پدر شهید «ابوالفضل امینی راد» می گوید: دو شب قبل از شهادتم پسرم خوابش را دیده بودم و آرام و قرار نداشتم منتظر برگشت علی بودم چون دوستانش از منطقه آمده بودند
خواب شهادت

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید ابوالفضل(علی) امینی راد، یادگار «محمدامین» در سال 1339 در روستای قپچاق از توابع شهرستان ملارد چشم به جهان گشود. این شهید گرانقدر در بیست و هفتم دی ماه 1365 در عملیات کربلای پنج در شلمچه به شهادت رسید. مزار پاکش در امامزاده بی بی سکینه از توابع شهرستان ملارد به خاک سپرده شد.

روایتی پدرانه از شهید:

لشکر عقب اومده بود، اما هنوز از ابوالفضل خبری نبود، حاجی دو شب پیش خواب شهادت علی رو دیده بود. آرام و قرار نداشت. منتظر برگشت علی بود. دوستانش از منطقه می اومدند. چهل روز بود که از رفتن علی گذشته بود، ولی خبری از او نبود.

امروز تشییع پیکر محمود شیخ لو در روستا قیچاق بود. از همه جا آمده بودند. روستا و مسجد روستا مملو از جمعیت بود! حاج امین! چرا این قدر دلشوره داری؟ علی چرا نیومده؟ حالش خوبه! فردا، پس فردا میاد انشالله... می دونم که شهید شده، خوابش رو دیدم فقط بگو میارنش؟ گریه امانش را برید... چون با مراسم محمود تداخل داشت، گفتند: بعد از شب هفت محمود بیارنش...

راستشو بگو: پیکرش هست یا مثل رضا نمی خواد بیاد؟ نه حاجی، الان بهشت رضوانه: آوردنش. می خوام برم ببینمش... باشه حاجی؛ صبر کن الان میام می رسونمت. در سردخانه باز شد. کفن را از روی صورت علی کنار زد و با حسرت به صورت جوانش خیره شد و با مهر پدری اش بوسه ای بر لبان و سر و صورت علی زد و دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا این قربانی را نیز از من قبول کن...

منبع: کتاب طلایه دار لاله ها/ خاطرات شهدای روستای قپچاق

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده