نامه خواندنی شهید «محمد جعفرزاده»
فقط تنها و تنها ناراحتی من دوری از شما عزیزان است که آنهم در آینده نه چندان دور دیدارها را تازه می کنیم. بله من مدت بیست روز در صالح آباد ایلام بودم و از آنجا تقسیم شده و به گردان 175 افتادم که همان روز هم تمام گردانها جا به جا شدند و به منطقه جنگی جنوب اعزام شدند و تا الان در حال استراحت هستیم و جایمان خوب است و نگران من نباشید.
نامه

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید محمد جعفرزاده اوندین/ هجدهم آبان 1347، در شهرستان ری به دنیا آمد. پدرش حسنقلی، میوه فروش بود و مادرش اکرم نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. تعمیرکار خودرو بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و یکم تیر 1367، در شرهانی توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. تا کنون اثری از پیکرش به دست نیامده است.

نامه شهید محمد جعفرزاده اوندین که در تاریخ شانزدهم اردیبهشت 1367 به خانواده اش نوشته است را در سالروز ولادتش می خوانید؛

بسمه تعالی

خدمت پدر، و مادر و خواهر و برادران عزیزم سلام عرض می کنم و سلامتی آنها را از خداوند منان خواستارم و امیدوارم که حالتان خوب بوده باشد و هیچگونه ناراحتی نداشته باشید و اگر از روی لطف و ادارات از حال این بنده حقیر خواسته باشید، الحمدالله سلامتی حاصل و جای هیچگونه نگرانی و ناراحتی نیست.

فقط تنها و تنها ناراحتی من دوری از شما عزیزان است که آنهم در آینده نه چندان دور دیدارها را تازه می کنیم. بله من مدت بیست روز در صالح آباد ایلام بودم و از آنجا تقسیم شده و به گردان 175 افتادم که همان روز هم تمام گردانها جا به جا شدند و به منطقه جنگی جنوب اعزام شدند و تا الان در حال استراحت هستیم و جایمان خوب است و نگران من نباشید.

نامه

جایم خیلی خوب است، چون اینجا دوستم مسلم جعفریان هم است و او در یک لشگر دیگر است چند شب پیش با او تماس گرفتم و قرار است، بیاید پیش من و می خواهد به مرخصی بیاید اگر آمد مرخصی نامه ای داشتید بدهید او می آورد و اگر هم نامه من به دست شما رسید او را هنوز به مرخصی نیامده است.

برادر یکی که می نویسم جواب نامه را بدهد بله پدر و مادرم، من دو تا نامه و یک تلگراف به شما زدم و خبر سلامتی خودم را اعلام داشتم که امیدوارم آنها که دست شما رسیده باشد اگر این نامه به دست شما رسید دوست دارم جواب نامه را از روی لطف سریع پاسخ دهید تا مرا خوشحال کنید.

خوب بگذریم، بچه ها که همگی خوبند، علی آقا، طاهره خانم و مهناز خانم و دیگران که امیدوارم همیشه خوش و خرم بوده و باشد و سلام مرا به این عزیزان برسانید و همچنین خدمت آقا و باجی و تمامی فامیلهای دور و نزدیک سلام مخصوص دارم.

انشالله وقتی آمدم مرخصی درباره اینجا و چکاره ام و چکار می کنم با شما صحبت می کنم و وقت شما عزیزان و سروران گرامی بیشتر از این نمی گیرم و شما و تمامی آشایان را به خدا می سپارم. موفق باشید. خدانگهدار

منبع: پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات/ شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده