نامه شهید معلم «سیدهاشم میرمحمدی»:
خدمت علی قشنگ و نازم سلام می رسانم لب پرخنده علی هیچ وقت از یادم نمی رود و برای سلامتیش دعا می کنم. امیدوارم جوانی شود که در آینده بتواند به اسلام خدمت کند
نامه ای پر از مهر

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید سیدهاشم میرمحمدی، چهارم مرداد 1332، در روستای حصار حسن بیگ تابعه شهرستان ورامین دیده به جهان گشود. پدرش سیدحسن، خواربار فروش بود و مادرش صفیه بیگم نام داشت.

ایشان تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت و سپس معلم بود. سال 1360 ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت.

این شهید گرانقدر در دهم مرداد ماه 1362، در حاج عمران بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مزار وی در گلستان شهدای زادگاهش قرار دارد.

متن نامه شهید به همسرش:

بسمه تعالی

لاحول ولاقوه الابالله

خدمت همسر نجیبم اعظم

با درود بر امام امت و سپاس از خدای بخشنده خدمت شما سلام عرض می کنم امیدوارم از اینکه همسرت به جبهه آمده هیچگونه ناراحتی نداشته باشی و خوب و تندرست باشی. بنده به شکرانه فدای بزرگ خوب و سالم و با بچه های جوادآباد محمود صادقی و حسین کرمانی و بچه های طفان و رستم آباد و آب باریک و سایر بچه های ورامین همچنین بچه های خوب جاهای دیگر هیچگونه ناراحتی نداریم.

جای ما را از جایی که نامه قبلی را نوشتم عوض کردند و فعلاً در مقر نقده می باشیم شاید امشب و حداکثر تا چند روز دیگر ما را به جبهه می برند و به محض رسیدن به جبهه برای تو نامه می نویسم جواب این نامه را برایم ننویس و اگر ما را به جبهه می برند و به محض رسیدن به جبهه برای تو نامه می نویسم جواب این نامه را برایم ننویس و اگر جواب نامه قبلی را هم نوشته باشی.

شب عید امسال برایم تلخ بود

بدستم نمی رسد چون ما جای بخصوصی هنوز نداریم راستش قصد نداشتم برایت نامه بنویسم ولی یاد شب عید امسال افتادم که به تو ظلم کردم ولی خیلی برایت سوخت بر این اساس مجبور شدم که این نامه را بنویسم تا هم از تو معذرت خواسته باشم و هم خبر سلامتی را به تو بدهم.

خدمت علی قشنگ و نازم سلام می رسانم لب پرخنده علی هیچ وقت از یادم نمی رود و برای سلامتیش دعا می کنم. امیدوارم جوانی شود که در آینده بتواند به اسلام خدمت کند من که خودم از فیض خدمت به اسلام محروم هستم.

پسری تربیت کن که به اسلام خدمت کند

امیدوارم این پسری که منشأ ازدواج پدر و مادرش توصیه شهید بود. و در روز تولد حضرت علی(ع) به دنیا آمده خدمت شایانی به اسلام کند و او نمی تواند خادم اسلام باشد. مگر تو درست تربیتش کنی از حالا برایش قرآن بخوان اسم خدا و امام ها به بالای سرش بگو تا این چیزها در ذهنش جا بیفتد.

سرنوشت انسان در درست خداست

به هر حال تو سعی خودت را در تربیت و رسیدگی به این بچه به خرج بده. در هر صورت همه چیز در دست خداست و از سرنوشت همه افراد فقط خدا آگاه است باز علی را می بوسم و جای من چند بوسه به او بزن.

و سعی کن از نظر غذایی به خودت بد نگذرانی. برای پیروزی رزمندگان دعا کن. خدمت برادر بزرگترم تقی جان سلام می رسانم. امیدوارم خوب و سالم باشد اگر خدا دعای من عاصی و ناقابل را بپذیرید برای مریضی تلقینی اش که وجود خارجی ندارد، دعا می کنم. به او بگو او هم ما را دعا کند.

خدمت کاظم آقا، قاسم آقا، آقا مهدی و اصغر آقا، سلام می رسانم. امیدوارم خوب و سالم باشند خدمت احترام خانم مینا خانم، عذار خانم، فاطمه خانم سلام می رسانم امیدوارم همه برادران و خانمهایشان مرا ببخشند.

خدمت پدر زجر کشیده ام و مادر مهربانم سلام می رسانم و روی زیبایشان را می بوسم خدمت آقاجلیل و سکینه خانم سلام می رسانم.

خدمت آقا مجتبی حاجی عمو احمد و علی و خانمش سلام می رسانم. خدمت خواهر عزیزم اختر سلام می رسانم. افراد زیادی مدنظرم هست که سلام برسانم. ولی کاغذ جا نیست بلاخره خدمت کلیه دوستان و آشنایان سلام می رسانم.

والسلام و من الله توفیق. سیدهاشم میرمحمدی. از شهرستان نقده در دهم مرداد 1362. امضاء

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده