شهید «سید محمود میر یعقوبی» در وصیت نامه اش می نگارد: پدر جان نمی دانی بچه ها با چه شور و شوقی می خواهند به خط بروند به قول امام امت ملت ما الهی شده اند و دیگر چه کسی میخواهد با این ملت حزب الله بجنگد.
شور و شوقی که در رزمندگان موج می زد
به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، شهید سید محمود میر یعقوبی یادگار «سیدیعقوب» و «صفیه» بیستم آذر ماه 1342 در شهر کیلان از توابع شهرستان دماوند ذیذه به جهان گشود. ایشان دانش آموز سوم متوسطه در رشته تجربی بود که به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در دوازدهم مهر ماه 1361 در سومار توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای روستای سادات محله تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت پدر بزرگوارم

«مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ»

آنکس که مرا طلب کند مییابد آنکس که مرا یافت بشناسد آنکس که مرا شناخت دوستم می دارد آنکس که دوستم داشت بمن عشق می ورزد آنکس که به من عشق ورزید به او عشق میورزم آنکس که باو عشق ورزیدم میکشم او را آنکس را که من بکشم خونبهایش بر من واجب است و آنکس که خونبهایش بر من واجب است پس خودم خونبهایش هستم. حدیث قدسی

با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی که با یاری حضرت بقیه الله العظم صاحب الزمان (عج) ما را از خواب گران بیدار نمود و با سلام به شهدای به خون خفته.

آماده حمله!

خدمت پدر عزیزم سلام عرض می نمایم و امیدوارم که حال شما خوب و در کارهایتان موفق و پیروز بوده باشید. پدر جان باری اگر احوالی از این جانب خواسته باشی سلامتی برقرار است و ما هم اکنون آماده شدیم برای حمله و من عاجزانه از شما تقاضا دارم که مرا بخشید و من واقعاً در این مدت عمرم کار مثبتی برای شما انجام نداده ام از شما میخواهم که برایم دعا کنید تا انشاالله خداوند ما را هم طلب کند هر چند ما لیاقت چنین افتخاری را نداریم.

پدر جان نمی دانی بچه ها با چه شور و شوقی می خواهند به خط بروند به قول امام امت ملت ما الهی شده اند و دیگر چه کسی میخواهد با این ملت حزب اله بجنگد.

مادرم فقط صبر

خدمت مادرم سلام عرض می نمایم و سلامتی شما مادر عزیز را از خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که شما شیر خود را حلال کرده باشی و مادر امیدوارم از خداوند منان صبر و استقامت داشته باشی همچون مادرانی که سه فرزند خود را از دست داده اند ولی باز هم میگویند که خدا امام ما را زنده بدارد و از شما امید دارم که همه رزمندگان ما را دعا کنید مخصوصاً امام عزیز ما را.

مادرم: زینب گونه باش

مادرم امروز صبح ششم مهر ماه 1361 وقتی بچه ها را دیدم که داشتند همگی حنا به دست و پای خود می بستند به یاد قاسم ناکام و جوان هجده ساله حسین ابن علی (ع) افتادم که ناکام جان خود را در راه رضای خدا و پایداری دین اسلام فدا کردند و تو هم باید همچون لیلا و حضرت زینب(س) استقامت و صبر از خود نشان دهی.

خدمت پدر بزرگ سلام عرض می نمایم و سلامتی ایشان را از خداوند بزرگ خواهانم. خدمت خواهران، برادران، دایی، پسر دایی ها و دیگر اقوام و تمام دوستان و فامیل ها و آشنایان سلام عرض می نمایم.

به امید پیروزی نیروهای اسلامی ایران علیه کفر صدامی و به امید روزی که با امام امت روح خدا خمینی بت شکن در حرم مطهر حضرت سیدالشهداء نماز جماعت بر پا داریم.

خدا نگه دار همه عزیزان باشد. دوستدار شما سید محمود میر یعقوبی/ ششم مهر ماه 1361

منبع: برگرفته از اسناد شهید در مخزن اداره کل شهرستانهای استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده