نوید شاهد - شهيد "عاصي تهراني" با خلوص و ايثار و تواضعی كه از خود داشت. خيلي سريع جای خود را در بين جهادگران پيدا كرد و پس از مدت كوتاهی به عضويت شورای مركزی جهاد سازندگی شهرری درآمد. خدمات مهدی باعث شد كه وی پس از چندی به عنوان مسئول جهاد سازندگی شهرری منصوب شود.
با شهيد فرمانده مهندسی رزمی جهاد سازندگی بیشتر آشنا می‌شویم

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، شهيد مهدی عاصی تهرانی در سال 1332 در خانواده‌اي مذهبي و معتقد به اسلام و قرآن و در يكي از محله هاي قديم شهرري چشم به جهان گشود. در سال 1341 بود كه پدر خويش را از دست داد. در اين باره مادرش مي گويد آن زمان ما حقوق ناچيزي داشتيم و به سختي زندگي خود را مي گذرانديم.

دوران کودکی "مهدی"

مهدي با اينكه نه سال بيشتر نداشت من را در امور خانه ياري مي كرد. مهدي در همان دوران كودكي پسر فعالي بود اعتقاد عجيبي به حضور درمسجد داشت و هميشه خود را موقع نماز به آنجا مي رساند. همين علاقه را به قرآن نيز داشت و هميشه در جلسات فراوان شركت مي كرد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

همچنين وي بعد از انقلاب حضور فعالانه اي در بسيج داشت. مهدي بعد از اينكه تحصيلات متوسطه خود را به پايان رساند. با اكراه تمام به خدمت سربازي رفت او خدمت در ارتش كفر و ستمشاهي را كمك به مستكبران مي‌دانست و لذا وقتي امام (ره) فرمودند: سربازان پادگان ها را ترک كنند.

"مهدی" به دستور امام(ره) خدمت سربازی را رها کرد

وي جزو اولين كساني بود كه با چند نفر پادگان را ترک كرد. اين امر باعث شد كه مهدي به عنوان سرباز فراري شناخته شود و حكم اعدامش از طرف رژيم پهلوي صادر شود. برادر مهدی مي‌گويد: وي پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در معيت شهيد سپهبد قرني به محافظت از ستاد مشترک ارتش پرداخت و بعد از فرمان امام مبني بر اينكه سربازان هر چه سريع تر به پادگان‌ها برگردند.

بعد از خدمت سربازی در جهاد سازندگي شهرری مشغول به خدمت شد

بلافاصله خود را به پادگان سنندج رساند كه البته با محاصره آن پادگان توسط ضد انقلاب مواجه شد. مهدي كه فردي شجاع و دلير بود با چند نفر از دوستان خود با آنها به مقابله برخاست. پس از پشت سر گذاشتن خدمت سربازي در معيت حجت الاسلام و المسلمين آقای موسوی همداني نماينده امام در جهاد سازندگي شهرری مشغول به خدمت شد.

خدمت در جهاد سازندگی

شهيد عاصي تهراني با خلوص و ايثار و تواضعي كه از خود داشت. خيلي سريع جاي خود را در بين جهادگران پيدا كرد و پس از مدت كوتاهي به عضويت شوراي مركزي جهاد سازندگي شهرري در آمد خدمات مهدي باعث شد كه وي پس از چندي به عنوان مسئول جهاد سازندگي شهرري منصوب شود.

آغار جنگ تحمیلی

با شروع جنگ تحميلي حق عليه باطل به عنوان اولين جهادگر جهاد سازندگي عازم جبهه هاي جنگ شد مهدي عاصي تهراني در مدت حضور خود در منطقه دزفول عضو شوراي سرپرستي ستاد پشتيباني جنگ جهاد سازندگي استان بود . هنوز مدتي نگذشته بود كه خلا شهيد تهراني در مجموعه جهاد سازندگي تهران احساس شد و به درخواست يكي از مسئولان جهاد شهرري ايشان از منطقه جنگي به تهران بازگشتند البته بايد بگويم با مديريت قوي و اجرايي شهيد تهراني هر جا كه به وي نياز مي شد وي را به آنجا مي‌برند و ايشان خالصانه مشغول خدمت مي‌شد.

خاطره‌ای به نقل از همکاران شهید:

در اين باره يكي از همكاران او مي‌گويد: يك روز ما چند نقاش را براي رنگ آميز ساختمان مركزي جهاد تهران آورده بوديم. شهيد تهراني رسيد وقتي اين صحنه را ديد چهره‌اش از خشم برافروخته شد با ناراحتي به سراغ من كه مسئول اين برنامه بودم آمد و با ناراحتي گفت: اين چه بساطي است. ما در جنگيم.

اين تجملات ما را از هدف دور مي كند. ساختمان هاي لوكس ما را وابسته مي كند. جهاد اخلاص مي طلبد نه تجمل پرستي همسرش در اين مورد مي گويد: مهدي هيچ وقت در كارهايش اسراف نمي‌كرد و به شدت در حفظ بيت المال كوشا بود. در مسائل سياسي به هيچ خط و گروهي وابستگي نداشت و مي گفت: مطمئن ترين خط. خط ولايت است.

به همين جهت محبت زيادي به امام داشت و عاشقانه از فرامين ايشان اطاعت مي‌كرد ديدار آخر در اين باره همسرش مي گويد آخرين باري كه مهدي را ديدم. گفت: من راهي هستم. از آرامشش تعجب كردم چون خانه در دست مرمت بود و همه چيز نيمه كاره مانده بود . وقت رفتن كاغذي به من داد كه بر خيال خام من خط بطلان كشيد. فكر همه چيز را كرده بود. براي تكميل خانه با معمار قرارداد بسته و پول آنها را هم پرداخته بود.

با همه اين احوال وقتي مي‌رفت، گفت: من شرمنده شما هستم چرا كه در اين مدت تقاضايي از من نكرديد كه آن را برآورده كنم. حالا كه دارم مي‌روم حلالم كنيد سپس قرآن را باز كرد سوره توبه آمد خنديد و گفت: همه چيز براي جهاد در راه خدا آماده است و آنجا بود كه فهميدم مهدي را ديگر نخواهم ديد.

این شهید گرانقدر در دهم تیرماه 1365 هنگامی که سنگر سازان بی‌سنگر با لب تشنه و با ذکر "یا اباالفضل العباس" در گرمای طاقت فرسای مهران و در زیر آتش مستقیم تانک‌های دشمن بعثی سنگر برای رزمندگان اسلام احداث می‌کردند مورد اصابت ترکش گلوله مستقیم تانک‌های بعثیان قرار گرفت و مظلومانه به شهادت رسید. پیکرش را در بهشت زهرای شهرستان تهران به خاک سپردند.

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار