تنها نامه شهید «اسدالله عسگری چاروچی»
دوشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۲۲
شهید «اسدالله عسگری چاروچی» در نامه اش می نگارد؛ برای مرگ آغوش باز کنیم و اسلام را اگر شده با خون خویش به پیروزی برسانیم.
برای شهادت آغوشم باز است
به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید اسدالله عسگری چاروچی، یکم اردیبهشت 1341، در شهرستان ری دیده به جهان گشود. پدرش سعدالله، کارگری می کرد و مادرش سکینه نام داشت.
ایشان تا دوم راهنمایی درس خواند و سپس به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در چهاردهم مرداد ماه 1366، با سمت تک تیرانداز در سردشت توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سینه و پا، شهید شد. پیکرش را در بهشت زهرای شهرستان تهران به خاک سپردند.

متن نامه:

بسمه تعالی

خدایا مرا موفق بدار در آنچه که تو می خواهی و آنچه که رضایت تو در آن است. (با حمد و سپاس به محضر مقدس حق که ما را آفرید و عنایت خویش را شامل حال گناهکاران نمود و ما را در صف جهادگران که به حقیقت جزو اولیا و دوستان واقعی آن حضرت هستند قرار داد.

و با سلام و درود به پیشگاه مقدس حضرت بقیه الله روحی و ارواح العالمین له الفدا و همچنین نایب بر حق آن بزرگوار امام خمینی هم اکنون که این بنده حقیر تصمیم به نوشتن وصیتنامه دارم. در خود لیاقت شهادت را نمی بینم. اما با همین احوال از رحمت خداوند غافل نبوده و بدان امید بسیار دارم.

قبل از شهادت به معرفت حسینی برسید

به واسطه ائمه معصومین به پیشگاهش پناه می برم و از محضرش تقاضا دارم که اگر صلاح می داند و رضایت در این است که مرا شهید ببیند. حتماً قبل از شهادت معرفت و شهامت را همچون علی اکر امام حسین (ع) به این بنده عامی عنایت بفرماید. انشاالله.

دنیا محل آزمون الهی است

و تمامی انسانها باید بدانند که این دنیا محل گذر و امتحان است و همه ما دانش آموز و متعلمین آن هستیم و باید پس از آموختن آموخته هایمان چون آبی که درون خاک نفوذ و رسوخ می کند در قلب و رگهایمان نفوذ کند. اگر توانستیم آموخته ها را در قلبمان رسوخ دهیم و به مرحله عمل در آوریم. به مقصد و هدفمان خواهیم رسید وگرنه مانند درختی می شویم که هیچ سودی ندارد. نه برای خود و نه برای دیگران.

از خودسازی به کمال می رسید

پس ای عزیزان و یاران امام، سعی کنید که خود را در مرحله عمل قرار داده و بدین وسیله از خودسازی به مرحله کمال برسید. چند کلامی با عزیزان و برادرانم این راهیان واقعی راه امام حسین (ع) بسیجیان عاشق دارم که سعی می کنم آن را بطور خلاصه عرضه کنم.

همیشه عدالت محور باشید

اول اینکه سعی کنید همیشه برای حق بپا خاسته و در راه آن از جان و مال خویش نیز دریغ نورزید چراکه حق همواره بر باطل پیروز است. و باطل در هر جا که باشد. شکست و پیروانش سرشکسته اند. همیشه به یاد بهشت و جهنم خداوند و قیامت که حتما واقع خواهد شد باشید.

جبهه را برای خودسازی خودم برگزیدم

و به راه خدا که به راستی برتر از تمامی راهها است ادامه دهید که در این ره هیچگاه سستی و تنبلی از خود نشان ندهید که سست عنصری شما در آن دنیا پذیرفته نمی شود و شهدا نیز این عمل را از ما نپذیرفته باز خواستمان خواهند کرد. این حقیر وقتی تصمیم آمدن به جبهه را گرفتم بیشتر برای آن بود که حتی المقدور در راه خودسازی گام بردارم.

از شما عزیزان می خواهم که اگر واقعاً قصد خودسازی و رسیدن به مراحل عالی انسانی را دارید. به جبهه بیائید و خودسازی را از اینجا آغاز کنید. چرا که جبهه به راستی دانشگاه انسان سازی و خودسازیست. امر به معروف و نهی از منکر را با رعایت شرایط در بین خود رواج دهید که بهترین راه سازندگی بسیج است. و از تفرقه و نفاق جداً دوری کنید.

پشتیبان روحانیت باشید

و یکی از عوامل پیروز یرای لشکریان اسلام پیروی از روحانیت بوده است و این را بدانید که وصیت اصلی شهدا دعا برای حفظ جان امام تا انقلاب مهدی است. از تمامی برادران عزیزان حلالیت می طلبم و تقاضا دارم که این حقیر را در دعاهای خویش فراموش نکنید و اما سخنی با کانونهای شر و فساد و بدنامی.

ای بدبختها و بدعاقبتها گوشهای خود را باز کنید. این سخنان را به گوش شما دیو صفتان می کوبم. بلکه آگاه شوید و از این بدبختی خارج گردید. ای بیچارگان آیا گمان کردید. که اگر به دنیا بچسبید و کاخهای دنیوی تان را مجلل تر کنید. در این دنیای نیست و فانی باقی خواهید ماند. هرگز و به قول امام حسین (ع) می بینیم روزی را که شما از هر ذلیلی، ذلیل تر و از هر درمانده ای بیچاره تر خواهید بود.

بدانید که ما در دامان کرامت و آقایی پرورش یافته ایم و سیادت و سروری در روح و جان ما موج می زند. عزت و شرف به ما حکم می کند که برای مرگ آغوش باز کنیم و اسلام را اگر شده با خون خویش به پیروزی برسانیم.

و در آخر از پدر و مادر عزیزم حلالیت می طلبم و انشاالله خداوند به شما صبر دهد و از شما تشکر می کنم که اینگونه ما را پروراندی و تحویل اسلام دادی. و از شما برادران و خواهرانم تقاضا دارم. همچون حسین وار و زینب وار زندگی کنید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته / اسدالله عسگری

درحسرت کوی کربلا می رفتم *** مشتاق به بوی کربلا می رفتم

گلگون تن و خونین کفن و بی پرو بال *** اینگونه به سوی کربلا می رفتم

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده