شنبه, ۲۳ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۳۱
شهید «مسعود بیات» در نامه اش نوشت: اگر یادتان باشد در تهران که بودم یک دعا را در پارچه چرمی نوشتم و به گردنم آویختم که باعث شد به خواست و اراده خدا کوچکترین ترکشی به من اصابت نکند.
«دعا» حافظ من بود

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید مسعود بیات، یادگار «حسن» و «قمرالملوک» که در یکم فروردین 1343، در شهرستان تهران به دنیا آمد. ایشان تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت و سپس به فراگیری علوم دینی و حوزوی پرداخت وروحانی شد. ایشان از سوی سپاه پاسداران در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در بیست و سوم شهریور ماه 1363، با سمت مسئول اطلاعات تیپ مسلم بن عقیل در منطقه تاجیک گیلانغرب بر اثر مین به شهادت رسید. پیکر وی را در بهشت زهرای زادگاهش به خاک سپردند.

متن نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم اذکر انشاالله

سلام علیکم

پس از عرض سلام خدمت پدر و مادر گرامیم امیدوارم با عنایات و توجهات خداوند بزرگ حالتان خوب باشد و اگر از حال من و برادرم محسن خواسته باشید بحمدالله خوب هستم.

پدر جان نامه محبت آمیز شما بدستان رسید و از اینکه بعضی از صفتهای را به ما نسبت داده بودید متشکرم و این را بگویم که من لیاقت هیچیک از این تعاریف را ندارم و از خداوند بخاطر عقب ماندنم از قافله مردان و اولیا خدا طلب آمرزش میکنم. انسان اگر از خداوند دستورات او غافل باشد هر چند که در دنیا نعمتهای مادی و فانی داشته باشد بهرحال به سراشیب هلاکت در حرکت است.

پدر جان از اینکه گزارش بعضی از مسائل خانواده را برای ما نوشتید خیلی ممنون و از اینکه ما متوجه شدیم که کار خرید خانه بحمدالله در شرف اتمام است خوشحال شدیم. در مورد صدا خفه کن اسلحه نوشته بودید میخواستم بگویم اگر امکان دارد.

علی داداش و آقای حسنی بگویید که کارش را زودتر تمام کنند چون در اینجا جداً احتیاج است، و اگر توانستید برای اسلحه کلاشینکف هم طرحی بریزید که بشود روی آن صدا خفه کن سوار کرد.

گزارش من از جبهه: همانطور که از رسانه های گروهی می بینید و می شنوید اوضاع جبهه آرام است و نیروهای اسلام به پدافند از مواضع خود مشغولند. چیزی را که عرض من هست و میخواهم بگویم آنکه اثر دعاهای شما مردم و اما در اینجا عیناً می بینیم.

اگر یادتان باشد در تهران که بودم یک دعایی را در چرمی و یک پارچه میدوختم. از وقتی که از مرخصی برگشته ام تا کنون چندین بار خمپاره های بزرگ و کوچک در نزدیکم منفحر شده ولی به خواست و اراده خدا حتی کوچکترین ترکشی هم به من اصابت نکرده است.

همانطور که میدانید این خمپاره ها گاهی پنجاه تا صد متر ترکش دارد ولی اینها که گفتم در چند متری من منفجر شده است و مسائل دیگر از این قبیل در جبهه ها به وضوح به چشم میخوره. این مسئله را که برایتان نوشتی به کسی نگوئید. پس دعا برای پیروزی اسلام و امام را به دیگران هم سفارش کنید.

به تمام دوستان و افراد فامیل از کوچک تا بزرگ، مزدرون اگر برایتان امکان دارد سلام مرا برسانید.

والسلام علیکم و رحمه الله برکاته/ مسعود بیات

«دعا» حافظ من بود

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده