روایتی مادرانه از زندگی شهید «جواد کریمی» را در سالروز شهادتش می خوانید؛
آن زمان مصادف بود با آغاز اعترافی ها و اعتصابهای مردم در سرتاسر ایران . جواد را که به دفتر خواستند آمد جلوی آقای ناظم قامتش را صاف کرد و گفت : من از عکس این آدمها خوشم نمی آید . خوشبختانه ناظم مدرسه مرد مومنی بود . آرام و آهسته به من گفت : مواظب این پسر باش که کار دست شما ندهد . و البته چشم پوشی کرد و من از مدرسه در آمدم .
تاریخ تولدش مصادف با ولادت امام رضا(ع) بود

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید جواد کریمی/ بیست و پنجم مهر 1346، در شهرستان تهران به دنیا آمد. پدرش محمد، راننده تاکسی بود و مادرش فاطمه نام داشت. دانش آموز سوم متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیستم اسفند 1362، در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید. اثری از پیکرش به دست نیامد.

روایتی مادرانه از زندگی شهید «جواد کریمی» را در سالروز شهادتش می خوانید؛

پسرم جواد قبل از رفتن به جبهه درس می خواند . به ما گفتند در جبهه خط شکن بوده من اما می خواهم بگویم او در بیشتر مراحل زندگی اش ویژگی های یک خط شکن یعنی شجاعت ، آمادگی و عشق را داشته است

بچه که بود ، یک بار در خانه نشسته بودم که از مدرسه فرستادند دنبالم . رفتم پیش ناظم مدرسه و گفتم "موضوع چیست ؟ گفتند : "بیا ببین این پسر تو چه کرده . کتاب درسی جواد را باز کردند دیدم تمام عکس های خانواده شاه ملعون را که اول کتابش بوده ، برداشته و به شکل مضحکی سبیل گذاشته و چشم های آنها را بریده بود .

آن زمان مصادف بود با آغاز اعترافی ها و اعتصابهای مردم در سرتاسر ایران . جوا را که به دفتر خواستند آمد جلوی آقای ناظم و قامتش را صاف کرد و گفت : " من از عکس این آدمها خوشم نمی آید . خوشبختانه ناظم مدرسه مرد مومنی بود . آرام و آهسته به من گفت : مواظب این پسر باش که کار دست شما ندهد . و البته چشم پوشی کرد و من از مدرسه در آمدم .

پسرم جواد وقتی به سن و سال جوانی رسید با شنیدن فرمان بسیج خودش را برای اعزام به جبهه معرفی کرد . اما پیش از این دایم مشغول فعالیتی خاص بود . از تهران که به قم کوچ کرده بودیم همیشه در مسایل علمی و مذهبی کنجکاوی می کرد . ساعتهای متوالی در حرم مطهر حضرت معصومه ( س ) با طلاب و روحانیون بحث و تبادل نظر می کرد .

در مدرسه هم کارهای فرهنگی و هنری فراوانی بر دوشش گذاشته شده بود . به مناسبت های مختلف نمایشنامه و تئاتر تهیه و تدارک می دید و بسیاری از کارهایش را خودش انجام می داد اما وقتی فرمان امام را شنید همه این حرفها و درسها و بحث ها را کنار گذاشت و راهی جبهه شد .

دهم اسفند 62 بود که به ما خبر شهادتش را دادند . گفتند در عملیات خیبر در جزیره مجنون خط شکن بوده . در عملیات شرکت داشته و همانجا به شهادت رسیده بدن جواد هیچ وقت بدست ما نرسید ، انگار از همان جا به آسمان پر کشیده بود ، با جسم و با جان ! ما هم مثل بسیاری از خانواده ها که چشم انتظار فرزندان مفقودشان هستند هنوز امید داریم که برگردد.

پرستوها از طلوع می آیند *** در غروب گم می شوند

خسته نباشید *** پرستوی سوخته ام !

جواد کریمی در تهران به سال 1346 بدنیا آمد . تاریخ تولد او مصادف بود با میلاد امام جواد (ع) . به همین مناسبت نامش را جواد گذاشتند .

منبع: پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات/ شهرستان های استان تهران

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده