عقربه های ساعت حدود یازده صبح پانزدهم خرداد سال 1342 برابر با دوازده محرم سال 1383 هجری قمری، روز سوم شهادت امام حسین (ع) را نشان می داد كه زمزمه دستگیری امام به گوش مردم رسید و این نقطه آغاز حركتی بود كه قیام خونین پانزده خرداد را شكل داد.
آغاز قیام پانزدهم خرداد سال 42 در دشت ورامین...

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ در روز پانزدهم خرداد سال 42 كه مصادف با برگزاری آئین سنتی بنی اسد (همان گروهی كه پیكر شهدای دشت كربلا را به خاک سپردند) بود، هیات های سینه زنی به روش سنتی بازار سرپوشیده شهر پیشوا را می پیمودند تا به گروههای عزادار صحن مطهر امامزاده جعفر ابن موسی الكاظم(ع) بپیوندند و مراسم سنتی بنی اسد كه مراسم شبیه سازی به خاكسپاری شهدای كربلاست را اجرا كنند.

از سالیان بسیار دور در این روز عده ای از طبقات محتلف شهر با پوشیدن سربند و عبای عربی و همراه داشتن بیل و کلنگ و مقداری نان و طعام پیچیده در بقچه های سنتی (به عنوان یک روز) که معمولاً به کمر و روی عبا بسته می شد و نیز برداشتن کوزه سفالی آب برافراشته بر نوک چوب یا پرچم های کوچک مثلتی شکل از پارچه قرمز پیچیده در نوک نی و با خواندن شعار عربی سعی می کنند روز واقعه را در خاطر عزاداران تداعی نمایند.

با گذشت چند ساعت از برگزاری این آئین، نوحه ها مضامین متفاوتی پیدا كرد و پیام های خاصی را به عزاداران القا می كرد، معمرین و محترمین شهر با چهره های غمبار مشغول نجوا بودند و سعی داشتند مراسم به هم نخورد تا برای مطلبی كه شنیده بودند چاره ای بیندیشند. كم كم نجواها به فریاد تبدیل شد و یكی از اهالی شهر پیشوا بالای منبر رفت و اشك ریزان گفت: مردم در نیمه شب گذشته مرجع تقلید شما «آیت الله خمینی» را در شهر قم دستگیر كردند و ایشان اكنون در حصر رژیم به سر می برد.

با شنیدن این خبر خسم و نفرت مردم علیه رژیم شاه به نهایت رسید، صداها به فریاد تبدیل شد و چند ثانیه ای حالت بهُت عده ای را فرا گرفت، بسیاری گریستند. گروهی به عمال رژیم نفرین می فرستادند، بانوان که در قسمت بزرگی از صحن به عزاداری مشغول بودند در زیر چادر سیاه خود ضجه می زدند و ناله می کردند.

بالاخره صحن مطهر امامزاده جعغر (ع) برای چند لحظه در سكوت تصمیم گیری فرو رفت كه در این هنگام مردی از بلند گو اعلام كرد: مردم وصیت كنید، غسل شهادت كنید و آماده حركت شوید. روز قبل بود كه مردی به نام سید مرتضی طباطبایی رفیعی، از اهالی روستای محمدآباد عرب ها از قم خبر دستگیری آیت الله خمینی را به روستائیان رسانده بود و اهالی روستای محمد آباد بدون اطلاع از حركت مردم شهر پیشوا به سمت شهر ورامین راه افتادند تا از آنجا به سمت تهران حركت كنند.

شعارها با شدت تمام و با نفرت از رژیم شاه ادا می شد. جمعیت تصمیم خود را گرفته بود و با حرکت های موزون و سردادن اشعاری رژه مانند صحن حیاط را دود می زدند و دستهایشان را حرکت می دادند. در چهره آنها صلابت و مردانگی موج می زد. کم کم جمعیت متفرق گردید تا برای عزیمت به تهران آماده شود. دائماً از بلندگو اعلام می شد: وصیت کنید و با خانواده خود خداحافظی کنید، کفن هایتان ررا بردارید و یا بپوشید.

این دو حركت به موازات هم شكل گرفت، مردم شهر پیشوا از جاده اصلی و مردم محمد آباد از بیراهه به سمت تهران به راه افتادند و هیچكدام از حركت یكدیگر اطلاع نداشتند، در طول حركت مردم پیشوا، بسیاری از كشاورزان و مردم ورامین نیز با آنان همراه شدند.

این دو گروه در نزدیكی منطقه باقرآباد و پل این منطقه به هم ملحق شدند كه در این محل به گروه نظامی اعزامی از تهران به سركردگی سرهنگ بهزادی و كاویانی برخوردند كه در ابتدا به آنها اخطار دادند توقف كنند ولی مردم خشمگین به دستور آنها توجه نكردند و به حركت خود ادامه دادند. در این هنگام سرهنگ بهزادی دستور تیر اندازی صادر و قیام مردم ورامین را با خون جوانان این خطه رنگین كرد.

در این فیام هفت نفر از بهترین جوانان ورامینی تنها به جرم حمایت از مرجعیت به خاك و خون كشیده شدند ولی با خون خود درخت نوپای انقلاب را آبیاری كردند. این حادثه دل ها را غمگین كرد و حضرت امام خمینی(ره) آن را برای همیشه عزای عمومی اعلام كرد؛ این قیام خونین زمینه ساز قیام و نهضت گسترده تری را فراهم كرد كه به پیروزی انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام پادشاهی 2500 ساله در ایران انجامید.

دلایل یكی از مهمترین عوامل ظهور این نهضت اصلاحات ارضی بود، وقوع اصلاحات ارضی در سال 1340 كه با هدف تأمین منافع آمریكایی ها و جلوگیری از گسترش كمونیسم صورت گرفت با مخالفت علنی علما و مراجع تقلید مواجه و موجب رویارویی روحانیت با دستگاه حاكم شد. پس از رحلت آیت الله بروجردی، رژیم پهلوی احساس می كرد مانع اصلی اجرای اصلاحات مورد نظرش از میان رفته و براحتی می تواند به خواسته های خویش جامه عمل بپوشاند ولی با درایت مراجع بویژه امام خمینی (ره) مخالفت ها شدت بیشتری به خود گرفت.

تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی یكی دیگر از عوامل پیدایش قیام 15 خرداد بود. در مهر ماه سال 41رژیم شاه در راستای حذف تدریجی اسلام و ژست آزادی اجتماعی، لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی را تصویب كرد كه سه اصل داشت؛ قید اسلام از شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان حذف شود، به زنان حق رأی داده می شد و در مراسم سوگند نمایندگان در انجمن و مجلس به جای سوگند به قرآن، به كتاب آسمانی سوگند یاد می شد. هدف از این لایحه در اصل جدا كردن دین از سیاست وحركت در جهت سكولاریزه كردن كامل نظام به سبك غربی ها بود.

موضع گیری علمای قم بویژه امام خمینی(ره)و عقب نشینی نظام طاغوت از اجرای آن، قدرت و نقوذ روحانیت و مرجعیت را ثابت كرد. انقلاب سفید دیگر عامل شكل گیری نهضت پانزده خرداد بود؛ دیماه سال 41 شاه شش اصل را در قالب انقلاب سفید كه از جمله آن اصلاحات ارضی و لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی بود را مطرح و مردم را برای شركت در رفراندوم و رأس دادن به این شش اصل دعوت كرد.

هدف شاه این بود كه با اجرای این اصول اقتدار خود را به رخ روحانیت ومراجع تقلید بكشد و مهمتر اینكه بتوانداصلاحات و خواسته های آمریكایی ها را در ایران اجرا كند. امام خمینی(ره) با مشاهده این تحركات همواره به افشاگری دست می زد و رژیم كه تاب و تحمل خود در مقابله با امام راحل را از كف داده بوددر نیمه شب 15 خرداد سال 42 همزمان با شب 12 محرم سربازان مسلح خود را برای محاصره منزل امام و دستگیری ایشان راهی قم كرد و دستگیری حضرت امام سرآغاز شكل گیری نهضت 15 خرداد سال 42 شد.

در اصل پس از قیام خونین پانزده خرداد سال 42 برای نخستین بار صحبت تغییر نظام سلطنتی در ایران به میان آمد. در جریان قیام خونین پانزده خرداد مردم دشت ورامین هفت نفر از جوانان این دیار به نام های سید مرتضی طباطبایی رفیعی ،عزت الله رجبی، امیر هوشنگ معصومشاهی، جعفر عرب مقصودی، مسیب مهابادی، ابوالقاسم اردستانی و حسن خانی از شهروندان ورامین به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

منبع: مخزن اداره حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، جنوب شرق استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده