در نامه شهید «محمدحسین مرادی دانا» آمده است
شنبه, ۰۹ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۱۴
شهید «محمدحسین مرادی دانا» در نامه اش خطاب به همسرش می نویسد: محبت اين جهان اسرار آميز که انجام و فرجام آن به ازل و ابد پيوسته تنها قدرتی که تا ابديت بی نهايت هماهنگ است محبت است.
محبت قدرتی است بی نهایت
به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید محمدحسین مرادی دانا، یادگار «علی» و «زلیخا» که در نهم شهریور ماه 1331، در شهرستان زنجان چشم به جهان گشود. ایشان فرصت تحصیل را نداشت و به کاری در تولیدی کفش مشغول شد. و بعد از مدتی ازدواج کرد و صاحب چهار پسر و دو دختر شد و سپس به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در دهم اسفند ماه 1365، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار وی در بهشت زهرای شهرستان تهران قرار دارد.

متن نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحيم

با درود و سلام به شهيدان راه حق و با درود و سلام به رهبر کبير انقلاب اسلامي امام خمينی

به خدمت همسر عزيزم و فرزندان عزيزم سلام عرض مي کنم به تمام دوستان و آشنايانم سلام عرض مي کنم يا رب چه چشمه ای است محبت که من از آن يک قطره آب خوردم و دريا گريستم در اين جهان اسرار آميز که انجام و فرجام آن به ازل و ابد پيوسته تنها قدرتی که تا ابديت بی نهايت هماهنگ است محبت است.

محبت قدرتی است بی نهایت

محبت دو موجود به همديگر از بی نهايت جريان پيدا کرده و در اين عالم محدود به همديگر رسيده پس از پيوند دوستي باز بسوی بی نهايت حرکت مي کنند و تنها نقطه ای که بتوانند محل انس اين دو بی نهايت باشد دل بشری است.

زبان و انديشه و منطق و فکر در بافت اين عظمت و کبريا راه ندارد فقط نيروی کبريايی و آسمانی عاطفه است که می تواند محبت را درک کند و پی به اسرار آن ببرد. در همان آنی که مهر دو موجود زمينی از چشمه ی لاينزال آفرينش تير گشته و در اين کره خاکی به هم می پيوندند.

فرشتگان و ارواح آسمانی به همديگر تبريک و شادباش می گويند عجیب تر آن که نمی دانند تقدس آسمانی برای هميشه در زمين مسکن گزيدند و دعا می کند و آن دو موجود را که دوست و محبت هستند به سوي خود می برند و نمی گذارند دقایق مهر و الفت زمينی دوام پيدا کند و مردم را غرق اقيانوس ابديت نمايد.

محصول محبت «فداکاری و نیکی» است

محبت نقطه ی اتکايی جز بشريت و انسانيت ندارد و محصول آن فداکاری و نيکي از دو موجود همديگر را دوست می دارند شادی يک مايه ي شادی ديگری است اندوه اولی مايه غم دومی است راحت و رنج هريک بديگري پيوسته است اگر شادی و راحت دوست را بخواهد همچنان است که راحت و شادي خود را خواسته و فردوس برين جز اين نکته ازلی و آسمانی نيست اگر موسيقی دان و شاعر و نويسنده نغمه های محبت مي سرايند اگر طبيعت نواي محبت را از سرود آبشار صداي امواج، آهنگ نسيم و ترنم مرغان به گوش انسان مي رساند براي اين که وي را از خواب کينه و بدي و مستي و خشم و نفس پرستي بيدار کرده به پناهگاه نيکي و وقار راهنمايي سازد و افق نوراني محبت را به او نشان دهد.

اکسیر مهر و محبت تمام شدنی نیست

سکوت تنهايی، عظمت بيابان، وسعت اقيانوس، ظلمت شب نوای غم انگيز و آسمانی مرغ حق در نيمه شعبان طرح نقشه اي از ديوان مهر و محبت است. آهي که از سينه برمي خيزد اشکي که از چشم جاری می شود، انديشه ای که از مغز می گذرد، عاطفه اي که روح را تسخير می کند، بهت و حيرتی که در تماشای زيبايی دست مي دهد، هر لبخندي که بر گوشه ي لب تبسم می شود، شادی دل به ديدن نيکی و فداکاری پديدار می گردد همه نمونه هايی از جلوه ی اکسير تمام نشدنی محبت است.

محبت قدرتی است بی نهایت

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده