اشرف تاجیک رنجبر متولی حسینیه شهید به نام «حسن خراسانی» گفت: ما در این حسینیه میانگین بین چهل تا پنجاه خانم آموزش روخوانی، قرائت، تفسیر و مفاهیم را می دهیم که اکثراً در مسابقات شهرستانی و استانی مقام کسب کرده اند.
نوید شاهد شهرستان های استان تهران، «اشرف تاجیک رنجبر» مادر شهید «حسن خراسانی کهنک» و متولی حسینیه‌ای با نام «حسینیه شهدا» در شهرستان پیشوا از توابع شهرستان تهران است. این حسینیه از سال 1374 به صورت مجزا بر روی زمینی به مساحت 100 مترکه توسط خانواده شهید احداث گردید و در سالگرد شهادت شهید «حسن خراسانی» باحضور مسئولین شهرستان افتتاح شد. خبرنگار نوید شاهد با این مادر شهید و متولی حسینیه گفتگویی انجام داد که در ادامه می‌خوانید:

حسینیه شهدا مرکز توسعه ترویج فرهنگ قرآنی است

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: فرزند شهید خود را بیشتر معرفی کنید.

مادر شهید: من دو پسر و یک دختر دارم. شهید اولین فرزند پسر من است. او متولد شهرستان پیشوا در تاریخ نوزدهم مرداد ماه 1342 است. از کودکی شیفته مسجد و مجالس عزاداری خاندان عصمت و طهارت بود و در پایبندی به شعائر اسلامی تعهد ای خاص داشت.

هفت سالش بود که نماز می خواند و روزه می گرفت و من به ایشان می گفتم: به شما هنوز تکلیف نشده است ولی می گفت: برای ادای دینم خودم می خوانم. در دوران دبیرستان تمام پول توی جیبیش را جمع می کرد و به رزمندگان هدیه می داد.

پسرم  در دوران اوج گیری نهضت اسلامی پیگیر بود و در کلیه راهپیمایی‌ها و تظاهرات حضوری فعال داشت و از دل و جان در این راه می کوشید و پس از آن جهت سازندگی کشور و خدمت به هموطنان محروم به جهاد سازندگی پیوست و در این نهاد در زمینه های مختلف از جمله بخش فرهنگی مشغول به کار شد و از هیچ خدمتی دریغ نداشت بزرگترین آرزویش شهادت در راه خدا و فدا کردن جان برای اسلام بود و آن را سعادتی بزرگ می دانست و در همه امور آن را در نظر داشت و می خواست لیاقت رسیدن به این مقام رفیع را به دست آورد.

حسن خیلی وقت شناس بود تا به حال اتفاق نیفتاده بود که بگوید چه ساعتی می آید ولی دیر بیاید یا نیاید. در یکی از این شبها که قرار بود به ما سر بزند خیلی تأخیر داشت کم کم نگران شدم که متوجه شدم حسن تصادف کرده است. نمی دانم خودم را چطور به بیمارستان رساندم که دیدم جراحتی برداشته است. بعد از چند روز از بیمارستان مرخص شد و به خانه آمد ولی خیلی طول نکشید که مجدد عزم رفتن کرد.


نوید شاهد شهرستان های استان تهران: چه خاطراتی از شهید خراسانی در ذهن دارید؟

مادر شهید: هر وقت می خواست به ما سر بزند اخر شب می امد. یک شب امد و کلی با هم صحبت کردیم یادم هست ان شب حنا به دست و پاهایش بستم کلی با هم خندیدم. لباس و آذوقه برای رزمندگان جمع می کرد.

از یکی از دوستانش که همراهش بود پرسیدم چرا این موقعه شب باید حرکت کنید؟ دوستش گفت چون دید کمتر می شود و امکان ترور حسن کمتر می شود. دلشوره عجیبی به سراغم آمد... چیزی نگفتم و ته دلم فقط دعا کردم که خدا پشت و پناهشان باشد.

آن شب مثل همیشه از زیر قرآن بدرقه اش کردم و گفتم قرآن پشت و پناهت باشد که گفت؛ نه مادر من باید راه این قرآن را ادامه بدهم. وسط حیات بود نگاهی عجیبی و زمزمه ای زیر لب می کرد. یادم آمد یک بار یکی از مادران شهدا به من گفته بود هر وقت فرزندت به تو خیره شد بدان که وداع اخر شماست. این نگاه دقیقاً همان نگاهی بود که مادر شهید به من گفته بود و باز دلشوره به سراغم آمد. و فقط از خدا خواستم مواظبش باشد چون حسن خیلی دوسداشنی بود و تحمل فراغش را نداشتم.

وقتی مجدد به جبهه رفت از جبهه برای خواهرش نامه نوشت: دخترت را با حجاب اسلامی باور بیاور و پسرانت را در راه امام حسین و یارانش تربیت کن. یادم می آید یک بار مریض شده بودم برای عیادتم آبمیوه و کمپوت آورده بودند که حسن گفت: مامان می دهی برای رزمندگان ببرم. منم با کمال میل قبول می کردم.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: نحوه شهادت شهید خراسانی را بفرمایید.

مادر شهید: حسن در عملیات ماه رمضان با شهید انصاری حضور داشتند که پسرم در این عملیات مجروع و محمد انصاری به شهادت رسید. سه ماه بعد دوباره عازم جبهه شد این بار  پل ذهاب اعزم شد و اصلا به مرخصی نمی آمد زیرا اعتقاد داشت نمی خواهم به شما وابسته بشوم و پنج ماهی به دیدار ما نیامد تا اینکه حسن در هنگام انجام مأموریت در یازدهم دی ماه 1363 در جاده بوکان به شهادت رسید. به یکی از دوستانش گفته بود احساس می کنم زمان شهادتم فرا رسیده است و نمی توانم در این قسمت فعالیت کنم و باید به جبهه بروم که در مسیر بوکان مورد حمله ضدانقلاب قرار گرفت و به شهادت رسید.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: چه فعالیتهای فرهنگی در حسینیه انجام می شود؟

مادر شهید: شنبه تا پنجشنبه کلاس آموزش قرآن، روخوانی قرآن، سبک زندگی ایرانی اسلامی برای خانم ها برگزار می شود. برای ماه های محرم و صفر احکام. روضه خوانی و آموزش قرآن کریم. در سی روز ماه مبارک رمضان هر روز یک جزء از قرآن کریم را می خوانیم و در پایان ماه رمضان یک دوره کامل ختم می کنیم. و یک وعده نماز غذا داریم که روحانی می آید. و در همین مکان با حضور خانم ها برگزار می شود.

محوریت حسینیه برگزاری و ترویج فرهنگ قرآنی است. گاهی اوقات بسیج مراسمات خود را این مکان برگزار می کند. از برنامه های دیگر ما کمک به فقرا است و هر پولی برای حسینیه جمع می شود به کسانی که نیازمند هستند هدیه می دهیم.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: حسینیه را با چه انگیزه ای راه اندازی کردید؟

مادر شهید: من و همسرم در این فکر بودیم که شهید نیز حقی بر گردن ما دارد و باید برای او هم کاری کنیم. بنابراین تصمیم گرفتیم همین مکانی که هستیم را خراب کنیم و یک ساختمان دوطبقه بسازیم و طبقه پایین به صورت مجزا حسینیه ای به نام شهید بشود.

و به پیشنهاد همسرم این مکان به نام شهدا تأسیس شد چون نمی خواستم فقط به نام شهید خودمان باشد و به یاد تمام شهدای محله مان بنا کردیم.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: هزینه های را چگونه تأمین می کنید.

همسر شهید:
از هیچ ارگان و سازمانی هزینه‌ای تقاضا نکردم، هزینه‌های حسینیه توسط خودمان تامین می‌شود. دو باب مغازه داریم که اجاره اش را صرف هزینه های حسینیه می کنیم.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: استقبال مردم از مراسم های حسینیه چگونه است؟

مادر شهید: استقبال مردم بسیار خوب است و 24 سال است که فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی در این مکان برپاست که با استقبال خوبی همراه است.

کلام آخر...

من از مردم توقعی ندارم فقط حجابشان را رعایت کنند و از مسئولین می خواهم راه شهدا را ادامه بدهند. وقتی میبینم که خانومی حجابش را رعایت نکرده بسیار ناراحت می شوم چون پسر من و دیگر شهیدان برای بقای اسلام و حفظ حکومت اسلامی در راه خدا به شهادت رسیده اند پس وظیفهِ ما حفظ و نگهداری این خون های ریخته شده در راه اسلام است.

گفتگو و عکس: سعیده نجاتی
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده