آخرین نامه شهید «محمدرضا کثیری» در سالروز شهادتش منتشر شد؛
سه‌شنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۵۵
امروز هم نامه شما هنگامی به دستم رسید که از یک عملیات برگشته بودم، البته از این عملیاتها زیاد داشته و خواهیم داشت. و امروز هم شکر خدا آنها را (لت و پاره) نابود کردیم و با پشتیبانی میتی کاتیوشا و خمپاره به عقب برگشتیم، اینجا انسان دست خدا را می بیند.
روایتی از هورالعظیم در نامه شهید «کثیری»

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید قاسم احمدی/ بیست و هشتم اسفند 1344، در روستای کیلان از توابع شهرستان دماوند به دنیا آمد. پدرش میرزاآقا، کشاورزی می کرد و مادرش مهری نام داشت. دانشجوی دوره کارشناسی رشته ریاضی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. سی ام اردیبهشت 1365، در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار وی در زادگاهش واقع است.

آخرین نامه شهید «محمدرضا کثیری» که در بیست و پنجم اردیبهشت 1365 نوشته است را در ادامه می خوانید؛

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت خواهر گرامیم «نصیبه»

ضمن عرض سلام و احوالپرسی امید است که به سلامت بوده و باشید اگر از احوالات حقیر خواسته باشید سلامتی که نعمتی الهی است برقرار است و به دعاگویی شما مشغولم. و از درگاه ایزد باریتعالی سعادت و موفقیت شما را خواستارم. امروز روزی است که باید فرمان امام را اطلاعت کرد و در راه خدا به پا خواست.

ما اکنون در یکی از خطهای هورالعظیم مشغول خدمت هستیم و اکنون مسئول تیم ویژه این خط هستم البته با یک قبضه آر پی جی که یدک میکشم و آماده ایم تا واحد شناسایی و عملیات که بعضی اوقات خودم هم در آن شرکت دارم. محدوده عملیاتی را مشخص کند و ما هم سنگرها کمین و یا قایقهای موتوری بعثیون را به قصد آبهای هور بفرستیم.

امروز هم نامه شما هنگامی به دستم رسید که از یک عملیات برگشته بودم، البته از این عملیاتها زیاد داشته و خواهیم داشت. و امروز هم شکر خدا آنها را (لت و پاره) نابود کردیم و با پشتیبانی میتی کاتیوشا و خمپاره به عقب برگشتیم، اینجا انسان دست خدا را می بیند.

هنگامیکه چیزی نمانده به عملیات لو برود ناگهان ورق برمی گردد و همه چیز به نفع ما می شود، خمپاره هایشان به بیست متری ما که می رسد ناگهان دویست متر آن ورتر خمپاره بعدی به زمین می خورد. از همه مهمتر بچه ها بیشترین آبی که دیده اند استخر است.

اکنون در منطقه ای به وسعت هفتاد و پنج کیلومتر در شصت و پنج الی هفتاد کیلومتری آب و نیزارها است، در عملیاتی که اول ماه مبارک داشتیم، با رمز «یامهدی» دو سنگر کمین دشمن را که از حیاتی ترین سنگر ماشین بود منهدم کردیم.

بگذریم از خوردن وزدن زیاد گفتم، حسن آقا چطور است، حتماً برنامه فوتبال بوده است خلاصه سلام مرا به ایشان برسانید و حداکثر تا بیست و پنج الی سی روز دیگر پیش شما خواهم بود، از قول من به همه سلام برسانید و امید و بابک را ببوسید.

خدانگهدار شما باشد / برادر کوچک شما/ قاسم احمدی/ امضاء

روایتی از هورالعظیم در نامه شهید «کثیری»

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده