری»

روایتی مادرانه از زمانه شهید «سعید جهانگیری»

«یک بار به مرخصی آمده بود، شب برایش رختخواب پهن کردم که بخوابد ساعت ۱ شب بود که بیدار شدم دیدم سعید رختخوابش را جمع کرده و کنار گذاشته است و خودش روی زمین خوابیدم دلم نیامد که بیدارش کنم و تا نماز صبح خوابم نبرد و وقتی برای نماز بیدار شدیم ازش سؤال کردم گفت: مادر من دیگر به خوابیدن روی زمین عادت کرده‌ام و نمی‌توانم روی رختخواب بخوابم.» آنچه خواندید روایتی از زمانه شهید «سعید جهانگیری» که در ادامه می‌خوانید.
شهید «زهره‌وند» سرکشی از خانواده شهدا را یک وظیفه می‌دانست

شهید «زهره‌وند» سرکشی از خانواده شهدا را یک وظیفه می‌دانست

همواره در تلاش بود که مراسم تشییع شهیدان باشکوه و عظمت خاصی برگزار گردد و سرکشی از خانواده‌های شهدا و ایثارگران جزو برنامه‌های همیشگی و برادران بسیج و سپاه بود. در برپایی مجالس دعا و نیایش و هرچه باشکوه، سفر هفتگی قم و جمکران و جمع آوری کمک‌های مردمی به جبهه‌های نور علیه ظلمت فعالیت چشمگیری داشت. آنچه خواندید بخشی از زمانه شهید «جلال زهره‌وند» بود که در ادامه تقدیم مخاطبان می‌شود.
زندگی نامه شهید دانش آموز «علی‌اکبر حاجی عابدینی» منتشر شد

زندگی نامه شهید دانش آموز «علی‌اکبر حاجی عابدینی» منتشر شد

شهید «علی‌اکبر حاجی عابدینی»، یادگار عباس  و صغرا بیست و پنجم اسفند ۱۳۴۷ در  روستای پارچین از توابع شهرستان پاکدشت به دنیا آمد. او پایان دوره راهنمایی درس خواند. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، تاثیر آن سال‌های ایثار و شهادت بر روی شخصیت علی اکبر کاملا واضح بود. او در سن و سال نوجوانی، پسری پُر شور، فعال و علاقه‌مند به انقلاب شده بود. همین خصوصیات او را جذب کمیته انقلاب اسلامی کرد. تا آن جا که بیشترین وقت خود را در این نیرو می‌گذراند.
بعدی 3 4 5 6 قبلی