نگاهی به زندگی فرمانده تخریب تیپ امام حسن (ع)
به بهانه دیدار رئیس بنیادشهید شهرستان پیشوا با خانواده شهید گزارشی از زندگی فرمانده تخریب تیپ امام حسن (ع) شهید مدافع حرم "سیدناصر حسینی" را می خوانید.
نگاهی به زندگی فرمانده تخریب تیپ امام حسن(ع)
به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، صبح امروز عباسی فرماندار پیشوا و جعفری معاون سیاسی فرماندار با همراهی طباطبایی رئیس بنیاد شهید پیشوا با خانواده شهید مدافع حرم "سیدناصر حسینی" دیدار کردند.
نگاهی به زندگی فرمانده تخریب تیپ امام حسن(ع)
شهید "سیدناصر حسینی" دوم تیرماه سال 1353 چشم به جهان گشود. سال‌ها در جبهه‌های افغانستان خدمت کرد. وی از نیرو‌های سپاه محمد (ص) و از دوستان شهید علیرضا توسلی؛ اولین فرمانده فاطمیون بود. وی پس از شش سال حضور مستمر در جبهه‌های سوریه، در حالی که مسئولیت فرماندهی تخریب تیپ امام حسن (ع) را بر عهده داشت، شانزدهم اردیبهشت ماه 1397 در اثر برخورد با تله انفجاری دشمن در منطقه تدمر به شهادت رسید. از وی ۲ فرزند دختر و ۲ فرزند پسر به یادگار مانده است.

سیدهادی مبلغ، پسرعمو همسر شهید حسینی اظهار کرد:  شهید از شانزده سالگی در جنگ افغانستان بود و علیه روس‌ها مبارزه می‌کرد. زمانی که به ایران مهاجرت کرد، در بخش تخریب سپاه محمدرسو‌ل‌الله عضو شد و سپس در گروه ده لشگر فاطمیون  فعالیت کرد. او چهل و پنج بار عازم سوریه شد و در چهل و ششمین اعزامش، شهید شد.

 وی افزود: عید او را دیدم و گفتم سال‌ها در جنگ و جهاد بودی و کافیست و دیگر نرو و در همین شهر کارت را ادامه بده اما او با وجود اینکه در کار مصالح ساختمانی بود و وضع مالی مناسبی داشت، اما عازم سوریه می‌شد. او در این دیدار گفت که می‌روم تا شهید شوم.

پسرعموی همسر شهید حسینی تصریح کرد: لشگر فاطمیون از هسته اصلی سپاه محمد رسول‌الله است و سیدناصر به واسطه دوستی با علیرضا توسلی که فرمانده همه ما در افغانستان بود، جذب سپاه و در نهایت لشگر محمد رسول‌الله شد.

وی بیان کرد: در دیدار آخرمان گفت که خدا مقام معظم رهبری را نگه دارد که اگر او نبود، امروز شیعیان وضعیت خوبی در کشورها نداشتند، چراکه تدبیر ایشان حافظ همه شیعیان جهان است. سیدناصر از دوستان نزدیک آقای توسلی، ابوحامد بود.

مبلغ اظهار کرد: سیدناصر، فرمانده تخریبی در تیپ امام حسن(ع) بود و در حین خنثی‌سازی مین شهید و سربازانش زخمی می‌شوند.
نگاهی به زندگی فرمانده تخریب تیپ امام حسن(ع)

در ادامه سیدحسین حسینی، برادرشهید حسینی اظهار کرد: ناصر عاشق شهادت بود و در اعزام آخرش کنارش بودم. در اعزام آخر گفتم برادر پنج سال نوکری حضرت زینب را کردی و کافیست اما او گفت که باید آنقدر بروم تا حضرت زینب مزدم را بدهد که مزدم چیزی جز شهادت نیست و ده روز پس از اعزامش، شهید شد.

وی افزود: ناصر برای مکتب، مذهب و عشق به اهل بیت(ع) و عشق به حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) رفت. به هرحال هر بچه شیعه‌‌ای قلبش می‌تپد. ناصر واقعاً قلبش برای حضرت زینب(س) و غریبی و مظلومیتش می‌تپید. او عاشق حرم حضرت زینب(س) بود.

برادر شهید حسینی اظهار کرد: بهترین وصیت ناصر این بود که آنقدر می‌رم تا حضرت زینب(س)، مزدم را بدهد. همچنین با ناصر، شش برادر بودیم و سه خواهر دارم.

در ادامه فاطمه‌سادات مبلغ، همسر شهید حسینی اظهار کرد: ناصر همیشه می‌گفت که آنقدر می‌روم تا سوریه فتح شود و تا فتح نشود، برنمی‌گردم. او از سال ۹۲ عازم سوریه شد و ابتدا با رفتنش مخالف بودم اما دوبار که مشرف به سوریه شدم، دیگر از رفتنش راضی بودم.

وی افزود: ناصر سوریه را خیلی دوست داشت و هربار که ایران می‌آمد، بی‌قرار بود و دلم می‌خواست برود. عاشق کارش بود.

همسرشهید حسینی اظهار کرد: ۲۴ سال از زندگی مشترک‌مان می‌گذشت. در اعزام آخرش که روز یکشنبه بود، پروازها کنسل شد و او بی‌قرارتر از همیشه شد. ناصر می‌گفت باید هرطور شده بروم. در همان حال گفتم این بار نرو اما گفت باید بروم و آنها به من نیازدارم و سرانجام رفت و شانزده روز بعدش خبر شهادتش را آوردند.

وی بیان کرد: آخرین بار شب نیمه شعبان با او صحبت کردم و همیشه  و در هر تلفنی می‌گفت که من شهید می‌شوم و شاید آخرین باری باشد که صحبت می‌کنیم. ماحصل زندگی مشترک‌مان دو پسر و یک دختر است.

همسرشهید حسینی در پایان خاطرنشان کرد: ناصر هربار که به حرم حضرت زینب(س) می‌رفت، به من زنگ می‌زد تا من هم پشت خط با خانم صحبت کنم و درد و دلی داشته باشم.

منبع: خبرگزاری ایکنا
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده