وصیت نامه دوم شهید «عزت الله اوضح» منتشر شد؛
شهید «عزت الله اوضح» در وصیت نامه اش می نگارد؛ وصیت سوم من به شما امت شهید پرور و به شما براردان بسیج و تمام عاشقان الله اینست؛ که دعا را از یاد نبرید و این دعا است که موجب میشود زنگهای قلب انسان پاک شود پس به دعا توسل جوئید.
امانت دار دین «اسلام» باشید

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید عزت الله اوضح/ دوم خرداد 1345، در شهرستان ری به دنیا آمد. پدرش نصرت الله، کارگری می کرد و مادرش اقدس نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و سوم اردیبهشت 1367، با سمت معاون فرمانده اطلاعات – عملیات در شیخ محمد عراق بر اثر اصابت ترکش به سر و گردن، شهید شد. مزار وی در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.

دومین وصیت نامه سردار رشید اسلام جانباز شهید عزت الله اوضح را در ادامه می خوانید؛

بسمه تعالی

«الذین آمنو و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله به اموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون»

«آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با جان و مال جهاد کردند مقام بلندی نزد خداوند دارند و آنان رستگاران و سعادتمندان دو عالمند»

بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست ، حمد و ستایش مخصوص خداوند منان است بار خدایا من از خشم تو از عقب تو به تو پناه می آورم. خدایا، خداوندا، من اقرار به گناهانم را وسیله خود بسوی تو قرار میدهم، پس وای بر من که اگر مرا نیامرزی، خدایا، خداوند تو ستار العیوب هستی، الهی همانا که در نیا گناهانی از من پوشانده ای، خدایا من بنده ناتوان تو هستم، بنده گنهکار و بتو روی آورده ام، پس مرا از آن گروه قرار مده که روی از آنان بر میگردانی و بی خبریشان از بخشایش تو در پرده نگاهشان داشته است.

خدایا؛ بریدن از همه چیز و گرویدن بسوی تو نهایت آرزوی من است. چنین انقطاعی به من عطا فرمای، خدایا، خداوند، اگر گناهان مرا نبخشی پس من چه کنم، خدایا از اینکه به من لطف کردی و این نعمت بزرگ را نصیب من کردی که در جبهه اسلام حاضر باشم تو را شکر میکنم و خداوندا من هر چقدر شکر تو را بجا آوردم. باز کم کرده ام.

خداوندا؛ من راضیم به رضای تو، و سخنانی دارم با برادران، خواهران عزیزم من چند وصیت دارم، اول آنکه امانت دار باشید یعنی در امانت خیانت نکنید و الان امانتی بس بزرگ در دست ما است و آن امانت دین خدا است. و آن اسلام است. که ای مسلمانان مبادا روزی این امانت را از دست بدهید که خداوند شما را خیانت کار میداند زیرا که این امانت الهی را نتوانسته اید حفظ کنید و اگر شما خیانت کنید.

وای بر شما که به خدا روزی خواهد رسید که در آتش دوزخ بسوزید، و شما با هر وسیله ای که شده به هر طریق چه جهاد و چه از راه دیگر این امانت را حفظ کنید که خداوند امانت داران را دوست دارد، و وصیت دوم من به شما این است که به این دنیا دل نبندید، زیرا خداوند ما را در این دنیا مورد آزمایش الهی قرار میدهد و خدا کند که ما از این آزمایش الهی رو سفید باشیم.

پس به این دنیا دلبستگی پیدا نکنید، به فرزندانتان دلبستگی پیدا نکنید، به اموالتان دلبستگی پیدا نکنید، زیرا که حب الدنیا راس کل خطیه، سر چشمه همه خطاها دلبستگی بدنیا است و تنها یک هدف است که شایسته دلبستگی است و آن رسیدن به جوار رحمت پروردگار عالمیان است و این را بدانید که این سخنان، از سخنان ائمه است و از زبان آنها جاری شده است.

و وصیت سوم من به شما امت شهید پرور و به شما براردان بسیج و تمام عاشقان الله اینست؛ که دعا را از یاد نبرید و این دعا است که موجب میشود زنگهای قلب انسان پاک شود پس به دعا توسل جوئید.

و در این دعاها آنقدر اشک بریزید تا آن معصیتهائی که کرده اید به صورت اشک بیرون ریزد و آنقدر گریه کنید تا خدا گناهانتان را ببخشد و در این دعاها ائمه را واسطه قرار دهید و با ائمه گفتگو کنید و ای برادران بسیج، ای همسنگران عزیزم، ای برادران مخلص، آن دعاهائی که هر هفته در خانواه شهدا و غیره می گذاشته اید، باز هم آن را ادامه بدهید، زیرا که ما هر چه داریم از دعا داریم و اگر این دعاها نبود ما الان نمی توانستیم جلوی این ابر قدرتهای شرق و غرب بایستیم.

و وصیت چهارم من به رزمندگان اسلام است به این ناصران حسین زمان و آن از سخن امیر المومنین است که خطاب به یاران و پیروان خود فرمود: (بسوی میدانهای جنگ و جهاد بشتابید و به استقبال مرگ بروید و آنرا در آغوش بفشارید که شهیدان راه خدا را در نزد پروردگار مقامی بس بزرگ است.)

پس ای رزمندگان اسلام بر کفار حمله برید با قلبهایی مملو از محبت خدا، که خداوند شما را کمک میکند و وصیت پنجم من به خواهران و براردان عزیزم اینست که از رهنمودهای امام پیروی کنید و هر چه او گفت آن را عمل کنید و ای عزیزان نکند که خدایی نکرده او را تنها بگذارید و یا از فرمانهای او سرپیچی کنید حتی اگر جزئی باشد و شما این را بدانید که این یک نعمت الهی است که خداوند به ما لطف کرده است و به ما چنین رهبری داده است و ما باید خدا را شکر کنیم که این نعمت بزرگ نصیب ما کرده است.

پس همیشه شکر گذار باشیم، و شما را بخدا قسم میدهم که مبادا قلب امام عزیز را درد بیاورید و در نهایت از شما براردان و خواهران میخواهم که از خدا برایم طلب مغفرت کنید و از شما میخواهم که از خدا بخواهید که گناهان این بنده حقیر را ببخشید و در ضمن از شما میخواهم که مرا حلال کنید.

و اما ای پدر و مادر عزیزم، این را بدانید که من شهید میشوم و نیز بدانید که اسلام به اینگونه خونها نیاز دارد . پدر و مادر عزیزم ، اگر شما در آخرین لحظات زندگی من نیستید، آقا امام حسین (ع) و امام زمان (عج) بر بالینه هستند و مادرم ، شما اینرا بدان اگر چه اینجا نیستید که سر من را بر دامن خویش بگیرید، مادر اصلی ما حضرت فاطمه زهرا (س) اینجا هست.

و شما پدر و مادر، خواهر و برادرانم و همچنین خویشان و دوستان هیچوقت در مجالس پر شکوه شرکت نکنید و خود نیز چنین مجالسی بر پا نکنید، و از شما میخواهم که علی گونه و زینب وار زندگی کنید. و در پایان از شما برادران عزیز بسیج میخواهم که در شب هفت من چند ذکر مصیبت از ابا عبدالله الحسین بخوانید، و اگر براردان خواستید به من بگرئید چنین کاری را نکنید ، و اگر خواستید گریه کنید برای مصیبتهای ابا عبدالله الحسین گریه کنید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته / از خدا برایم طلب مغفرت کنید

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار / خدایا ، خدایا رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما / خدایا ، خدایا زیرات کربلا نصیب ما بگردان

برادر حقیر شما «عزت الله اوضح »

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده