متوجه مطلب دیگری نیز درباره او شدم. او آرزوی رفتن به جبهه ها را داشت. می گفت قبلا نیز بارها تقاضا کرده است که اورا به جبهه بفرستند، ولی با تقاضای او مخالفت کرده بودند.
برگی از زندگی شهید «جانعلی محمودی»

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، شهید جان علی محمودی. اهل توچال بود از چهارده، پانزده سالگی به کمک پدرش دامداری می کرد و زندگی اش را با درآمد حلال می گذراند. می گفتند از خانواده ای مومن و معتقد است و سربازی را تمام می کند. اول گفتیم مگه می شود ندیده و نشناخته به همسری کسی درآمد؟ اما وقتی به من گفتند که جانعلی عضو انجمن اسلامی است، نماز و روزه اش ترک نمی شود و از عاشقان سرسخت دعای کمیل است، متوجه شدم که او همان مردی است که آرزوی زندگی کردن با او را داشتم. بنابراین، همسر او شدم.

همسر محترم و بزرگوار، جان علی محمودی؛ جزو بزرگمردانی بود که همیشه در راهپیمایی ها علیه رژیم شاهنشاهی شرکت می کرد و بعد از پیروزی انقلاب هم همیشه مدافع این انقلاب پرشکوه بود.

جانعلی در سال سوم فروردین 1339 در توچال، در یک خانواده کارگر به دنیا آمد. بسیار مودب و خوش برخورد بود. با همه دوستان مهربان و تحمل حرف ناحقی را نداشت. در مدت کمی که در کنار وی زندگی می کردم ، به غیر از تمام اینها ، متوجه مطلب دیگری نیز درباره او شدم. او آرزوی رفتن به جبهه ها را داشت. می گفت قبلا نیز بارها تقاضا کرده است که اورا به جبهه بفرستند، ولی با تقاضای او مخالفت کرده بودند.

اما او هنوز هم دست از خواسته اش برنمی داشت. به چشم می دیدم که چگونه روزها را در آرزوی رفتن به جبهه سپری می کند. زمانی که بالاخره عضو بسیج انقلاب اسلامی شد و به جبهه اعزام گشت، خوب به یاد دارم که هرگز وی را مانند آن روز شاد و خوشحال ندیده بودم.

هنگام خداحافظی خیلی زود رسید. این خداحافظی برای من بسیار سخت بود چقدر سخت است رفتن کسی را نگاه کنی، مخصوصا وقتی که مشخص نباشد کی برمی گردد. او عاشقانه قصد پرواز کردن را بر فراز این جهان خاکی و گذشتن از همه آن را داشت. او سرانجام به مراد دلش رسید و در اوج عشقش که رسیدن به آن نور بود، در روز هفتم مرداد ماه 1361 بر اثر اصابت ترکش در کوشک به درجه رفیع شهادت نائل شد.

هرگاه به تنها یادگار او، فرزند عزیزمان، نگاه می کنم افتخار می کنم و خوشحالم از اینکه فرزند جان علی را در زیر سایه دین اسلام که در کشورم حاکم است بزرگ می کنم. وقتی قرآن را می خوانم که می فرماید:

شهیدان هرگز نمی میرند زنده اند و جاودانه زندگی می کنند. لبخند رضایت آمیزی می زنم و خدا را شکر می کنم از این که جان علی همسر مهربان و مومنم همچون دیگر شهیدان زنده است.

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده