پروردگارا؛ حتی برای یک لحظه مرا بر خودم وامگذار، شجاع ترین مردم کسی است که بر هوای خود غلبه کند. پرودگارا؛ مرا بر قوم فاسد یاری کن، در عشق دو رکعت نماز است فقط طعم آن را با خون می شود چشید بخدا قسم که من طعم آن را چشیدم اگر در آتش افتادی بخدا قسم از نبی الله بگو یا الله بخدا قسم نجات پیدا خواهی کرد ، چون من این طعم را چشیده ام.
اسناد فرهنگی شهید پناه برخدا فتاحی/ بر هوای نفس خود غلبه کنید

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید پناه بر خدا فتاحی/ سیزدهم دی 1334در استان همدان شهر ملایر روستای گل پر آباد متولد شد. پدرش محمد حسین و مادرش گوهر نام داشت . وی تا مقطع سیکل تحصیل کرد و قبل از شهادت به عنوان کارگر بنایی اشتغال داشت . نامبرده متاهل بود. در سال 1355ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو پسر می باشد. عضویت بسیجی لشگر محمد رسول اله به جبهه اعزام شد و در تاریخ دوازدهم اسفند 1365بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر در منطقه عملیاتی شلمچه توسط دشمن بعثی به شهادت رسید. مزار این شهید در گل پر آباد ملایر واقع می باشد.

دست نوشته های به یادگار مانده از شهید «پناه بر خدا فتاحی» را در سالروز ولادتش می خوانید؛

ما شیفتگان خدمتیم نه تشگان قدرت *** آن قدر در دریای خون شنا می کنیم تا به ساحل حقیقت برسیم

پروردگارا؛ حتی برای یک لحظه مرا بر خودم وامگذار، شجاع ترین مردم کسی است که بر هوای خود غلبه کند. پرودگارا؛ مرا بر قوم فاسد یاری کن، در عشق دو رکعت نماز است فقط طعم آن را با خون می شود چشید بخدا قسم که من طعم آن را چشیدم اگر در آتش افتادی بخدا قسم از نبی الله بگو یا الله بخدا قسم نجات پیدا خواهی کرد ، چون من این طعم را چشیده ام.

هر کجا هستی از خدا بترش *** من شرم دارم از اینکه آسوده بمیرم(شهید بهشتی). مدام نگوید(هی نگوید) انقلاب برای ما چه کرده، شما برای انقلاب چه کردید...

تا توانی رفع غم از چهره غمخوار کن *** در جهان گر باندن آسان است اشکی پاک کن، در جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی*** نبستم زندگانی را گم کردم جوانی را *** رنگ زردم را ببین باد خزان را یاد کن

با بزرگان کم بشین بیچارگان را یاد کن *** در ره دوست جان دادن پیش ما دشوار نیست

این همه ناقابیها قابل اظهار نیست *** من از آن کشتم ندامت که تو را نیاز مردم *** تو چرا از من گریزی که وفایم آموزدی.

امشب تو را به خوبی نیست به ماه کردم *** تو خوبتر ز ماهی من اشتباه کردم

گفته بودی که طبیب دل بیمارانی *** پس طبیب دل من باش که بیمار توأم

تو را از برگ گل هر چند دامن پاکتر باشد *** مشو با ناکسان همدم که صحبت را اثر دارد

امشب / تقدیم به دوست عزیزم بسیجی رزمنده برادر فتاحی/ در ششم مرداد 1365/ حسن شرعی

لذت دنیا زن و دندان بود *** بی زن و دندان جهان زندان بود

دلم می خواهد که با ایمان بمیرم *** به زیر سایه قرآن بمیرم

دلم خواهد که در خط حسینی *** ابوذر گونه و انسان بمیرم

به حق خاتم ادیان محمد *** مسلمان و به خون غلطان بمیرم

بارالها من نمی خواهم که در بستر بمیرم *** یاریم کن تا براهت در دل سنگر بمیرم

خط من خط حسینی رهبرم باشد خمینی *** پس چه بهتر چون حسین از تیرو خنجر بمیرم

دوست دارم چهره مهدی زهرا ببینم *** با تبسم بر رخ آن حجت اکبر بمیرم

نامه شهید؛

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده