شهید عبدالله آهنگر: آنقدر از ظالمان می کشم و مرگ با عزت و سعادت شهادت را در آغوش می گیرم.
شهید کارمند دادگستری: می خواهم شهادت را در آغوش بگیرم

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید عبدالله آهنگر، یادگار «ذوالفقار» و «ملکوت» در پنجم خرداد ماه 1331، در روستای سله بن از توابع شهرستان فیروزکوه چشم به جهان گشود. ایشان تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. کارمند دادگستری بود. ازدواج کرد و صاحب پنج دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در نهم بهمن ماه 1365، در دزفول بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه شهید:

لبیک یا حسین جان *** لبیک یا مهدی جان *** لبیک یا فاطمه جان *** لبیک یا خمینی جان

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَ‌بِّهِمْ يُرْ‌زَقُونَ

با مطالعه سطحی دورانهای گذشته دیدیم که همواره موسایی در مقابل فرعون و ابراهیمی علیه نمرود و محمدی در مقابل کفار و بت پرستان سرکش قریش و علی در مقابل منافقان زشت خوی و دو چهره حسین در مقابل یزید و خمینی در مقابل استعمار جهانی شرق و غرب قیام کردند.

تمام توان خود را بکار بگیرید

از آنجائیکه ابرقدرتهای متجاوز به اسلام و مسلمین با نابودی نظام پوسیده و متفرق شاهنشاهی موروثی، منافع خود را از دست رفته دیدند از هیچ توطئه ای علیه انقلاب اسلامی جوان ایران دریغ نورزیدند تا اینکه آمریکا و ایادی آن بوسیله جوثر فساد به نام صدام از خارج و عروسکهای کوکی بازی خورده از داخل به جمهوری اسلامی حمله وحشیانه ای آغاز کردند.

و ندانسته که با این غلط بی جا چاهی برای سقوط و آتشی برای نابودی خود بر پا می کنند آیا عاقبت منافقین کوردل و سایر گروهکهای ضد خلاق درس عبرت برای صدام نیست؟

آیا نمی دانید که آلت دست ابرقدرتها شدن و با اسلام جنگیدن سرنوشتی جز سرنوشت شاه ندارد؟ چرا که خدایمان فرمود: نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون

برای حیثیت اسلام می جنگم

آری وقتیکه به سرزمین مقدس اسلامی مکار به نام جنگ قادیسه تجاوز کند زنان را شکم بتازند و کودکان را سر ببرند و بسوزانند به نوامیس تجاوز کنند برای من چه راهی جز دفاع از حیثیت و مملکت امام زمان(عج) باقی می ماند؟ آیا در گوشه ای نشستن و به تجاوز تماشا کردن عار نیست؟ مگر پیشوایم امام حسین نیست؟ مگر رهبرم خمینی نیست؟ مگر اسلام از بدو ظهورش با ناملایمات درگیر نبود؟

سازش نمی کنیم

عجبا چرا سر سازش نداشته؟ چرا رهبران آسمانی ما چون شمع سوختند بر جهان ظلمت از استبداد روشنایی بخشیدند؟ پس بر می خیزم، سلاح به دست می گیرم به جبهه می روم و در آنجا با یارانم همدست می شوم علیه کفاره علیه تجاوز علیه عصیان بر حق و علیه خودکامگی می جنگم.

و آنقدر از ظالمان می کشم و مرگ با عزت و سعادت را «لقاءالله» را مرگ سرخ را شهادت را، شهادت را در آغوش می گیرم.

توصیه به پدر و مادر

اما شما پدر و مادرم بر مرگ من گریه نکنید هر چند که دل شما می سوزد اگر خواستید گریه کنید به یاد مظلوم کربلا گریه کنید. و شما برادران مسجدها را، دعاها را فراموش نکنید که ما هر چه داریم از این دعاها از مسجدها داریم.

توصیه به همسر

همسرم دوست دارم بعد از من دختران مرا چون خودت با ایمان و چون حضرت زینب(س) دلیر ببار بیاوری، دخترم حجابت را حفظ کن نمازت را بخوان سعی کن قرآن خواندن را یاد بگیری. دوستان: ای یاران امام را دعا کنید. و سلام مرا به امام عزیز برسانید و شعار شما این باشد:

خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار

والسلام علیکم و رحمه الله برکاته.

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده