روایت خواندنی از همرزم گرامی «شهید امیر پازوکی»؛ به مناسبت سالروز «شهادت»
زمستان از راه رسیده بود و سوز سخت و طاقت فرسایی داشت. امیر پازوکی تازه به منطقه رسیده بود. این چهارمین باری بود که به جبهه می آمد. امیر را به عنوان یک امدادگر حرفه ای می شناختند؛ چرا که همیشه در حال کمک کردن به دیگران بود.
نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛شهادت متاعی است که جان می طلبد واحرار رااز اغیار جدا می سازد.

شهید امیر پازوکی

شهید امیر پازوکی

نام پدر: ابوالحسن

تاریخ تولد: یکم فروردین 1343

محل شهادت: شلمچه

تاریخ شهادت: بیست و دوم دی 1365

مزار شهید: بهشت زهرا

شهید امیر پازوکی در روز یکم فروردین سال 1343 در پارچین به دنیا آمد. بعد مشغول به کار در صنایع دفاع شد و سپس به جبهه اعزام شد و در روز بیست و دوم دی ماه سال 1365 در شلمچه به شهادت رسید.

روایت خواندنی از همرزم گرامی «شهید امیر پازوکی»؛ به مناسبت سالروز «شهادت»

ستاره های زمینی...

زمستان از راه رسیده بود و سوز سخت و طاقت فرسایی داشت. امیر پازوکی تازه به منطقه رسیده بود. این چهارمین باری بود که به جبهه می آمد. امیر را به عنوان یک امدادگر حرفه ای می شناختند؛ چرا که همیشه در حال کمک کردن به دیگران بود.

هنوز تازه به منطقه رسیده بود که کیسه برنج را به دستش دادند تا به بچه های تدارکات آشپزخانه برساند. در همان شب همه از خستگی ولو می شوند.

قرارگاه ساکت و خاموش به نظر می رسید. بچه های نگهبانی، پتو بر دوش نگهبانی می دادند. امیر از جایش بلند شد و رفت به طرف دستشویی وضو گرفت و طوری که دیگران نفهمند از خاکریز بالا رفت و آرام پشت خاکریز ایستاد.

ذکری گفت و به آسمان نگاه کرد. ستاره ها چشمک می زدند و دید که شهابی با سرعت از برابر چشمانش عبور کرد. لبخند زد و ایستاد. «الله اکبر» ...

و نمازش را که می خواند اشک می ریخت. بعد از آن که نمازش را تمام کرد دعا کرد. «پروردگارا، از من بپذیر که جز این هیچ ندارم».

منبع: پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات/ شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده