يکشنبه, ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۱۹
وقتی دلت مزین به عشق به اهل بیت می شود مسیر زندگیت در مسیر محبان آل الله قرار می گیرد آنگاه همه دنیا حسینیه می شود به نام فرزندان علی و فاطمه. حسینیه شهید «صالح هاشمی» نمونه ای از این مودت است.
حسینیه شهدا: یک پایگاه فرهنگی و تربیتی

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: «مسلم هاشمی» فرزند «شهید صالح هاشمی»سالیانی و متولی حسینیه‌ای با نام شهید «صالح هاشمی» در شهرستان ملارد بخش سراسیاب از توابع شهرستان تهران است. این حسینیه از سال 1377 بر روی زمینی به مساحت 300 مترکه توسط خانواده شهید احداث گردید و در سالروز شهادت و در سال 1377 باحضور مسئولان شهرستان افتتاح شد. خبرنگار نوید شاهد با این فرزند شهید و متولی حسینیه گفتگویی انجام داد که در ادامه می‌خوانید:

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: پدر شهید خود را بیشتر معرفی کنید.

فرزند شهید: شهید «صالح هاشمی» سالیانی در سال 1333 در روستای سانیان سفلی بخش ترکمان چای شهرستان میانه به دنیا آمدند. پدرم در یک خانواده نسبتاً کم جمعیت دیده به جهان گشود. یک برادر و یک خواهر داشت. و عمه ام در دوران کودکی فوت کرد. و فقط یک عمو دارم که در همان ارومیه زندگی می کند. پدربزرگم موذن بود و طبع پدرم هم موذن بود. در راهپیمایی ها و فعالیتهای انقلابی حضوری مستمر داشتند. در سال 1368 به تهران شهرستان ملارد مهاجرت کردیم. زندگی سختی را شروع کردیم. تمام دارایهای زندگی را فروخت و یک قطعه زمین خرید و به مرور زمان زمین را ساخت و ما در آن خانه زندگی کردیم. چندین بار به جبهه اعزام شد و ایشان در عملیات های متعددی حضور داشتند و یک بار در عملیات والفجر مقدماتی در دزلی مریوان مجروح شدند و بار دیگر در عملیات والفجر هشت در بمباران شیمیایی اهواز شیمیایی شدند و به بیمارستان صحرایی ثامن الحجج منتقل می شوند و بعد از بهبود نسبی به جای اینکه به مرخصی بروند دوباره به جبهه برمی گردند. درجه رفیع جانبازی نایل گشتند. پدرم جراحات زیادی داشت. پوستشون به صورت جدی آسیب دیده بود، ریه بسیار درگیر شده بود و دچار موج انفجار هم شده بودند. در سال 1377 به شهادت رسید.

نوید شاهدشهرستان های استان تهران: چه خاطراتی از پدر شهیدتان در ذهن دارید؟

فرزند شهید: کلاس دوم راهنمایی بودم که به تهران مهاجرت کرده بودم. وقتی پدرم شهید شد من تازه به یکسری از خصوصایت و منش پدرم پی بردم چون در مراسم تشییع پیکرش همه نوع آدم را می دیدم و آن زمان خصوصیات اخلاقی پدرم برایم آشکار شد. و راه پدرم را در پیش گرفتم.

شب جمعه بود و من به همراه خواهر و برادرانم موسیقی می نواختیم، وقتی پدرم وارد خانه شد خیلی با آرامش به صورت غیرمستقیم تذکر داد. چون عقیده داشت که بایست در شب های جمعه دعا بخوانید و صدای دعا از خانه بیرون برود. هیچ گاه یاد نمیارورم که پدرم تذکری به شیوه تند به من و خواهر و برادرم کرده باشد. نماز صبح همیشه با صدای اذان پدرم از خواب بیدار می شدیم و نماز را اقامه می کردیم. در خصوص کمک به نیازمندان می توانم به یک مورد که در ذهنم مانده است اشاره کنم: یک بار پدرم متوجه شده بودم یکی از بستگان ما که چند کوچه با ما فاصله دارد به من گفت بروم و از مغازه سرکوچمان موارد لازم خوراکی را تهیه کنم و برایشان بفرستم. که من نیز این کار را انجام دادم. خودمون آن شب گرسنه خوابیدیم. روحیات فوق العاده متفاوتی داشت.

یکی دیگر از خصوصیات اخلاقی پدرم را بخواهم بگویم، بزرگ طبعی ایشان بود که بعلت جانبازی که بودند دارو استفاده می کردند و هر وقت که می خواستند دارو از داروخانه تهیه کند داخل پلاستیک مشکی می گذاشت که کسی متوجه بیماری ایشان نشود. ایشان تا وقتی که در قید حیات بودند دنبال درصد جانبازی نرفتند و ما بعد از شهادت ایشان پرونده ایشان را پیگیری کردیم.

یادم هست روزی پدرم بعلت مشکلات مالی بفروشد ولی در خواب به ایشان الهام می شود. تمامی مراحل فروش را پیش رفتند و حتی بیعانه هم گرفتند. ما هیچکدام راضی نبودیم که خانه را بفروشد ولی پدرم بعلت مشکل مالی مجبور بود تا اینکه در خواب حضرت ابوالفضل العباس (ع) را در خواب می بیند که به پدرم می گوید اگر این خانه را بفروشی دیگر به خانه ات نمیایم. پدرم فردی آن روز فسخ معامله کرد و دیگر خانمان را نفروخت. و ما هم بعد از شهادتشان حفظ کردیم.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: از چه سالی حسینیه را به نام شهید «برجعلی» بنا کردید؟

فرزند شهید: حسینیه شهدا را از سال 1377، در شهرستان ملارد تاسیس کردیم. این حسینیه از ابتدای تاسیس، منزل شخصی بود که زادگاه شهید صالح بوده است. قبل از ایجاد حسینیه، همواره برنامه‌های فرهنگی مذهبی و قرآنی در آنجا انجام می‌شد اما بعدها باتوجه به حضور استقبال کنندگان ظرفیت پذیرایی از جمعیت را نداشت؛ بنابراین زمین دیگری را در سطح شهر از سازمان زمین شهری خریدیم که مساحت تقریبی 300 متر دارد. دو سالن 150 متری برای خانم‌ها و آقایان ساختیم.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: حسینیه را با چه انگیزه ای راه اندازی کردید؟

فرزند شهید: انگیزه ما از تاسیس حسینیه و گسترش فعالیت‌های آن، علاقه به برگزاری مراسم‌های مذهبی و عمل به پدرم شهیدم بود. چون ایشان در زمان حیات خود همیشه در اینگونه مراسمات شرکت و آخر هفته منزلمان یک حسینیه کوچک بود.

شعار حسینیه ما این است که پدرم روزی در سنگر خاکی جنگید و به شهادت رسید و الان نوبت ما است که در سنگر دیگر نظام پرفروغ اسلامی را حفظ کنیم. برای یاری دین مبین اسلامی در زمان خودش هر کاری در توانمان باشد انجام می دهیم. ما توجه به زمان فعالیت های خود را پیش می بریم در زمان اعزام به سوریه شهید مدافع حرم «رضا عباسی» پرورش یافته همین حسینیه بود که به شهادت رسید. چند تا از دوستانم هم در سوریه به درجه جانبازی نایل شدند. هر زمان که مقام معظم دستور بدهد که باید الان این کار انجام بشود ما راهشان را پیش میگیرم و به آن عمل می کنیم. در یک برهه روشنگری در انتخابات را داشتیم که بیشتر فعالیته هایمان در آن راستا بود. خیلی مهم است که در حوزه بصیرت مردم کار کنیم.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: چه فعالیتهای فرهنگی در حسینیه انجام می دهید؟

فرزند شهید: در این حسینیه، از روز شنبه تا چهارشنبه ویژه زنان سرپرست خانواده کلاس آموزش و در کنارش مهارتی (خیاطی، بافندگی و صنایع دستی) و در روزهای پنجشنبه و جمعه ویژه فرزندان این زنان سرپرست خانواده می باشد.

تعداد 1080 خانم های بی سرپرست را تحت پوشش قرار داده ایم. تعداد 700 دانش آموز قرآنی داریم. آنها به مسابقات قرآنی شهرستان و استانی و کشوری راه یافتند و رتبه هم آورده اند. در روزهای پنجشنبه و جمعه به صورت ویژه برای نخبگان قرآنی کلاس می گذاریم. هم برای دختر خانم ها و هم برای آقاپسرها که ویژه بیشتر برای دخترخانمهااست.

رده های سنی از 6 تا 9 سال، 9 سال تا 12 سال و 12 تا 16 سال تفکیک می شوند و الیته نسبت به توانایی در خواندن قرآن و مهارتش تقسیم بندی می شوند. به خانم های تحت پوششمان درس های از قران (سبک زندگی) را آموزش می دهیم که با وجود اینکه همسر خود را از دست داده اند به خدا امید داشته باشند و لحطه از تلاش خود دست برندارند.کلاس حفظ و قرئت قرآن برای بچه های زنان تحت پوشش داریم و برای خودشان فقط سبک زندگی اسلامی را آموزش می دهیم.

یک نمونه از خروجی آموزش سبک زندگی اسلامی که باعث می شود سبک و صیاق زندگی اسلامی مختل ایجاد کند رسانه غیرمرتبط ایرانی است که آنها خودشان آرودند و به ما تحویل دادند و ما به آنها دیجیتال هدیه دادیم. که بعداً یک تعدادی از آنها را طبق قرعه کشی به کربلای معلی بردیم و یک تعدادی هم جوایزی را اهدا کردیم.

از برنامه های دیگر حسینیه، توصیه به پوشش اسلامی ایرانی بود که حدود 350 قواره چادر به خانم هایی که چادر را به عنوان پوشش انتخاب کردند هدیه دادیم. و راه پر افتخار شهدا برایشان بیان می شود که شهدا برای حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران از جان و مال و نأموس بوده است.

در طول سال برنامه‌های وضه‌خوانی در ایام عزاداری، مولودی‌خوانی در اعیاد و جشن‌ها داریم. دوجلسه در هفته هم مراسم قرآنی برگزار می‌شود. در دهه اول ماه محرم، دهه آخر ماه صفر و ایام فاطمیه اوج فعالیت‌های حسینیه است. عنوان «محبان امام زمان(عج)» برای مراسم‌های عزاداری این حسینیه انتخاب شده است. از دیگر برنامه های ما دادن تعداد یکصد و بیست جهیزیه کامل به نوعروسان تحت سرپرستی اهدا شد.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران: هزینه‌های حسینیه را چگونه تامین می‌کنید؟

فرزند شهید: برای مخارج حسینیه از هیچ نهاد و ارگانی کمک نمی‌گیریم و همه هزینه‌ها از درآمدهای شخصی خودمان و کمک دوستانم که به واسطه حضرت رقیه(ص) تامین می‌شود. قبلاً به این وسعت نبود بعد کم کم وسعت پیدا کرد. اولین باری که به زیارت حضرت رقیه(ص) رفتم از ایشان خواستم که پر رونق کند این راهی که ما شروع کردیم. الان خیلی شرایط مالی بسیار خوبی داریم چون پشتیبانی بسیار خوبی داریم الحمدالله.

نوید شاهد شهرستان های استان تهران : استقبال مردم از برنامه‌های حسینیه چگونه است؟

فرزند شهید: ما در این مجموعه به صورت دوستانه با هم کار می کنیم و به طبع کسانی که به ما مراجعه می کنند مشکلی دارند که ما به خواهرانه یا برادرانه با آنها استقبال می کنیم. ما دوست داریم هر چه در توان داریم کمک می کنیم.

کلام آخر

خداروشکر می کنم که حضرت زینب(ص) حاجت ما را داد و روز به روز پایگاه ما پر رونق تر می شود. من مطمئنم اگر روزی با با همراهی معنوی پدرم است. می خواهیم کاری کنیم که در آن دنیا که پدرمان در کنار دوستانش بود از اینکه بچه هایی مثل ما تربیت کرده که می توانند برای جامعه مفید باشد به ما افتخار کند. آرزو دارم طوری زندگی کنم که روزی پدرم در جوار امام حسین(ع) قرار گرفت: سرش را بالا بگیرد و بگویید اینان فرزندان من هستند که سنگر اسلام را حفظ و پرورش داده اند.

گفتنی است که برنامه های آینده حسینیه «هاشمی» تبدیل به یک مجموعه بسیار خوب از جمله: احداث مسجد (سیدالشهدا)، راه اندازی داالشفا و هر کاری که در توانانمان باشد برای خدمت رسانی به مردم انجام خواهیم داد.

گفتگو و عکس: سعیده نجاتی

برچسب ها
غیر قابل انتشار : ۰
در انتظار بررسی : ۲
انتشار یافته: ۱
علی
|
France
|
۱۴:۴۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۳
0
0
سلام عاقبت بخیر بشن
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده