وصیتی که یک روز قبل از شهادت نوشته شد؛
«شهید امیر شفیعی امینی» در آخرین بند وصیت نامه اش نوشته است؛ خواهش می کنم که گریه بکنید ولی برای من نه، بلکه برای امام حسین که بهترین نمونه انسانیت است گریه کنید امام حسین از من بیشتر رنج کشید و من هیچ رنجی نکشیده ام.
امام حسین بهترین نمونه انسانیت است

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید امیر شفیعی امینی، یکم فروردین 1345، در شهرستان ورامین به دنیا آمد. پدرش محمدرضا، دامداری می کرد و مادرش ام لیلا نام داشت.
ایشان تا چهارم متوسطه به تحصیل ادامه داد و  سپس به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر در سیزدهم مرداد ماه 1362، در حاج عمران عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه شهید؛

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از حمد و ثنای پروردگار جهانیان وصیت نامه خویش را به خانواده ام تقدیم می دارم.

وصیت نامه این حقیر شامل چند ماده است که به این شرح است.

از طرف من از تمام فامیلها از جمله پدر بزرگها و مادر بزرگها عموها و خاله ها و دائی ها و زن عموها و زن دائی ها. زن داداشها و کلاً با تمام کسانی که من با آنها رابطه داشته ام و از همسایگان و همچنین به دوستان و بسیج بسپارید که شفیعی از تمام شما حلالیت طلبید.

این حقیر در آخر از تمام اعضای خانواده تشکر کرده و حلالیت می طلبم و در مرتبه اول از مادرم تشکر بیکران کرده و از او خواهش می کنم که از من راضی باشد و از اینکه فرزند خوبی برای مادر عزیز و همچنین پدر عزیزم نبود و نتوانستم در زندگی آنها هیچ تغییر از نظر مادی و غیره بدهم بسیار معذرت می خواهم و سخت پشیمانم که نتوانسته ام هیچ یک از حق مادری و پدری را به جا بیاورم.

جبهه به وجود من احتیاج دارد

و اگر دیدید که من به جبهه آمده ام بخاطر بازده کار است اگر در خانه به شما کمک می کردم (که من یقین دارم که شما هیچ احتیاجی به من از نظر مادی ندارید) خیلی بازده کارم کمتر بود زیرا در خانه به من اصلاً نیاز نداشتند ولی جبهه به ما بسیار احتیاج داشتند و اگر جبهه ها را پر نکنیم مسئله اسلام و قرآن و امام و ناموس و میهن و همه اینها را باید بر روی آنها خط می کشیدم. و مسئله اسلام از مسئله خانوادگی خیلی وسیع تر است.

و مادر از دیدگاه دین اسلام توصیه می کنم حتماً نماز و روزه اش را به آن اهمیت دهد و پیش خانم جلسه ای برود و مسائلش را یاد بگیرد.

پدرم خمس و زکات مالت یادت نرود

پدرم نیز سفارش می کنم زیاد دنبال مال و منال نباشد که هم اکنون نیز من از میان شما رفتم به جز پوشاکی و اعمالم چیزی با خودم نبرده ام پس سعی کند که دنبال مال نرود و نمازش را با تاسنی بخواند و ماه رمضان را اصلاً کار نکند و روزه بگیرد و تمام بده کاریهایش را بپردازد و در کارش تقلبی نکند و بعد از بدهکاریش خمس و زکات را حتماً بپردازد. و اگر زکات را ندهی نه نماز شما قبول است و نه چیز دیگر به شما.

توصیه ای برادرانه

به برادران به تربیت قمبر شفیعی توصیه می کنم که از انقلاب پشتیبانی کند و دوستان نابکار را رها کند و تا دیر نشده شروع به توبه سپس شروع به انجام فریضه های الهی از جمله نماز و روزه بپردازد.

و به غلام توصیه می کنم تا سطح زندگی اش وسیع نشده از تقلب در کار بپرهیزد و او نیز همچنین از انقلاب دفاع کرده و بر فرائض الهی اهمیت دهد و به این دوبار توصیه می کنم در تربیت عیالشان کوشا باشند و همچنین سعی کنند فرزندان خوب و با ادبی تحویل جامعه بدهند.

و غلامحسین نیز توصیه می کنم برود سر کاری و کار دیگری را شغل خود بکند که در این شغل برای شما هیچ خیری نیست و غلامحسین جان سعی کن در مسائل اسلامی را رعایت کنی و نسبت به زیر دستانت رئوف باشی و احترام پدر و مادر را داشته باش و به ماشاالله توصیه می کنم که مسائل اسلامی را یاد گرفته و به مسجد برود.

توصیه ای برادرانه به خواهران

و به شیرین توصیه می کنم که مانند زنان دیگر در مسجد برود و مسائل را یاد بگیرد و به پروین توصیه می کنم به مسجد محلشان برود و مسائل شخصی خودشان را یاد بگیرند این بود وصیت من به شما که طبق عقل و اعتقاد قلبیم به روز جزا سنجیده شده بود و در آخر بهشت را به رنج دهند نه به قیدی و به بند و بادی و به کلیه فامیلها از جمله دائیهای عزیز و همچنین داماد عزیزمان توصیه می کنم که هوادار انقلاب باشند و اگر هم نباشند (با عرض معذرت) برای انقلاب هیچ فرقی نمی کند.

و همچنین به مصطفی پسر عموی عزیز توصیه می کنم که مسجد را رها نکند و در این توصیه ها تمامی عزیزان اختیار با خودشان است.

و مادر عزیز نمی دانم که الان که وصیت مرا می خوانی و همچنین پدر عزیز نمی دانم شما عزیزان چه حالتی به شما دست داده و من یقین دارم بیشتر پدر و مادرها در این حالت گریه را سر می دهند.

امام حسین(ع) بهترین الگو

ولی من خواهش می کنم که گریه بکنید ولی برای من نه، بلکه برای امام حسین که بهترین نمونه انسانیت است گریه کنید امام حسین از من بیشتر رنج کشید و من هیچ رنجی نکشیده ام. و سعی کنید زود عزای مرا فراموش کنید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

این قسمت مربوط به خانواده ام بوده است: قال رسول الله (ص): حسین منی و انا من حسین. حسین از من است و من از حسین.

لطفاً نامه هایی که جمع آوری کردم بدهید به قشقایی یا محسن مسئولین کتابخانه تا بین بچه ها پخش کنند و بگویید که زیادیهای آن را نابود کنند. وصیت آخر با کلیه دوستان، همسایگان، فامیلها، خانواده، مردم و قدر امام خمینی را بدانید.

امیر شفیعی امینی/ دوازدهم مرداد ماه 1362 پیرانشهر

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده