شهید «علی تاجیک حصار کوچک» در وصیت نامه اش خطاب به برادرانش نوشت: به وجود همچون شمایی افتخار می کنم و امیدوارم که ثابت و استوار در سخت ترین شرایط حامی اسلام باشید.
تاجیک: در سخت ترین شرایط حامی اسلام باشید

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید علی تاجیک حصار کوچک، یادگار «اصغر» و «عفت» ششم تیر ماه 1341 در روستاي حصارکوچک از توابع شهرستان ورامین بــه دنیا آمد. ایشان تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. از سوی ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در بیســت و دوم دی ماه 1360 در شوش بر اثر اصابت گلوله و ترکش خمپاره به شــهادت رسید. مزار وی در امامزاده جعفر شهرســتان پیشوا واقع است.

متن وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

«یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ؛ ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً؛ فَادْخُلی‏ فی‏ عِبادی‏؛وَ ادْخُلی‏ جَنَّتی»

نه مرگ آن چنان تلخ و نه زندگی آن چنان شیرین است که انسان شرافتش را بخاطرش بفروشد. امام خمینی

عشق را شاید بتوان اینگونه به وصف کشیدن که شوق بی حد است و جلو داری ندارد که خود جلو دار است بر غیر و غیر را جز این نتوان گفتن که همه چیز است.

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

هم آنانکه جان باختند تا از لقا دوست جان بگیرند و از آن دفاع کردند که ابراهیم با تبر خود و موسی با عصای خود و محمد (ص) با کتاب خود و حسین (ع) با خون خود دفاع کردند.

در زمان حسین(ع) نبودم که یاری اش کنم اکنون در زمان خمینی هستم

آنانکه صادقانه زیستند و عاشقانه جان باختند و چرا ایشان بود و لاهوت بهانه که ایشان تشنه عشق بودند و عشق را جز لقاء الله نمی دیدند. خدای را سپاس فراوان که اگر چه در زمان حسین (ع) نبودم تا ندای هل من ناصر حسین را لبیک گویم در زمان خمینی فرزند حسین هستم و خدای را شکر کرده و بر خود می بالم که فرماندهی چون آقا امام زمان (عج) را دارم و باز خدای را سپاس بیکران که توفیق خدمت در لشکر بیست و هفت رسول الله (ص) را به من عطا کرد.

لیاقت شهادت را ندارم

اگر چه من با این همه گناه که کرده ام لیاقت فیض عظیم شهادت را ندارم ولی از طرفی لطف و کرم خداوند بالاتر از این حرفهاست، مایوس نیستم و انشاء الله که توبه ما هم مورد قبول خداوند بخشنده و مهربان قرار گیرد و این بنده حقیر را جزء شهداء قرار بدهد و تنها بروم امید است که بتوان در این دانشگاه بزرگ انسانیت واقعا یک انسان مسلمان خوبی شده و امیدوارم خداوند یک صبری به خانواده عزیزم بدهد.

پدرم خوشحال باش

سلام بر پدر عزیزم، پدر تو حق داری از مرگ من گریان باشی ولی قلباً باید خوشحال باشی از این که فرزند شما در این راه کشته شده و مرا ببخشی از اینکه نتوانستم در زندگی یار و یاورت باشم.

مادرم زینب گونه صبور باش

سلام بر یگانه دوست داشتنی مادر، مادرم من رفتم آنگونه که حسین رفت و تو بمان آنگونه که  زینب ماند، مادرم در فراق من غم نخور بلکه خوشحال باش آنگونه که من خوشحالم و بر داشتن چون تو مادری مفتخرم. تو نیز بر خود ببال که فرزندت از سربازان امام زمان بود و از برای دین خدا جان داد و انشاء الله خداوند تو را با فاطمه زهرا محشور کند. برایم دعا کن که شهید باشم و بدان موقعی روحم شاد است که تو محکم و استوار و با صبری بزرگ با شهادت فرزندت برخورد کنی.

حامی اسلام باشید

شما برادران و خواهر خوبم، به وجود همچون شمایی افتخار می کنم و امیدوارم که ثابت و استوار در سخت ترین شرایط حامی اسلام باشید و از شما حلالیت می طلبم و اینجا از شما خانواده ی عزیزم خداحافظی می کنم و شما را به خدای بزرگ می سپارم و باید بدانید که من امانتی بودم در دست شما و اینک به صاحب اصلی آن باز می گردم و شما خویشان دور و نزدیک که همیشه با من خوبی می کردید اگر در این مدت بدی از من دیدید طلب بخشش می کنم و در ضمن خداحافظی از همه شما عزیزان برایتان سعادت در دنیا و آخرت را آرزو می کنم.

حلالم کنید

همچنین از شما همشهریان گرامی اگر بدی نسبت به هر یک از شما کرده ام امیدوارم مرا ببخشید و اگر از من طلبی دارید از برادرم رضا بگیرید. بار دیگر از خانواده ام و خویشان دور و نزدیکم و دوستان و آشنایان و همه همشهریانم خداحافظی می کنم و همه شما را به خدای بزرگ می سپارم.

مادرم فرزندت برای دین خدا جان داد. علی تاجیک/ پنجم اسفند ماه 1366

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده