روایتی مادرانه از شهید «اسدالله کردبچه» منتشر شد؛
چهارشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۵۶
مادر گفت: پسرم مراقب خودت باش ... به سلامت برو و به سلامت هم برگرد. اسدالله با لحنی مهربان به مادر خود گفت : راهی را که ما انتخاب کردیم خطرات زیادی دارد و باید خود را برای مقابله با آن و تحمل مصائب ناشی از آن آماده کنیم.
پیوستنی عاشقانه!

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران: شهید اسدالله کردبچه/ دوم خرداد 1334، در شهرستان ورامین به دنیا آمد. پدرش رحمت الله،کشاورز بود و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هجدهم اردیبهشت 1361، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. پیکر او را در روستای ارمبویه تابعه شهرستان پاکدشت به خاک سپردند. برادرش علی نیز شهید شده است.

پیوستنی عاشقانه

مادر گفت: پسرم مراقب خودت باش ... به سلامت برو و به سلامت هم برگرد. اسدالله با لحنی مهربان به مادر خود گفت : راهی را که ما انتخاب کردیم خطرات زیادی دارد و باید خود را برای مقابله با آن و تحمل مصائب ناشی از آن آماده کنیم.

مادر پسر رزمنده اش را دعای خیر کرد و او با خیالی راحت عازم جبهه شد. مادر، هنوز کنار در خانه شان ایستاده بود و به پشت او نگاه می کرد.

اسدالله کردبچه همیشه اهل خطر بود. در سال پنجاه و شش همان سالی که کارمند کارخانه صنایع دفاع پارچین بود ، فعالیت مذهبی و اجتماعی خود را بر ضد رژیم طاغوت شروع کرد و در همان سال بود که اسدالله در تظاهرات و پخش اعلامیه های امام خمینی (ره) شرکت کرده بود. در سال 1357 هم چند بار توسط ساواک پارچین دستگیر، شکنجه و از کارش اخراج شد. در همان سال بود که اسدالله برای تهیه اسلحه از یک روحانی به قم رفت و در راه تهران - قم، در حالیکه تصاویر امام (ره) را به همراه داشت دستگیر و سی روز زندانی و شکنجه شد. بعد با اوج گرفتن انقلاب اسلامی از زندان آزاد شد. و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

مادر، آیا آن دلاوری و شجاعت را فراموش کردی؟ اسدالله کردبچه ، هنوز سه ماه بود که ازدواج کرده بود که عازم جبهه شد تا مجددا با دشمن بجنگد. بنابراین آگاهانه داوطلب شد. مادر به داخل خانه بازگشت و در را بست.

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده