شهید "ابراهیم قنقره" جوانی دلیر شهر ری بود که برای دفاع از میهن اسلامی پا در قدمگاه عاشقی نهاد و در شلمچه به دیار معشوقش شتافت.
شهید

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید «ابراهیم قنقره»، در بیست و دوم مهر ماه 1348 در شهر تاریخی و مذهبی ری متولد شد. او اولین گلی بود که خداوند به خانواده اش امانت داد. تحصیلاتش را تا سال اول راهنمایی در زادگاهش ادامه داد. بسیار نیکو خصلت بود.

تواضع و خشوعش در تمام حرکاتش نمایان بود چهار ساله بود که گرد یتیمی بر چهره اش نشست و پدر بزرگوارش را از دست داد و از کودکی روی پای خودش ایستاد هنوز مکلف نشده بود که واجبات دینش را انجام می داد و به مسجد می رفت. ابراهیم حرفهِ جوشکاری را پیشه خود کرد. در سن هجده سالگی از طرف بسیج به جبهه کردستان اعزام شد.

مادر شهید از شهید نقل می کند «که در کردستان بالای کوهی پر از برف نگهبانی می دادم، پوتین و پاهایم یخ زده بود تا جائی که برادرهای رزمنده آمدند مرا به سنگر بردند و پای مرا روی چراغ گرفتن تا یخ پای من آب شد و پوتین از پایم درآمد. مادر بعد از شنیدن صحبتهای ابراهیم، متأثر می شود و مادرانه از او می خواهد که به جبهه نرود و ابراهیم در جواب می گوید: ما اهل کوفه نیستیم که امام خویش را تنها بگذاریم ما باید تا آخرین نفس بجنگیم تا ملت ما آسوده به زندگی ادامه بدهد.»

ابراهیم بعد از کردستان به شلمچه اعزام می شود و نه ماه در آنجا از وطن و اسلام دفاع می کند وی در این مدت دو بار به مرخصی می آید که در هر دو بار بعد از مدت کوتاهی به جبهه برمی گردد.

مادر نقل می کند: «شبی رختخواب ابراهیم را انداختم، نیمه های شب دیدم ابراهیم رختخواب را جمع کرده و روی زمین خوابیده، به او گفتم: چرا روی زمین خوابیدی گفت: باید بدن من به خاک عادت کند حتی شهید از نشستن روی فرش خوداری می کرد. او آنقدر عاشق شهادت بود که خود را آماده می کرد. تا جائی که به همراه دوست همرزمش(شهید عرب کرمانی) منزل آخرت خود را در گلزار شهدای بهشت زهرای قطعه پنجاه و سه در کنار هم خریداری می کنند، زیرا او می داند که وصال نزدیک است.»

ابراهیم در نوزدهمین بهار زندگی اش در سال 1366 برای همیشه بهاری می شود و به معشوق خود می رسد و اینجا خانواده مطلع می شود که شهید مزار خود را آماده کرده است. مادر می گوید: ابراهیم می گفت که افتخار کن پسری داشته باشی تا راه را برای دیدن امام حسین(ع) برای شما باز کند، ما باید شهید شویم تا شما بتوانید امام حسین(ع) را ببینید. همیشه به برادرهایش می گفت: که دنباله روی خون شهدا باشید.

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده