دوشنبه, ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۳۲
"مهدی طوسی آزاد" جانباز شیمیایی می گوید: «با تغییر روند کاری‌ام اقدام به تولید ضرورتها و تولیدات مهم روز که همان اقلام بهداشتی است، کردم و به شعار جهش تولید همراه با بصیرت و آگاهی پاسخ دادم.» متن کامل این گفتگو را در نوید شاهد بخوانید.
نوید شاهد شهرستان های استان تهران، داستان از اینجا شروع شد که انسان‌هایی برای ناموس، برای وطن و برای آبرویشان می‌روند تا جلوی متجاوز را بگیرند. چه شد و چه کردند بماند که واقعاً مانده است. در تاریخ در کتاب، روزنامه و مجله، در فیلم و خیلی چیزهای دیگر ماندنی شدند. امروز بحث ویروس «کرونا» و باز هم، هم‌پیمان شدن کسانی که با جانشان معامله کردند، «جانبازان شیمیایی» نمونه‌ای از این ایثارند. حال در شرایطی قرار گرفته‌ایم که به همکاری همه افراد جامعه نیازمندیم. در ادامه با مردی آشنا خواهید شد که تمام نوجوانی و جوانی‌اش را در جبهه گذرانده و حالا در خط مقدم مقابله با کرونا خدمت می کند.

طوسی: جهش تولید همراه با بصیرت

نوید شاهد شهرستان‌های استان‌تهران: لطفاً خودتان را معرفی کنید.

طوسی: اینجانب مهدی طوسی آزاد، متولد سی‌ام آذر ماه 1345 در شهرستان پیشوا توابع استان تهران به دنیا آمدم. تحصیلاتم را تا کارشناسی ارشد در رشته برق و الکترونیک ادامه دادم و در دوره‌ی دکتری رشته‌ی مدیریت بازرگانی بین المللی با ورود به بازار اقتصادی تحصیل کردم‌‌ تا علاوه بر کسب علم دردنیای تجربه نیز حرفی برای گفتن داشته باشم. کارخانه تولید پله برقی را در سال ۱۳۸۹ افتتاح کردم اما به دلایلی ادامه پیدا نکرد و در حال حاضر کارگاه‌های کوچیکی در استان‌های یزد و کرمان دارم که شیرینی پزی و بلوک سازی فعالیت می‌کنند و با وجود پیدایش ویروس کرونا تصمیم گرفتم کارگاهی به عنوان تولید موادضدعفونی تاسیس کنم.

نوید شاهد شهرستان‌های استان‌تهران: چگونه به جبهه اعزام شدید؟ چه مدت در جبهه حضور داشتید و مهمترین عملیاتی که در آن حضور داشتید چه بود؟

طوسی: من تنها چهارده سال سن داشتم که جنگ تحمیلی شروع شد و اولین اعزامی من از طرف بسیج در تاریخ نوزدهم آدرماه ۱۳۵۹ بود که تصمیم گرفتم تحصیلاتم را کنار بگذارم و با اشتیاقی غیرقابل توصیف در جبهه حضور پیدا کردم. در سال ۱۳۶۳ در منطقه حاج عمران از ناحیه پا دچار مجروحیت شدم و بعد از بهبودی مجدد در عملیات‌ها شرکت می‌کردم و تا سی‌ام خرداد ماه ۱۳۶۷ با اصابت ترکش به پا و کمر به شدت مجروح شدم و به بیمارستانی در تبریز انتقال پیدا کردم که بعد از بهبودی‌ام جنگ تمام شد.

بعلت اینکه سن و سالی نداشتم خانواده‌ام اجازه حضور در جبهه را به من نمی‌دادند که مجبور شدم بدون رضایت خانواده به جبهه بروم و یک سال و نیم بعد با اشتیاقی که خانواده‌ام از من می‌دیدند، راضی بودند که من در جبهه حضور داشته باشم. ابتدا در جبهه می‌خواستم نشان بدهم که بزرگ شده‌ام اما با گذر زمان حال و هوای جنگ برایم معنا و مفهوم متفاوتی پیدا کرد. با جانفشانی رزمندگان درس ایثار و گذشت را آموختم.

در طول هشت سال دفاع مقدس یا در جبهه بودم یا مجروح می‌شدم و زمانی که مجروح می‌شدم باز جبهه را ترک نمی‌کردم و در پشت جبهه در خدمت رزمندگان بودم.

نوید شاهد شهرستان‌های استان‌تهران: چه موضوعی باعث شد تصمیم رفتن به جبهه برایتان معنا پیدا کند؟

طوسی: بعد از وارد شدن به مناطق جنگی و دیدن صحنه‌هایی از ایثار و جانفشانی رزمندگان دلیر اسلام مرا به خود وا داشت که در تصمیم خودم, مصمم‌تر باشم و دوست داشتم نقش فعالتری در این جنگ تحمیلی داشته باشم و از هیچ‌کوششی نیز فرو گذار نبودم .

شرح حال جنگ قابل توصیف نیست زیرا صفا وصمیمیت بی نظیری در بین رزمندگان موج می‌زد و روحیه بسیار بالایی داشتند اگرچه حال وهوای امروز و روزگار فعلی ما با ایام جنگ و دوران دفاع مقدس اصلا قابل قیاس نیست.

نوید شاهد شهرستان‌های استان‌تهران: با چه شهدایی همرزم بودید و اگر خاطره‌ای از ایشان دارید برایمان بگویید.

طوسی: من با دوستانی که هم‌کلاسی بودیم و همچنین در یک محل زندگی می‌کردیم در جبهه حضور داشتیم که تعدادی از آن عزیزان آسمانی شدند. میتوانم به نام و اسامی شهیدان: محمود باصری، سیدعلی طباطبایی، سیدجواد طباطبایی، سیدمحسن طباطبایی، حیدر محمدحسینی که در عملیات‌های مختلفی حضور داشتیم و به مقام شهادت رسیدند.

خاطره شیرین و جذابی در ذهنم است که مربوط می‌شود به ازدواج من...در زمانی که در جبهه حضور داشتم والدینم بویژه مادرم اصرار داشتن که ازدواج کنم و غالبا دختر همسایه ها را پیشنهاد میکردن منتهی مادرم هر دختری که در همسایگی ما بود برای من خواستگاری می‌کرد, برادر آن دختر در اولین عملیات به شهادت می‌رسید..

تا اینکه نوبت به خانواده باصری رسید وبنده توفیق داشتم به وصیت و سفارش شهید باصری عمل کنم چونکه موضوع خواستگاری من و رفت وآمدهای پیاپی مادرم را شهید محمود به دفعات مختلف شنیده بود و زمانی که در عملیات مسلم‌ابن‌عقیل, این شهید بزرگوار غرق در خون بود و به شدت مجروح شده بود و هنگامی که در آغوشم گرفتم با صدا و لحن خاصی گفت:... به مادرت بگو می‌تواند خواهرم را برای شماخواستگاری کند اما نمی‌دانستم از حرف‌های محمود بخندم یا اینکه گریه کنم‌..... بعد از گذشت ۳۵ سال همسر زینب‌گونه‌ای دارم که خداراشاکرم..

نوید شاهد شهرستان‌های استان‌تهران: هدف از راه‌اندازی کارخانه ای که مشغول به کار هستید، چه بوده است؟

طوسی: این کارگاه و کارگاه‌ کوچکی که در دو استان دیگر دایر هست، به این عقیده هستم که میتوانم به مردم خدمت کنم و یا اشتغالزایی کنم و نقش کوچکی در امر تولید ورونق تولید داشته باشم بنابراین تصمیم گرفتم با پشتوانه مالی خودم و خانواده ام این کارگاه را راه اندازی کنم. اما با توجه به شرایط و اتفاقات جاری و شیوع بحران کرونا "آتش به اختیار"از دستورات و منویات صریح معظم له با "بصیرت "هدایت شود..بدین گونه که تولید شیرینی در یک کارگاه و تولید سیمان و بلوک سیمانی در کارخانه ای دیگر به معنای واقعی کلمه تغییر یابد و به تولید مواد ضدعفونی و ماسک و شوینده و دیگر مایحتاج ضروری نظام بهداشت و درمان و همچنین به نیاز مردم کشورم بپردازم ..

من به نوبه خودم همیشه اتفاقات و چالشها و بحرانهایی که در کشورم رخ می‌دهد مانند سیل و زلزله و بیماری کرونا که یک چالش و اپیدمی جهانی نیز هست سعی میکنم آتش به اختیر را اینجا پیاده کنم و مصمم و پرتلاش به تغییر روند تولید اقدام کرده و به ضرورتها و تولیدات مهم روز که همان مواد شوینده و بهداشتی میباشد مبادرت نموده وبه شعار جهش تولید همراه با بصیرت و آگاهی اقدام کنم

نوید شاهد شهرستان‌های استان‌تهران: در حال حاضر از چه تعداد نیرو استفاده می‌کنید؟

طوسی: در حال حاضر به طور مستقیم ۲۷ نفر مشغول کار هستند در سه کارگاهی که دایر است و فعالیت می‌کنند. البته فعلا کارگاه‌ها تعطیل می‌باشد. و در شیرینی پزی و بلوک سازی ۲۷ نفر در مجموع کار می‌کنند. فی الحال ۱۲۰ نفر به صورت مشاغل خانگی فعالیت می‌کنند و در سه کارگاهی که داریم در حال تولید اقلام بهداشتی می‌باشند و در هر کارگاهی میانگین ۲۰ نفر مشغول هستند.

نوید شاهد شهرستان‌های استان‌تهران: نسل سوم و چهارم انقلاب را چطور می‌بینید و چه توصیه‌ای به آنها دارید؟

طوسی: نسل امروز ما جوانان با انگیزه‌ای هستند اگر فاصله‌ای بین ما و نسل حاضر بوده است مربوط به عدم ارتباط نسل ما با این نسل بوده است. جوانان امروز هم سو با نظام جمهوری اسلامی ایران هستند و نسل سوم و چهارم می‌خواهد ایران را بسازد و آنها با روش و اندیشه خودشان دوست دارند کار کنند.

نظر من بر این است که مدیران بایست به جوانان اعتماد کنند و میدان را به جوانان بدهند. درست مثل زمان جنگ شهیدانی که سن و سالی نداشتند فرمانده گروهان و یا گردان بودند. کسانی‌که قلبشان برای اسلام و فرمایشات معظم رهبری می‌تپد و لبیک می‌گویند‌. وقتی کشور نیاز دارند به میدان می‌آیند و بی‌بدیل جلوی دشمنان می‌ایستند.

نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران: ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، در  انتها چنانچه توصیه‌ای دارید، بفرمایید.

طوسی: از مجموعه کسانی‌که برای دفاع از سلامت مردم پا به عرصه گذاشتنه‌اند و در جبهه سلامت فعالیت می‌کنند، تشکر می کنم.

گفتگو از سعیده نجاتی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده