شهید گرانقدرمان که همیشه یاد و خاطره اش در دل ما زنده و جاویدان است بعد از گذشت مدت کوتاهی از اعزام در رویارویی با گروه دمکرات منحله خلق از ناحیه دست راست با اسلحه قناسه مجروح گردید که بعد از یک هفته بستری شدن در بیمارستان و بی اطلاعی خانواده به موطن خود مراجعت نمود .
روایتی برادرانه از شهید «محمدجواد تاجیک»

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید محمدجواد تاجیک/ هفتم اردیبهشت 1342، در روستای قشلاق کاظم آباد تابعه شهرستان ورامین به دنیا آمد. پدرش علی اکبر، خواربار فروش بود و مادرش مریم نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. شانزدهم تیر 1363، در سنندج توسط گروه های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار وی را در گلزار شهدای حسین رضای شهرستان زادگاهش واقع است.

از تولد تا شهادت؛

با سلام به حضور یگانه منجی عالم بشریت حضرت محمد ( عج ) و درود و سلام بر تمامی شهدای جنگ تحمیلی. شهید عزیزمان بسال 1342 در شهرستان ورامین در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان هستی گشود . بعد از گذشت دوران شیرین کودکی پا به عرصه نوجوانی گذاشت و این زمان مصادف با اوج گیری انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام راحلمان بود.

در سالهای 56 و 57 در تظاهرات و راهپیمائیها علیه رژیم منحوس پهلوی شرکت نمود و با پیروزی انقلاب و فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین وارد این نهاد نوبنیان شده و فعالیتهای فرهنگی ، هنری ، ارشادی خود را آغاز نمود . در حین این مبارزه نیز روزها در یک کارخانه سیم بافی مشغول بکار شد.

فعالیت ایشان با شروع جنگ تحمیلی تا سال 1360 بطول انجامید و همان سال با عده ای از بچه های محله عازم به جبهه شدند تا بعد از طی آموزش 4 ماهه در یزد با دیگر بچه ها عازم شوند ولیکن بعلت مشکلات عدیده ای که بر سر راه بود موفق به اعزام نشدند.

در سال 1361 به خدمت مقدس سربازی فراخوانده شد و عازم مناطق عملیاتی غرب کشور شدند. شهید گرانقدرمان که همیشه یاد و خاطره اش در دل ما زنده و جاویدان است بعد از گذشت مدت کوتاهی از اعزام در رویارویی با گروه دمکرات منحله خلق از ناحیه دست راست با اسلحه قناسه مجروح گردید که بعد از یک هفته بستری شدن در بیمارستان و بی اطلاعی خانواده به موطن خود مراجعت نمود.

بعد از بهبودی دستش که سه الی چهار ماه به طول انجامید مجدداً به خدمت اعزام گردید چند مدتی از اعزام نگذشته بود که به دست کومله ها به مدت هفت روز اسیر گردید که با هوشیاری و حمله گردان عملیاتی تیپشان همراه با یازده نفر از برادران آزاد گردیدند. و بالاخره در شامگاه شنبه مورخه شانزدهم تیر ماه 63 هنگام ماءموریت با دو تن دیگر از همرزمان خود به دیار حق تعالی که همیشه آرزوی دیدار آن را داشت نائل گردید و به جمع دوستان شهیدش پیوست. برادر عزیزم جواد ، هیچوقت خاطرات شیرین با تو بودن و با تو زیستن را فراموش نخواهیم کرد و در قلب یک یک ما جایگاه و منزلت خاص داری.

کجائید ای شهیدان خدایی*** بلاجویان دشت کربلایی

کجائید ای سبک روحان عاشق *** پرنده تر زمرغان هوایی

بیا ای دل از اینجا پر بگیریم *** ره کاشانه دیگر بگیریم

بیا گم کرده دیرین خود را *** سراغ از لاله پر پر بگیریم

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده