وصیت نامه شهید 16 ساله
شهید «هوشنگ لاله» در وصیت نامه اش می نگارد؛ اگر زنده ماندم که خوشحال ديگری است و آن چشيدن مزه شيرين پيروزی اسلام است و اگر کشته شدم مزه شيرينی شهادت را چشيده ام.
اگر شهید شوم مزه شیرین شهادت را چشیده ام
به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید هوشنگ لاله، پانزدهم مرداد ماه 1345 در شهرستان ری چشم به جهان گشود. پدرش حاجعلی، کشاورزی می کرد و مادرش نسا نام داشت.
ایشان دانش آموز اول متوسطه در رشته تجربی و کارگر مغازه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در دوم فروردین ماه 1361 با سمت تک تیرانداز در شوش بر اثر اصابت گلوله به قلب شهید شد. پیکر وی را در بهشت زهرای شهرستان تهران به خاک سپردند.

متن وصيت نامه شهید؛

بسم الله الرحمن الرحيم

«و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون»

«و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلقهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون»

در می يابيد شهيدی ديگر از تبار هابيل و از محمد (ص) را، و درس ميگيريم از زندگي او و شهيدانی چون او، باشد تا رهروان راه راستين آنها تا پيوستن به لقاءالله باشيم، ان شاء الله آنان يعنی شهدا بشارت و مژده دهند به آن مومنانی که هنوز به انها پيوسته اند و بعدا در پی آخرت آنها بسرای آخرت خواهند شتافت که از مردن هيچ نترسند و از فوت دنيا هيچ غم نخورند.

حماسه آفرين پاسدار بسيج امير لاله (هوشنگ)

شب بیست و پنجم اسفند ماه1360 ساعت ده شب امشب حرکت بسوی جبهه است انشاء الله و بدون ترديد فرمانده عمليات امام زمان (عج) است همه آماده ايم و با نيروی کامل ايمان مادرم هر وقت بخاطر می آورم که تو را تنها گذاشته ام.

فوراً کلمات آن روز که پيش تو بودم در ذهنم و در گوشم نقش می بندد و به صدا در می آيد و من شماها را به دست کسی می سپارم که همه کسان را او خلق کرده است.

افتخار کنید

پدر و مادر شما افتخار کنيد که پسرتان را در اين راه می بينی و خودتان را اين قدرها کوچک و ناچيز نگيريد که اسير دست مشکلات دنيايی باشی.

پدر جان حلالم کن، مادر جان من که شماها را بسيار اذيت کردم حلالم کنيد و افتخار کنيد که فرزندی در اين راه داده ايد البته هدف نهائی پيروزی اسلام است چه بکشيم و چه کشته شويم.

پیروزی از آن ماست

اگر زنده ماندم که خوشحال ديگری است و آن چشيدن مزه شيرين پيروزی اسلام است و اگر کشته شدم مزه شيرينی شهادت را چشيده ام به هر حال پيروزی با اسلام است و حسين (ع) آن را ثابت کرده خداوند وعده آن را در قرآن داده است.

خداحافظی...

خداحافظ زن برادر و برادر حسين و حسن جان و عمو نورعلی و شمسعلي و دايی های عزيز، دایی علی جان که چقدر دوست داشتم يک بار ديگر تو را می ديدم و عمو نورعلی عزيز د رود بر تو و درود بر زنعموهای دلسوز و مهربان و پسرعموها و دخترعموها و بجای من مادر سميه و مصطفی و معصوم و فاطمه را ببوسيد.

خانه را آب و جارو کنید

و مادر و پدر و خانواده و فاميل و قوم و خويشان در شهادت من عاجزانه خواهش ميکنم گريه نکنيد و هر جمعه که وقت داريد بر مزار من سری بزنيد و يک عدد پرچم سبز که حاجی ها وقتی از مکه برميگردند به سر در خانه بزنيد و جلوی خانه را جارو بزنيد.

و خواهش مي کنم گريه نکنيد، برادر حسين بهتر از جانم و حسن جان حرف حق تلخ است شما مرا نصيحت می کرديد ولی من شعور و آگاهی نداشتم مرا حلال کنيد.

حلالم کنید

عمو شمسعلی عزيز و مهربان و نورعلی مرا حلال کنيد و اصلا ناراحتی در خود راه ندهيد و درب خانه را چراغانی کنيد و شيرينی پخش کنيد و حجله نگذاريد و خواهش می کنم از دولت برای شهادتم طلب پولی نکنيد متشکرم پدر و مادر و زن برادر عزيز و خوب و مهربانم صبور باشيد که ان الله مع الصابرين.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدی خمينی را نگهدار / دوستان بسيجی ام و غيره مرا حلال کنيد.

و اين وصيت نامه مرا در بلندگوی مسجد بلند بخوانيد. حقير شما لاله (برادر)

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده