شهید «مجید برزگر» در بخشی از وصیت‌نامه خود نوشته است: مسلمان واقعی باشید و هیچگاه رهبر عزیزمان را تنها نگذارید، و نگذارید که خون شهیدان از بین برود.
میراث دار خون شهید باشید

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید مجید برزگر در سال 1338 در شهرستان تکاب در خانواده ای ضعیف و متدین چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم ادامه داد و پس از فارغ التحصیلی به استخدام آموزش و پرورش شهرستان تکاب درآمد و به شغل مقدس معلمی پرداخت و از زمان کودکی به مسائل اسلامی علاقمند بود و در جلسات قرآن و مراسم عزاداری شرکت می کرد و شهید برزگر در ارشاد جوانان و دوستان نهایت سعیش را می نمود و نماز را هیچ وقت فراموش نمی کرد.

با آغاز انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی مانند همرزمانش در تظاهرات و راهپیمایی ها بر علیه رژیم ستمشاهی شرکت فعالانه داشت و به مدت سه سال به عنوان مسئول عملیات و پاکسازی مناطق اشغالی توسط گروهک های پلید مشغول بود و مدت شش ماه از دستاوردهای انقلاب اسلامی پاسداری نمود تا اینکه در سال 1364 به عنوان داوطلب به جبهه حق علیه باطل شتافت.

پس از رشادت های بسیار در عملیات والفجر هشت در منطقه فاو مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و زخمی شد و لحظه ای غافل از مسئله جنگ نبود که سرانجام در بیستم دی ماه 1365 همراه سپاهیان اسلام به جبهه های نور علیه ظلمت شتافت و در عملیات کربلای پنج در کربلای شلمچه بصره بر اثر هجوم ناجوانمردانه بعثیون کافر قرار گرفت و بر اثر اصابت ترکش و خونریزی داخلی و سوختگی در اثر شیمیایی دشمن به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

متن وصیت نامه شهید:

پدر، مادر، برادران، خواهرانم، همسر و فرزندان دلبندم: به همگی شما سلام می رسانم و می گویم بعد از اینکه پیامبر اکرم(ص) دارفانی را وداع گفت حضرت فاطمه زهرا(س) در روی کره زمین تنها کسی بود که بیشتر از همه سختی و شکنجه را تحمل نمود، زیرا او بود که پدری چون پیامبر(ص) را از دست داده بود و او بود که می دانست شوهری همچون علی(ع) به شهادت خواهد رسید و او بود که می دانست بر سر پسرانش حسن و حسین(ع) چه خواهد آمد و باز او بود که می دانست زینبش تک و تنها چگونه با ناگواری های زمان مبارزه خواهد کرد.

پس او با این علم خدادایش و با اطلاع از این همه مصیبت چگونه می توانست به آینده و دنیای مادی امیدوار باشد؟! و... از این قبیل داستان ها که همه نشانگر حق و عدل است بسیار می توان گفت، و غرض از گفتن تمام اینها این است؛ ما که ادعای رهروی راه معصومین را می کنیم باید همچو آنان در زندگانی و در برابر مصیبت ها صبور باشیم.

بدانید که من آگاهانه و با اراده ای راسخ و قلبی مطمئن در این راه قدم گذاشته، پس تنها خواسته ای که دارم این است، همگی زباناً و عملاً مسلمان واقعی باشید و هیچگاه رهبر عزیزمان را که همگی او را از تمامی عالم بشر بیشتر دوست داریم تنها نگذارید، و نگذارید که خون شهیدان و اعضا و جوارج معلولین به ناحق از بین برود و دشمنان برای گلگون کفنان پوزخند بزنند. امیدوارم که در روز قیامت همدیگر را ملاقات کنیم.

منبع: کتاب «گنجینه های شهدای بهارستان»
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده