آخرین نامه شهید «حسین هداوند» به خانواده اش؛
سلام بر فرزندان خوبم ليلا، علی اكبر و رقيه، اميدوارم حالتان خوب باشد، ليلا دخترم اميدوارم كه تو درست را خوب بخوانی، علی اكبر پسرم اميدوارم كه حال تو هم خوب باشد و مادر را اذیت نکنی، به امید دیدار...!
در آسمان «خرمشهر» پر گشود
به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید حسین هداوند، دوم اردیبهشت 1335، در روستای چنگی از توابع شهرستان پاکدشت به دنیا آمد. پدرش رستم و مادرش زهرا نام داشت.

ایشان تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارمند صنایع دفاع بود. سال 1358 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت.

این شهید گرانقدر در سوم مرداد ماه 1367، در خرمشهر بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای روستای ده امام تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.

شهید «حسین هداوند» در روز چهارشنبه بیست و نهم تیر ماه 67 نوشته است را در ادامه می خوانید؛

بسم الله الرحمن الرحيم

با عرض سلام به رهبر كبير انقلاب و با سلام بر شهدا و رزمندگان اسلام و خانواده شهدا و با عرض سلام بر شما مادر خوب و خواهر گرامي و برادران بزرگوارم و با سلام بر خانواده خودم منيژه و فرزندانم و با سلام بر زن برادرانم و برادر زاده هاي عزيزم:

اميدوارم كه حال شما عزيزان خوب و سلامت بوده باشيد و هيچ ناراحتي نداشته باشيد اگر از احوال اين بنده حقير خواسته باشيد. بحمدالله خوب و سلامت هستم و هيچ ناراحتي ندارم و اميدوارم كه شما هم براي من ناراحت نباشيد كه من در اينجا به قول محسن مي خورم و می خوابم.

 الان كه دارم براي شما عزيزان نامه مي نويسم روز چهارشنبه بیست و نهم تیر ماه 67 ساعت هفت و پنج دقیقه غروب مي باشد اين را بگويم كه ما تا ديروز در غرب بوديم و امروز به جنوب آمديم و به اميد خدا جنگ هم كه مي خواهد صلح شود.

و سلام مرا به پدر و مادر و برادران و زن برادر و خواهران و شوهر خواهران خودت برسان و سلام مرا بر آمنه كه آن را فراموش كرده بودم برسان و همچنين به ديگر دوستان و آشنايان منيژه از احوال خانه و بچه ها برايم بنويس كه من چند شب پيش خواب بچه ها را ديدم از اينجا براي ليلا و علي اكبر مي نويسم.

با شما خداحافظي مي كنم سلام بر فرزندان خوبم ليلا و علي اكبر و رقيه اميدوارم كه حال شما خوب بوده باشد و ليلا دخترم اميدوارم كه تو درست را خوب بخوانی. علی اكبر پسرم اميدوارم كه حال تو هم خوب بوده باشد و اگر شما از حال پدر خود خواسته باشيد. خوب هستم پسرم اميدوارم كه تو زياد مامان را اذيت نكنيد ديگر عرضی ندارم خداحافظ به اميد ديدار.

در آسمان «خرمشهر» پر گشود
منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده