وصیتی در شب قبل از بمباران هوایی اشنویه؛
«شهید جعفر توفیقی» در وصیت نامه اش می نگارد؛ جهت هر گونه سختی و مشکلات کمبود و خیلی از نارسائیهای دیگر به هیچ صورت این سختی ها از بین نمی رود مگر با همکاری و وحدت و کمک و همیاری با دولت سخت کوش جمهوری اسلامی ایران.
با همکاری و وحدت از مشکلات دنیوی گذر کنید
به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران: شهید جعفر توفیقی/ چهاردهم خرداد 1342 ، درشهرستان تهران چشم به جهان گشود. پدرش حسن، کارگر شرکت بود و مادرش عالیه نام داشت.

ایشان تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان یکی از نیروهای جان بر کف ارتش مقتدر جمهوری اسلامی ایران در جبهه‌ها حضور یافت. بیست و چهارم تير 1364، با سمت امدادگر در بمباران هوایی اشنویه بر اثر اصابت ترکش به سینه، شهيد شد. پیکر او را در بهشت زهرای زادگاهش به خاک سپردند.

شهید جعفر توفیقی رشید آباد در روز بیست و سوم تیر ماه 1364 ساعت هشت شب وصیت نامه ای نوشته است که در ادامه می خوانیم؛

«بسم الله الرحمن الرحیم»

به نام خدا، به نام خداوند شهیدان و بنام خداوند صابرین و صادقین و بنام خدایی که نعمت حیات و موت دین و مذهب، رهبری، جمهوری اسلامی را به این امت شهید پرور ارزانی داشت و سپاس می گذارم به مهر بانترین مهربانها و با درود و سلام بر پیامبر اسلام و ائمه اطهار و زاهدین و شهیدان راه اسلام از صدر تاکنون.

امت شهید پرور: از اینکه این حقیر وصیت می کنم و خواسته هایی دارم عذر می خواهم شما ملت به قدری بزرگ و مقرب درگاه خداوند هستید که احتیاج به راهنمائی ندارید ولی طبق سنت وصیت می کنم و مطالبی برای شما امت و پدر و مادر و دوستان و آشنایان دارم.

اول از امت شهید پرور تشکر می کنم بخاطر آمادگیشان جهت هر گونه سختی و مشکلات کمبود و خیلی از نارسائیهای دیگر به هیچ صورت این سختی ها از بین نمی رود مگر با همکاری و وحدت و کمک و همیاری با دولت سخت کوش جمهوری اسلامی ایران، «نابرده رنج گنج میسر نمی شود» در این مملکت الهی کسی که جدیت و تلاش بخرج داده می تواند زندگی کند ولاغیر.

جلوی هر گونه نق زدنها را باید گرفت البته نه با شدت بلکه با لطافت و مهربانی و دوستی نه با خشم و خصومت، قدر این کشور و رهبر و این امت را به آنان که نمی دانند بفهمانید و خلاصه بقول امام وحدت کلمه را حفظ کنید در همه حال.

پدر جان شاید در بعضی مسائل با هم کنار نیامدیم و فرزند خوبی برایت نبودم و آنقدر که تربیت کردی من تربیت پذیر نبودم مرا ببخش و حلالم کن و از زحماتی که تا این سن برایم کشیدی (بیست و یک سال) تشکر می کنم. مادر جان در شهادت من گریه مکن روحیه ای قوی داشته باش و مانند دیگر مادران شهید داده سرمشق و الگو باش از تو هم جهت نگهداری و تربیتم تشکر می کنم و در آخر حلالم کن.

خواهران هر سه تان زینب وار عمل کنید و چون فاطمه بنت نبی (ص) و خواهران و مادران شهید داده الگوی حجاب باشید و بهترین زینت (حجاب) را برای خود انتخاب کنید. بخاطر همه چی برادرتان را حلال کنید. برادرم تو مانند من نباش باید که آنطور که پدر تربیت می کند.

تربیت پذیر باشی و فرزند صالحی برای پدر و مادر و ملت باشی. امیدوارم تو نیز مانند تمام سربازان امام زمان پیر و حق و راه خدا و مدافعی استوار برای کشور اسلامیان باشی. برادرم برای آخرین وداع صورت کوچکت را از فرسنگها فاصله از پشت کوههای سر به فلک کشیده می بوسم و در آخر از همه تان حلالیت می طلبم و عذر می خواهم که فرزند خوبی برای رهبر و کشور اسلامی نبودم.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار / رزمندگان اسلام پیروزشان بفرما و ظهور حضرت مهدی امام زمان (عج) را تعجیل بفرما / و السلام علیکم و رحمه اله و برکاته.

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده