امیدوارم که تو را با شهادت خود نزد فاطمه زهرا (س) رو سپید کرده باشم مادر جان از تو طلب عفو و بخشش دارم از خواهرانم اکرم و بدری و از برادرانم منصور و اکبر طلب عفو و بخشش دارم
آخرین جملات شهید «یزدی» در وصیت نامه اش چه بود؟
به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید غلامحسین یزدی/ نوزدهم خرداد 1332، در شهرستان تهران دیده به جهان گشود. پدرش عبدالحسین، در کارخانه سیمان کارگری می کرد و مادرش ایران نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. مدتی کارگر کارخانه سیمان بود. سال 1357 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هجدهم اسفند 1362، با سمت تک تیرانداز در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید. پیکر وی مدت ها در منطقه بر جا ماند و چهاردهم تیر 1376، پس از تفحص در بهشت زهرای زادگاهش به خاک سپرده شد.

وصیت نامه پرمحتوا از شهید غلامحسین یزدی که در سوم اسفند ماه 62 نوشته است را در ادامه می خوانید؛

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود با آقا امام زمان فرمانده کل قوا و نایب بر حقش خمینی کبیر و با سلام و درود به تمامی شهدای به خون خفته اسلام؛ اینجانب غلامحسین یزدی فرزند عبدالحسین به شماره سنامه 658 در تاریخ پنج شنبه سوم اسفند ماه 62 در فرسخها دورتر از خانه و کاشانه اینچنین وصیت می کنم من با عشق و علاقه ای که به الله پیدا کرده ام ترک عیال و بچه و خانواده را کرده و برای جهاد در راه خدا که وظیفه هر مسلمان می باشد راهی جبهه نبرد حق علیه باطل شده ام.

و امیدوارم که بتوانم با نثار جانم وظیفه ام را نسبت به اسلام ادا نمایم بله عزیزانم من به عشق خدا و به عشق کربلا و زیارت ابا عدالله حسین به نایب امام زمان یعتی خمینی کبیر لبیک گفته ام و راهی این میدان شده ام مادرم امیدوارم که توانسته باشم برایت پسر خوبی باشم هر چند گاهی وقتها تو را ناراحت می کردم ولی امیدوارم که مرا بخشیده باشی و از گناهانم در گذشته باشی.

آخرین جملات شهید «یزدی» در وصیت نامه اش چه بود؟

امیدوارم که تو را با شهادت خود نزد فاطمه زهرا (س) رو سپید کرده باشم مادر جان از تو طلب عفو و بخشش دارم از خواهرانم اکرم و بدری و از برادرانم منصور و اکبر طلب عفو و بخشش دارم می دانم که برای شماها برادر خوبی نبوده ام ولی شما این برادر حقیر را بخشید از اصغر آقا نیز و می دانم که شوهر خوبی برایش نبوده ام ولی تو را بجان فاطمه قسمت می دهم که از گناهم در گذری از بچه ها نیز خجل هستم که پدر خوبی برایشان نبوده ام در ضمن زهرا جان من تو را آزاد می گذارم.

دو فرزندم ناهید و حسن را به تو واگذار می کنم و امیدوارم که مادری مهربان و دلسوز برایشان باشی من از کلیه فامیل و آشنایان طلب عفو و بخشش دارم من مال زیاد ندارم ولی بدستور اسلام همین را هم باید وصیت کنم، که در مراسم ختم مرا هر چه می توانید ساده برگذار کنید.

آخرین جملات شهید «یزدی» در وصیت نامه اش چه بود؟

در پایان از همه شما خداحافظی می کنم و همه شما مخصوصاً زن و فرزندانم را به خدا می سپارم و از همه شما می خواهم که با زن و بچه هام مهربان باشید و کاری که باعث ناراحتی آنها شود انجام ندهید هر وقت برای من خواستید گریه کنید به یاد ابا عبدالله باشید.

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار