در سی و ششمین سالگرد شهادت وصیت شهید «ابوالفضل مختاری اصل» منتشر شد؛
نسیم کربلای حسین مشامم را نوازش میدهد ، صدای هل من ناصر ینصرنی سالار شهیدان حسین ابن علی در گوشم طنین افکن شده خدایا بارها لبیک گفته ام ولی گویا خالصانه نبوده که نپذیرفته ای آخر ، رسم است آنکس که خالصانه لبیک گفت شهیدش کنی ولی من توفیقش را نیافتم ولی سوگند به نام با جلالت این بار خالصانه رو بسویت آورده ام مسیرم را هموار کن تا کربلا را در آغوش کشم.
شهید
به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید ابوالفضل مختاری اصل/ هشتم آذر 1340، در شهرستان تهران چشم به جهان گشود. پدرش مسلم، کارگر سازمان آب بود و مادرش عالیه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته برق درس خواند و دیپلم گرفت. فرمانده پایگاه بسیج بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و سوم مهر 1361، با سمت دیده بان در سومار توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پهلو، شهید شد. مزار وی در بهشت زهرای زادگاهش قرار دارد.

وصیت نامه بنده خوب خدا ، عارف مجاهد را در ادامه می خوانید؛

بار الها : هر کس که تو را شناخت جان را چه کند *** فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی *** دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

نسیم کربلای حسین مشامم را نوازش میدهد ، صدای هل من ناصرا ینصرنی سالار شهیدان حسین ابن علی در گوشم طنین افکن شده خدایا بارها لبیک گفته ام ولی گویا خالصانه نبوده که نپذیرفته ای آخر ، رسم است آنکس که خالصانه لبیک گفت شهیدش کنی ولی من توفیقش را نیافتم ولی سوگند به نام با جلالت این بار خالصانه رو بسویت آورده ام مسیرم را هموار کن تا کربلا را در آغوش کشم.

تا رنجها که بر رهبرم حسین داده شده مشاهده کنم با علی اکبر و قاسم درد دل کنم آخر با آنها در رنجها مشترکیم نصیبم گردان تا در جوار آنها بیارامم چرا که آنها با من زخم قلبشان یکی است خدای من ای که آگاهی به نهانم عاشقت شده ام مگر وعده ندادی که عاشق عاشقانت هستی و آنها را سوی خویش می خوانی و شهید میگردانی پس وفا کن به عهدت ، دریاب مرا ، امام زمان چشمان گنه کارم پر از اشک است بار گناه کمرم را خم کرده شفیع واقع شو بین من و خدا چه بسیار اشک ریخته ام ، فریاد زده ام ، صدایت کرده ام.

یابن الحسن گوشه چشمی بر من فکن مهدی جان*** سخت حیرانم رخسار چون ماهت را برایم بگشا *** زیرا که منتظرم

منتظر روی تو یا بن الحسن منتظران را بلب آمد نفس ای شه خوبان تو بفریاد رس ، سنگر شهید حکیمیها ، شهید حقگویان ، شهید معصومی ، شهید مردانی و شهید خشوئی پور خالیست میروم تا با سایر همرزمان این سنگرهای معطر بخون پاکشان این محراب های مقدس را پر کنم خدایا نصرتم ده تا سرباز رشیدی باشم که از خلیل دشمن نهراسم و از جمله سربازان شمشیر زن در رکاب مهدی موعود (عج) باشم خدایا سرخی خونم از خون حکیمی ها بیشتر نیست خونم را در راه آزاد سازی کربلا رهبرم حسین (ع) هدیه میکنم.

خدایا دلم برای دیدار شهید بهشتی ، شهید رجائی و شهید باهنر و شهدای محراب سخت تنگ شده.

می خواهم صدای رسایشان را بشنوم ولی نغمه سرائی آنها در بهشت برین است که من از آن محرومم خدایا مرا به کاروانشان برسان میدانم که خواهی پذیرفت زیرا خدایا سعی کرده ام خالص گردم از ریا به دور باشم و عاشقانه به سویت پر کشم.

میدانم که آخرین سفر من است و در این سفر بی بازگشت جرعه ای از آب زمزم بر لبم خواهد نشست.

آوای گلوله ها نوید دگری است*** جان دادن هر شهید عید دگری است

در کرببلا کشور ما هر روز*** تشییع جنازه شهید دگری است

پدرم و مادرم بزرگانم:

برایم زحمت بسیار کشیدید و رنجهای فراوان برده اید سخت متاسفم که نتوانستم دین فرزندی را ادا کنم امیدوارم حلالم کنید اگر شهید شدم غمکین مباشید چرا که در خوش آرامکی آرمیده ام شما نیز در پیشگاه خدا روسفیدید زیرا خمس فرزندتان را داده اید بلی شما نیز در برابر امام حسین (ع) و حضرت زینب (ع) رو سفیدید چون فرزندی براه خدا داده اید. سلامم را به امامم روح خدا خمینی عزیز برسانید بگوئید ابوالفضل خیلی سعی کرد دستتان را ببوسد ولی افسوس که نشد.

دعاهایتان برای پیروزی اسلام و سلامتی امام باشد تا کور شود چشم شور چشمان بد طینت منافقین کوردل از خدا بی خبر. هرگاه خواستید گریه کنید بیاد مصیبتی که بر اهل بیت حسین وارد شد گریه کنید بیاد علمدار کربلا سپهدار حسین (ع) حضرت ابوالفضل العباس(ع) اشک بریزید بیاد آتش زدن خیمه های حسین (ع) بیاد فرزندان بی پدر و بیاد علی اکبر و قاسم حسین (ع) گریه کنید . آری بیاد بدن قطعه قطعه شهید محراب مدنی و دستغیب و صدوقی و بیاد سید و سالار شهیدان انقلاب اسلامی ایران مظلوم بهشتی و بیاد پیکر های مطهر و سوخته هفتاد و دو تن یار صدیق امام گریه کنید.

دوستانم گر چه نتوانستم بایتان دوستی خوب باشم ولی امیدوارم به لطف بی کرانتان ببخشید مرا همه شما با صفا هستید قدر همدیگر را بدانید و پشتیبان هم باشید و از غیبت و دروغ و نفاق بپرهیزید که وعده گاه اینان بد جایگاهی است.

با دعا و نماز شب و نماز جماعت روح خود را صیقل دهید.

و خلق نیکو را پیشه کنید تا عزیز گردید و آن باشید که خدا می خواهد و آن کنید که مورد رضای اوست. دوست دارم همه با هم رابطه خانوادگی برقرار کنید مخصوصاً رفت و آمد کنید به خانواده شهدا و آنها را بهم نزدیک کنید تا همدردی یابم و از ناراحتی های ظاهری برون آیم.

دعای توسل و دعای کمیل در محله های شهدا، حزب الله را منسجم تر می سازد فراموش مکنید.

در حق این بنده عاصی خدا نیز دعا کنید تا شاید رحمت خداوند شامل حالمان گردد و در صورت امکان اگر جنازه ای باقی بود در نماز جمعه تهران تشییع و در جوار قبر شهید چمران به خاک سپارید.

از خدا بخواهید مدرک شهادت را به فارغ التحصیلان دانشگاه کربلا به استادی سالار شهیدان حسین بن علی (ع) نصیب گرداند.

و عاقبت همه را ختم به شهادت و به خیر کند از همه برادران، خواهران، دوستان، آشنایان ، پدر و مادرم حلالیت می طلبم.

بنده عاصی خدا: حقیر ابوالفضل مختاری اصل/ خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

منبع: پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات/ شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده