به مناسبت سی و هفتمین سالگرد «شهادت» زندگی نامه شهید «اصغر محمدی» منتشر شد؛
نگاه مادر کرد که قول بدهد و مادر قول داد و او را نگاه کرد که با شتاب می رفت تا به همرزمانش برسد. سه ماه بعد، در هشتم آذر 1360، در ناحیه بستان، طی عملیات طریق القدس، اصغر محمدی بر اثر اصابت ترکش جاودانه شد.
او با شتاب رفت!

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید اصغر محمدی/ بیست و دوم آذر 1345، در شهرستان تهران چشم به جهان گشود. پدرش رحمت الله، کارگری می کرد و مادرش گوهر نام داشت. دانش آموز دوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هشتم آذر 1360، در بستان بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای روستای ده امام تابعه شهرستان پاکدشت قرار دارد.

از تولد تا شهادت

او با شتاب رفت

سحر بود و نسیم پاییزی به آرامی بر گنبد کاشی کاری مسجد و مناره آن می ورزید، صدای اذان به گوش می رسید، تا اصغر نمازش را بخواند، مادر سفره صبحانه را پهن کرد. خوب می دانست که اصغر، سخت وق رفتن به جبهه را دارد و خواب و خوراکش به هم خورده است.

اسغر به فرماندهی دکتر مصطفی چمران عملیات جنگهای نامنظم را یاد گرفته بود و پس از بیست و یک روز آموزش فشرده نظامی حالا عازم جبهه می شد. تا نتیجه آنچه را که تمرین کرده بود، ببینید، دلهره زود رسیدن، بی قرارش کرده بود.

نمازش را خواند و به اصرار مادر لقمه نانی به دهان گذاشت و عجله داشت. ساکش را که برمی داشت، چشمهای خیس مادر را بوسید. مهربانی نگاهش را به صورت او ریخت: «مادر، اگر من شهید شدم، هیچگاه برای من گریه نکنید... چون که شهیدان در نزد خدای خود روزی می خوردند.»

نگاه مادر کرد که قول بدهد و مادر قول داد و او را نگاه کرد که با شتاب می رفت تا به همرزمانش برسد. سه ماه بعد، در هشتم آذر 1360، در ناحیه بستان، طی عملیات طریق القدس، اصغر محمدی بر اثر اصابت ترکش جاودانه شد.

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده