سه‌شنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۴۱
برادر شهید «منصور لطیفی» روایت می کند؛ بهترین خاطرات او هنگامی که ایشان در اصفهان مشغول گذراندند دوران آموزشی بود که مادر و پدر به دیدار او رفتند که در این روز شهید بسیار خوشحال بود و مادر و پدر از اینکه او را در لباس رزم سربازی می دیدند.
بهترین لحظات یک سربازِ شهید

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید منصور لطیفی/ ششم خرداد 1350، در شهرستان هشترود به دنیا آمد. پدرش محمد، کارگر شهرداری بود و مادرش زهرا نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند. او نیز کارگری می کرد. سرباز نیروی انتظامی بود. بیست و هشتم خرداد 1371، در پاسگاه کوله سنگی زاهدان توسط اشرار و قاقچیان بر اثر اصابت گلوله شهید شد. مزار وی در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.

روایتی خواندنی از برادر گرامی شهید «منصور لطیفی» آنچه در پرونده فرهنگی شهید درج شده است را در ادامه می خوانید؛

یکی از بهترین خاطرات او هنگامی که ایشان در اصفهان مشغول گذراندند دوران آموزشی بود که مادر و پدر به دیدار او رفتند که در این روز شهید بسیار خوشحال بود و مادر و پدر از اینکه او را در لباس رزم سربازی می دیدند. وی خیلی سرور و شادمانی داشته بود. این روز که چندین ساعت را با پدر و مادر در آن محیط سربازی گذرانده بود یکی از بهترین لحظات پرارزش زندگی شهید بوده است.

بهترین لحظات یک سربازِ شهید

اشعار به یادگار مانده از شهید «منصور لطیفی» را در ادامه می خوانید؛

در دروازه تهران رسيديم *** صدای طبل و شيپور را شنيديم

به دل گفتم که اين طبل نظام است *** دو سال شخصی گری بر من حرام است

مرا بردن تراشيدن سرم را *** لباس ارتشی کردن تنم را

لباس ارتشی رنگه زمينه *** ز رفتن غم مخور خدمت همينه

سر کوه بلند فرياد کردم *** علی شير خدا را ياد کردم

علی شير خدا يا شاه مردان *** دل ناشاد من را شاد گردان

همه ميگن که سربازی دو سال است *** خودم دانم که يک عمر جوان است

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده