سه‌شنبه, ۰۸ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۰۲
دو مرتبه بگویید؟! طالقانی مرده است ، باور نکردنی است ، آخر او که دیروز فریاد می زد و به جوجه کمونیست ها هشدار میداد ، او مرده است فکر میکردم که گفته آن برادر صحیح نیست اما وقتی صبح ساعت 8 اخبار رادیو مرگ طالقانی را فریاد کرد ، توانستم قبول کنم . اف بر این دنیا ، خدایا چرا؟
در سوک آیة الله طالقانی
به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران: شهید حسن رفيعی/ پنجم تیر 1340، در شهرستان همدان به دنیا آمد. پدرش نصرت الله، فرش فروش بود و مادرش محبوبه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضوریافت. هفتم آبان 1359 ، با سمت تک تیرانداز در سرپل ذهاب توسط نيروهای عراقی به شهادت رسید. اثری از پيکرش به دست نیامد. برادرش مرتضی نیز شهید شده است.

شهید «حسن رفیعی» در سوک آیه الله طالقانی در تاریخ بیست و هقتم بهمن 1358 نوشته است که در ادامه می خوانید؛

چه شده است ؟

چرا آهنگ قرآن از نیمه شب طنین انداز است؟

چرا سوره الرحمن را میخوانند؟

رادیو را باز کردم رادیو هم سوره الرحمن را پخش میکند؟

خدایا باز هم حادثه ای؟

باز هم قتلی و تروری؟

نتوانستم طاقت بیاورم ، بیرون رفتم از برادری پرسیدم که چرا امروز این سان غمگنانه آهنگ قرآن پخش میشود، اصلاً چرا صبح نمیشود ناگاه اشک در چشمانم حلقه زده رنگ رخساره ام پرید ، حالتم دگرگون شد.

دو مرتبه بگویید؟! «طالقانی مرده است» ، باور نکردنی است ، آخر او که دیروز فریاد می زد و به جوجه کمونیست ها هشدار میداد ، او مرده است فکر میکردم که گفته آن برادر صحیح نیست اما وقتی صبح ساعت 8 اخبار رادیو مرگ طالقانی را فریاد کرد ، توانستم قبول کنم . اف بر این دنیا ، خدایا چرا؟

این مطیع اماممان اینسان ناگهانی بمیرد . باور نکردنی است اما باید پذیرفت. آری او دیشب بعد از ملاقات با سفیر شوروی حالش دگرگون میشود و در بستر خواب برای همیشه میخوابد فوت او در ساعت یک و چهل دقیقه نیمه شب می بوده.

یاد محمد (ص) می افتم ، آن زمان که در خانه اش در بستر می افتد و وقتی خبر مرگش به دوستان و اصحابش گفته میشود همه بهت زده میشوند و حال فرزندان این پدر که خلق باشد در سوگ نشسته اند.

وقتی جنازه او را به گورستان بهشت زهرا می آورند اشک بود و خون ، چرا که مبارزی از دست داده اند که نان شب برای مستضعفین فراهم میکرد ، مبارزی از دست داده اند که نماز جمعه شان را پیشنماز بود ، مبارزی از دست داده اند که بقول خودش در موقع دلتنگیش پیش امامش و خمینی اش بود ، و مبارزی از دست دادند مبل/صغ اسلام و تشیع بود ، مبارزی از دست دادند که زبان گویایش شمشیر مالک اشتر و رزمیدنش چون ابوذر بود. (امام خمینی)

وقتی برادران از غسالخانه بیرون آمدند حالتشان دگرگون شده بود وقتی ماجرا را جویا شدیم ، اندوه غم ما را فرا گرفت آنان گفتند که: با سیگار بدنش را سوزانده اند و روی بدنش نوشته اند: جاوید شاه!!

 بیست و یکم شهریور 1358

... این سینه چاکان خلق و این فدا شده های از برای خلق کجایند تا خشم خلق را علیه خود ببینند؟ کدامین شعار خلق از برای اقتصاد بوده است ؟ و کدامین شعار خلق آلوده بشرک بوده است ؟ و خلاصه کدامین شعار خلق رهبری را به دو فرد وانهاده است ؟

و از آن بدو انقلاب مان شعارمان بنام خدا بوده است و تا بی نهایت رزممان الله اکبر گوئیم و بس. هان! کلامتان فقط ضد خلق و ضدیت ،و حرفتان مخالفت ! بدانید فریاد گر «اعوذ برب الناس یم» نه «اعوذ برب و الناس»

بدانید ، انقلابمان را تا به آخر اینسان سرمیدهیم که الله اکبر نه الله و الخلق اکبر .خلق بزرگ است اما نه بدانسان که با خدا بیامیزیمش و مطلع باشید و نیک آگاهید- که خلق تا دم آخر فریاد " اعوذ برب الفلق" را سر میدهد

و از وارثین زمین میگردد، که : و نرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین میگویند عیه طواغیت رزمیدیم .

و می گوئیم بختیار ، آن سان جنگید تا به مرغ طوفان بودن هم بازید . هدف غیر اسلام است و هدف نفی اسلام است که نیک مطالبشان آشکار است.

اما تو ، ای قربان شده خلق!

می بینی ، این سیل خروشان است که الله اکبر را سر میدهد نه هدف کثیف ضد اسلام را

فدائی کدامین خلق؟!

آن خلقی که تا واپسین لحظاتش فریاد الله اکبر را سر میدهد؟

یا آن خلقی که اسلحه بر دوش ، الله را به یاری میخواند؟

اگر فدائی این خلقی که باید توهم تکبیرگویان علیه بی خدایان برزمی ، ور نه همین خلق گلوله آتشین را بر سینه ات فرو خواهد برد......

و بدانید که شهیدانمان و شاهدان عینی انقلابمان خونهاشان در جوشش است تا نادامیکه پرچم اسلام بر فراز تمامی ممالک گسترده گردد، چرا که شعار خلق مان هماره :" جهان را سراسر با منطق مسلمان می کنیم " بوده است.

و اینک ما جوانانیم که باید رهرو راهشان باشیم باید درخت پربارشان را بارور تر سازیم و بیائید به دامن پر عصمت اسلام بکروید که شهادت را تنها آرزوتان سازد و بیائید متحدانه بستیزیم که ستیزیدنمان راه حسین پیمودنمان است.

منبع: پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات/ شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده