شهید ارمنی "ادوین شامیریانی" در نامه ای خطاب به خانواده اش نوشت: «تا ابد دوستتان خواهم داشت، سعی کنید تا آن جا که می توانید به خدا ایمان داشته باشید و همه چیز را در وجود خدا خلاصه کنید.»
ایمان به خدا را سرلوحه راهتان باشد

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید ادوین 20 ساله یک برادر و سه خواهر کوچکتر از خود داشت. او پس از اعزام به خدمت و در حین انجام خدمت سربازی با اشتیاق داشتن تحصیلات عالی در کنکور ورودی دانشگاه ها شرکت کرد و در رشته پزشکی پذیرفته شد. او در انتظار روشن شدن وضع خود بود که در چهاردهم اگوست 1987(23 مرداد 1363) در جبهه میمک به شهادت رسید.

ادوین شامیریان در 17 اگوست 1967 در تهران به دنیا آمد. در دوراه ابتدایی و راهنمایی در مدرسه ارامنه «ناثیری» تهران تحصیل کرد. سپس در دبیرستان ارامنه «آ. سوقوموتیان» تهران ادامه تحصیل داد و بلافاصله پس از آن به خدمت سربازی رفت. پس از گذراندن دوره آموزشی سربازی برای خدمت به لشکر 58 اعزام شد. سپس به لشکر 84 و پس از آن به لشکر جبهه میمک و سرانجام در چهاردهم اگوست 1987(23 مرداد 1363) در جبهه میمک به شهادت رسید.

ایمان به خدا را سرلوحه راهتان باشد

متن نامه شهید

به نام خداوند بخشاینده که نان روزانه ما را می دهد و یک روز ما را از این دنیا می برد. این نامه را به پدر و مادر عزیز، می خواهم آن روز که این نامه را به شما تحویل می دهند فرا نرسد، اما نمی توان در مشیت الهی تردید کرد. نمی توان بر احتمالات نیز تکیه کرد، اما من امیدوارم که این احتمالات در مورد من به وقوع نپیوندند.

اما در این حالت نیز ناراحت نشوید، از شما خواهش می کنم که زیاد ناراحت نشوید، زیرا غیر از من برادر دیگری نیز دارم که می توانید به او بیش تر تکیه تا به من. من اگر چه خوشحالم، اما از این که نتوانسته ام برای شما مفید باشم غمگینم و امیدوارم به بزرگی شما مرا ببخشید.

به خواهرانم بگویید که آن ها را دوست دارم و تا ابد دوستشان خواهم داشت، سعی کنید تا آن جا که می توانید به خدا ایمان داشته باشید و همه چیز را در وجود خدا خلاصه کنید.

به برادرم بگویید که از این به بعد بار سنگینی بر دوش تو گذاشته شده است، به او بگویید که مثل من نباشید، بلکه خودش را وقف نیازهای خانواده بکند و آن چه برای خود می خواهد نخست برای خانواده خود بخواهد. با شعری پایان می دهم که امیدوارم شما را تسکین دهد.

یادگارهای به هم آمیخته و خرد شده *** به یاد داشته باشید که در این سنگر می میرم

به هیچ کس از مرگ من چیزی نگویید *** نمی خواهم مادرم احتضار سنگینم را ببیند

نمی خواهم پدرم چشمان بازم را ببیند

منبع: کتاب
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده