مناجات شهید «عزت الله اوضح» منتشر شد؛
سه‌شنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۵
خدایا برادران مان در سنگرند هر روز شاهد و ناظر کربلای حسینی اند. براردان مون هر روز جنازه به خون غلطیده دوستان و رفقا شون می بینند خدایا در انتظار فرزندند به پشت و کوه می نگرند ببینند فرزندشون کی از سفر می یاد
مناجات شهیدانه؛ خدایا برادران مان در سنگر هر روز شاهد و ناظر کربلای حسینی اند
به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید عزت الله اوضح/ دوم خرداد 1345، در شهرستان ری به دنیا آمد. پدرش نصرت الله، کارگری می کرد و مادرش اقدس نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و سوم اردیبهشت 1367، با سمت معاون فرمانده اطلاعات – عملیات در شیخ محمد عراق بر اثر اصابت ترکش به سر و گردن، شهید شد. مزار وی در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.

مناجات شهید «عزت الله اوضح» را در ادامه می خوانید؛

خدایا من آنکسم که از تو حیا نکرده ام و بیشرمانه عصیان تو روا داشته ام پروردگارا مسئلت من مسئلت موجود درمانده است که سخت محتاج و پریشان است نیرویش کاهش گرفته و گناهان اش افزایش یافته است خدایا درویش تهی دست اومده بدرگاهت که جز تو توانگری نمی شناسد.

خدایا رویمون سیاهه پروردگار داره سپری میشه اجلم فرا رسیده اگر بار معاصی از دنیا برم سایه حیاتم محو میشه و نامم را از دفتر زندگان بر میدارند آنچه مردگان گورستان را فراموش کرده اند مرا نیز فراموش می کنند خدایا اگر دستم رو بگیری و بلندم داری آن کیست که تواند فرودم بیاورد.

خدایا اینشب شب عزیزیه رحلت رسول اکرم و شهادت امام حسین مجالسه اگر صبح قیامت را شبی هست آن شب امشب است طبیب از من ملول و جان زحسرت بر لبت امشب خدایا جوانان باهنگ دریایت کوچ کردن به امید رحمت تو شهر ها را رها نمودن در جنگ جهادند خدایا برادران مان در سنگرند هر روز شاهد و ناظر کربلای حسینی اند. براردان مون هر روز جنازه به خون غلطیده دوستان و رفقا شون می بینند خدایا در انتظار فرزندند به پشت و کوه می نگرند ببینند فرزندشون کی از سفر می یاد.

برادران مون هنگام رفتن می گن مادر خواهر جون پدر و برادر اگه می خواهید سراغم بگیرند احتمالا در بهشت زهرا منتظرم نباشید یکی از شهداء شعری سروده برادران فقط جواب می دن خون شد دلم خدایا رحمی نما به عالم.

یا رب من که طاقت ندارم نور آفتاب ترا بتابم چگونه در شعله های دوزخ تو طاقت خواهم آورد. من که یارایم نیست خروش رعد ترا بشنوم با کدام گوش فریاد خشم ترا خواهم شنید من موجودی حقیر و ضعیفم عنوان من کوچک و ناچیزه.

خدایا دستم بگیر و بلندم دار در محراب شهادت به نماز میاسته چرا که آموزگار بزرگ شهادت حسین ظهر عاشور ا به نماز ایستاد تا ثابت کنه و فریاد برکشید که جنگ برای احیای ارزش های اسلامی است.

بار الها رهبر اسلامیان کی خواهد آمد *** شیعیان را غمگسار مهربان کی خواهد آمد

انتظار مصلحی دارد جهان اما نداند *** مصلح کل رهنمای مهربان کی خواهد آمد

خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد *** غم مخور آخر طیب دردمندان خواهد آمد

آنقدر از کردگار خویشتن امیدوارم *** که شفا بخش دل امیدواران خواهد آمد

دردمندان مستمندان بی پناهان را بگوئید *** منجی عالم پناه بی پناهان خواهد آمد

صبر کن یا فاطمه ای بانوی پهلو شکسته *** مهدیت با شیشه دارو و درمان خواهد آمد

بود هرکس را امیدی به کس *** امید من از رحمت توست و بس

کای مونس نشکسته دلان حال ما ببین *** ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین

دمی برخیز و حال کودکان بین *** اسیر و دستگیر کوفیان بین

ای مرد زخم و زخمه و زنجیر و زندان *** ....مودر دخمه ها فرسوده دندان

ای مرگ در بتسر ترا شایسته هرگز *** در رحلت بی زخم و خون با سینه هرگز

ای قافله عشق و شهادت را جلو دار *** ای بر سر راه منافق خار دشوار

سربازم * سربازم * سنگر من کربلا * رهبر من روح الله اکبر خمینی رهبر پاسدارم * پاسدارم * قبله من نینوا * هر روز من عاشورا می جنگم * می جنگم * با مزدوران صدام * برای حفظ قرآن ** ای مادر سراغم از دشت کوه * بیا بهشت زهرا

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده