شهید "علی شاهسون" در وصیت نامه اش می نگارد: «بلی مادر و پدرم من عاشق الله شدم عاشق ایمان هدف قرآن شدم پس می بینید نباید نگران و یا ناراحت نشوید.»
زیباترین نوع عاشقی از منظر شهید «شاهسون» چیست؟

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید «علی شاهسون»، یادگار «محمدعلی» و «اشرف» پنجم دی ماه 1343 در شهرستان تهران به دنیا آمد. وی تا اول راهنمایی درس خواند و سپس به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در چهارم فروردین ماه 1361 در دشت عباس توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله و ترکش خمپاره به شهادت رسید. مزار وی در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه شهید

«به نام خداوند بخشنده مهربان»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا»

«ای اهل ایمان سلاح جنگ برگیرید و آن‌گاه دسته دسته یا همه یک‌باره متّفق (برای جهاد) بیرون روید.»

عرض سلام خدمت پدر و مادر گرامیم، پس از عرض سلام امیدوارم که حالتان خوب باشد و پیروز و موفق در تمام کارهایتان باشید و امیدوارم که مُردن من چنگی بر دل شما نیانداخته باشد. ناامید و ناراحت نباشید و امیدوارم که مادر و پدر گرامیم من را طلب عفو و بخشش و آمرزش خود بدهید.

من عاشق «الله» شدم

مادر و پدر نازنینم می دانم که برای شما خیلی سخته که هجده سال تمام من را بزرگ کرده و حالا شاهدم مُردن من باشید و باید این را بگویم که یک دوره ای شاهد عاشقی من می شدید و حالا شما شاهد عاشقی من بودید بلی مادر و پدرم من عاشق الله شدم عاشق ایمان هدف قرآن شدم پس می بینید نباید نگران و یا ناراحت نشوید بلکه باید مادر و پدر به من قول دهید که خودتان کوچه و خانه را چراغانی کنید چرا که من ازدواج کردم. بله ازدواج با شهادت و سعادت پس بخندید و نُقل بپاشید و قبر من و برای من جشن بگیرید.

مادر و پدر مبادا اشک شما را دشمن ببنید!

مادر و پدر مبادا اشکی از چشم شما فرو بی افتد که باعث خوشحالی و قهقه دشمن شود. مبادا حرکتی از خستگی و شکستگی در شما دیده شود که باعث تکان دادن قبر من شود. شما باید آنقدر خوشحال باشید که من ارج یک شهید را برده ام، من نمی توانم بگویم که یک شهید واقعی هستم چرا که کمکی به این جامعه نکردم فقط بعضی از کارهای من باعث شده که من فقط ارج یک شهید را بردم.

زیباترین نوع عاشقی از منظر شهید «شاهسون» چیست؟

اولین وصیت؛ مساجد را پُر کنید

واقعاً من مقصرم که کمکی به این جامعه نکرده ام و مرُدم امیدوارم که خدا من را ببخشد و بیامرزد. خوب مادر و پدر مثل اینکه خیلی سر شما را درد آوردم خوب باید من را ببخشید چرا که عادت به پر حرفی نکرده بودم. خوب دیگر اولین وصیت من این است که مساجد دعای کمیل ها، دعای توسل ها، دعای وحدت ها، سفره انداختنی ها را هیچگاه ترک نکنید چرا که دشمن منتظر خالی شدن سنگر می باشد تا حمله کند.

دیگر وصیت من این است که هیچگاه مُردن من باعث ناراحتی شما نشود. زیرا که جز ناراحتی شما باعث غصه خوردن من می شود و دوچرخه ای که من دارم درستش کرده و به فقیری که نداره واقعاً دهید، دست فقرا (عقب مانده ها) گرفته و به فقرا غذا دهید.

محمد و عباس جان امیدوارم که حال شما هم خوب باشد. چند وصیت هم با شما دارم برادران بزرگتر یکی اینکه از رفقای بد دوری کنید که من اسم نمی برم و قول دهید خلاف نکرده و در سپاه و بسیج و کمیته ها رفته و کمکی به انقلاب و اسلام کرده باشید.

مساجد را کنید سنگر *** مساجد سنگر دین است *** روید بر سنگر اسلام

نماز خود به پا دارید *** که دشمن ترس از این کار است

شهیدم من شهیدم من *** به کام خود رسیدم من

خداحافظ تو ای مادر *** نمی بینم تو را دیگر

برای رهبر دینم *** دعا کنید که ای مادر

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

«ای اهل ایمان، از خدا بترسید و به سوی او وسیله جویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.»

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده