يکشنبه, ۰۴ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۱۸
شهید "امیر بیدقی" در نامه اش نوشت: «مادرم روزی بعد از ظهر حدود ساعت پنج عصر در سنگر در حال استراحت بودم به شما فکر می کردم که ناگهان خمپاره ای در دو متری من منفجر شد و من ناراحت شدم که خداوند نخواست مرا در جمع شهیدان قرار بدهد»
خاطرات جبهه

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید «امیر بیدقی»، یادگار «طوفان» سیزدهم مهر ماه 1364 در محله ی جوادیه تهران به دنیا آمد. او از همان کودکی به خدا، پیامبران و ائمه ی اطهار اعتقاد و نظر خاصی داشت و در سن هفت سالگی در مدرسه ی شهید مرتضی مطهری واقع در خیابان خاوران تهران نام نویسی و شروع به تحصیل کرد و در همان ایام تحصیلف روز به روز علاقه اش به اسلام و مسلمین بیشتر می شد.

این شهید بزرگوار با این که سن و سال کمی داشت علاقه ی شدیدی نسبت به امام خمینی(ره) و راهی که امام انتخاب کرده بود پیدا کرد و به مرور در مدرسه به عضویت گروه سرود به رهبری آقای اکبرزاده درآمد و از همان زمان شدیداً اصرار داشت که به جبهه برود و همراه با تمامی رزمندگان از میهن و خاک خود دفاع کند.

ایشان در چند نوبت به طور مخفیانه به سوی منطقه های جنگی رفت که در هر نوبت وقتی برادران رزمنده کودکی با آن سن و سال را مشاهده می کردند آن را به خانه باز می گرداندند، اما در نهایت با اخذ رضایت از والدین راهی جبهه شد و به مدت چهار سال متمادی در جبهه و در کنار رزمندگان با دشمنان ستیز می کرد و سرانجام در ساعت یازده شب دوازدهم اسفند ماه سال 1364 در منطقه ی فاو به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

متن نامه شهید

ای مادرم و ای پدرم من می روم ولی شماها به یاد خدا باشید و ارتباط خود را با خدا قوی تر کنید چون خداوند فرموده: ای شیعیان همیشه به فکر اهل بیت باشید. مادر جان مبادا دشمن را با عزاداری خود شاد نمایی؛ مادر جان اگر به شهادت رسیدم باید مرا حلالم کنید. چون که این مزدوران عراقی آن قدر با تجهیزات کامل بر ما حمله ور شدند اما آنان که ایمان و عشقی در دل ندارد و نمی توانند ما را شکست دهند.

مادرم روزی بعد از ظهر حدود ساعت پنج عصر در سنگر در حال استراحت بودم به شما فکر می کردم که ناگهان خمپاره ای در دو متری من منفجر شد و من ناراحت شدم که خداوند نخواست مرا در جمع شهیدان قرار بدهد این یکی از خاطرات زندگی من در منطقه بود.

ای مادر و ای پدر عزیزم مبادا در مقابل نعمت های خداوند ناشکر باشید خداوند در قرآن کریم می فرماید: که فرزندان شما مثل یک امانت هستند و شما باید از آن ها خوب نگهداری کنید و هر وقت که خداوند خواست که امانتی را بگیرد شماها باید شکر کنید چون خداوند شما را امتحان می کند. مبادا در این امتحان نافرمایی کنید مبادا ناشکری کنید.

منبع: کتاب قدسیان قدس(زندگی نامه شهدای شهرستان قدس)

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده