شهید رسول سلیمانی در زمستان سال 1346 در شهر حسن آباد در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود و تحصیلات خود را تا دوراه راهنمایی به پایان رساند. او آنقدر عشق و علاقه به حضرت امام(ره) و رفتن به جبهه داشت که وقتی پدر و مادرشان مانع رفتن او شدند. متوسل به بزرگان محل شد تا رضایت را بگیرد.
زندگی نامه شهید عملیات «طریق القدس»/ رسول سلیمانی

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید رسول سلیمانی دستجردی/ در سال 1346، در روستای حسن آباد تابعه شهرستان ری به دنیا آمد. پدرش حسین، کشاورزی می کرد و مادرش اختر نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. شاگرد کابینت ساز بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هشتم آذر 1360، با سمت تک تیرانداز در بستان بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه و سر، شهید شد. پیکرش را در بهشت زهرای شهرستان تهران به خاک سپردند.

از تولد تا شهادت

شهید رسول سلیمانی در زمستان سال 1346 در شهر حسن آباد در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود و تحصیلات خود را تا دوراه راهنمایی به پایان رساند. او آنقدر عشق و علاقه به حضرت امام(ره) و رفتن به جبهه داشت که وقتی پدر و مادرشان مانع رفتن او شدند. متوسل به بزرگان محل شد تا رضایت را بگیرد.

شهید علاقه خاصی به کودکان داشت و تقریباً تمامی درآمد خود را خرج کودکان می نمود و در کنار بازیها و شیطنتهای کودکان با قلبی رئوف و مهربان حضور داشت. او بسیار مهمان نواز و فردی زحمتکش، فعال و پرکار بود و برای تأمین مایحتاج خود در حرفه ای مشغول به کار شد.

ایشان روزهایی را بی خبر از خانه خارج می شد و به هنگام غروب باز می گشت و چیزی در این رابطه به خانواده اش نمی گفت ولی با سوال از دوستانش فهمیدند که به بهشت زهرا(س) و در دفن دوستان و همرزمانش کمک می نموده و برای مردم مستضعف نیازمند پول جمع آوری کرده و از هیچ کمکی به آنها دریغ نمی کرد.

هنگام جنگ بیشتر وقت خود را در بسیج می گذراند شبها با دیگر دوستانش پاسبانی می داد و روزها مشغول فعالیت بودند و گاهی اوقات که شب را در منزل به سرمی بردند. اجاره نمی داد برایش رختخواب پهن کنند و زمانی که با ناراحتی والدینش روبرو می شد می گفت: می خواهم بدنم را برای شبهای جبهه، داخل سنگر عادت دهم و وقتی مادرش به او گفت: تو چهارده سال بیشتر نداری پاسخ داد من به جبهه خواهم رفت و به شهادت خواهم رسید.

روزی که یک کت و شلوار نو و تازه پوشیده بود خواهرش به او گفت: بگذار لباست را در عید بپوش اما او خنده ای کرد و گفت: من عید در بهشت زهرا(س) هستم و به شهادت خواهم رسید، چند تن از همسنگران او تعریف می کردند که هنگامی که برای عملیات عازم شده بودیم.

فرمانده به رسول اجازه آمدن را نداد اما او که خیلی ناراحت شده بود اسلحه ای را برداشت که من اولین شهید بستان هستم و با این رشادت اجازه اعزام خود را از فرمانده اش گرفت و اولین شهید بستان شد. پیکر شهید اشتباهاً در ماکو به خاک سپرده شده بود ولی چون خانواده اش اصرار داشتند که ایشان در بهشت زهرا(س) باشد.

پدر و برادر شهید و عده ای از اهالی محل به ماکو رفته تا او را بیاورند و حتی شیشه های گلاب با خود برده بودند تا برای جلوگیری از بوی پیکر استفاده کنند، ولی هنگام نبش قبر بوی عطر بسیار جانبخشی فضا را پر کرده بود که همگان را به تعجب وا داشته بود.

شهید رسول سلیمانی در تاریخ هشتم آذر 60 در عملیات طریق القدس در شهر بستان به درجه والای شهادت رسید. باشد که ما نیز بتوانیم راه این عزیزان را ادامه دهیم و انشاءالله عطر جانبخش شهادت را استشمام کنیم.

گوشه ای از وصیت نامه شهید؛

سرگذشت پژوهی شهید عملیات «طریق القدس»/ شهید رسول سلیمانی

خدمت پدر و مادر عزیزم سلام عرض می کنم و پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواستارم. باری اگز ار احوالات اینجانب فرزند حقیر خود رسول سلیمانی خواسته باشید بحمدالله و سلامتی برقرار است و هیچ ملالی نیست بجز دوری شما. از قول من به برادران، خواهران و تمامی خویشاوندانم بسیار سلام برسانید.

ای پدر و مادر عزیزم شما که خود نیز می دانید که هر کس در این راه قدم برمی دارد برای خدا می آید و اگر انشاءالله شهادت نصیب من شد حقیرانه تقاضا می ود خونسردی خود را حفظ کنید. مبادا! با گریه و شیون راه را به رستون پنجم دشمن دهید و آنها را خوشحال کنید. دیگر عرضی ندارم.

به امید پیروزی حق بر باطل

منبع: پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات/ شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده