معرفی دو شهیدی/ شهید مصطفی شجاعی
يکشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۴۲
الهی مسلمانم چون که پدرم مسلمان بود، مسلمانم زیرا اسلام را آخرین و کامل ترین دین الهی دانستم. مسلمانم برای اینکه اسلام را دینی کامل و قرآن را کتابی عاری از نقص و دست کاری می دانم.
مناجات با خدا در نوشتار شهید «شجاعی»

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید مصطفی شجاعی/ بیست و ششم خرداد 1349، در شهرستان ری به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش حوریه نام داشت. دانش آموز اول متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. یکم مرداد 1367، با سمت آر پی جی زن در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار وی در بهشت زهرای شهرستان تهران قرار دارد. او را عباس نیز می نامیدند. برادرش موسی نیز شهید شده است.

شهید مصطفی شجاعی نامه ای در تاریخ بیست و دوم دی ماه 66 نوشته است که در ادامه می خوانید؛

بسمه تعالی

چه خوش است جان را فدای اسلام کردند *** چه خوش است جان را فدای حق کردند

اشهد ان لا اله الاّ الله و اشهد انَّ محمد الرسول الله و اشهد انَّ علیّاً ولیّ الله

شهادت می دهم که نیست خدائی جز الله محمد رسول اوست. و علی ولی اوست.

این کلامی به استنادِ روایات و احادیث گفته اند که یک مسلمان در آخرین لحظات عمر بر زبان آورد: آیا هیچ فکر کرده اید که هر فردی که به اسلام می گروید با همان کلمه می گرویدند و همان فرد مسلمان وقتی که از دنیا رود باز هم با همان کلمه، خدایا فکرم را جمع و جور کردم تا شاید در این باره ذهنم یاری کند و چند کلمه ای برای نصیحت بازماندگان و دردلی از خود باشد.

الهی مسلمانم چون که پدرم مسلمان بود، مسلمانم زیرا اسلام را آخرین و کامل ترین دین الهی دانستم. مسلمانم برای اینکه اسلام را دینی کامل و قرآن را کتابی عاری از نقص و دست کاری می دانم. مسلمانم زیرا حضرت علی را به عنوان اولین امام و امام زمان را آخرین امام می دانم. و حضرت محمد را به عنوان رسول خدا.

مناجات با خدا در نوشتار شهید «شجاعی»

خدایا، اولین کلاممان اشهدین است و آخرین کلامم هم اشهدین. انشالله زیرا می خواهم بگویم که از طول عمر تا آخر عمر شهادت می دهم که علی ولی خدا و محمد رسول خدا و خدایی جز الله.

اما نه اینطور نیست مثل اینکه اینها را به فقط به زبان آورده ام اعمالم اینها را محکم و تثبیت نمی کند. اعمالم ناقصی است. اعمالم ضعف دارند. اعمالم جهنم را می خورد نه بهشت. الهی چه کنم. عاجزم. ذلیلم. خوارم. سستمندم چه کنم ترازو عدل اعمال را می سنجدند از کار را.

مناجات با خدا در نوشتار شهید «شجاعی»

خدایا، اگر عملم خالص نبود اگر عملم ناقص بود بارالها به کرامت به ارحم الراحمینت مرا ببخش و این مسائل و گنهکار را پست خالی رد نکن. خدایا به اعمال گذشته می نگرم اعمالی ناشایست می بینم. در غیبت تهمت، دروغ، افتراء غیره و غیره.. توبه های مکرری که کردم ولی بارها توبه را شکستم. خدایا رحیمی، به من رحم کن. خدایا کریمی، از کرمت مرا بهره مند کن. خدایا ستاری، گناهان مرا بپوشان. خدایا، رئوفی خدایا عظیمی. با رئوفیت و با عظمت به من گنهکار نگاه کن.

«یاران همه رفتند»/ امضاء مصطفی

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده