سالروز ولادت+صوت
من شهید شدم بدانید که این انتخاب من بوده و اگر نائل شدم مسئولیتی که در مقابل این انقلاب بر دوش من گذاشته شده به انجام رسانده ام . مرگ برای من مادر جان عروسی است و این آرزوی قلبی من بوده همانطور که مولایم علی (ع) فرمود : مسلمان باید روزی سه بار از خداوند طلب مرگ کند و از مرگ نترسد
میوه ای بودم که لحظه چیده شدنم رسیده بود+صوت

به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران؛ شهید اکبر جمشيدی/ پانزدهم شهريور 1345در روستای حصار كلک از توابع شهرستان پاكدشت ديده به جهان گشود. پدرش فرامرز،كشاورز بود و مادرش معصومه نام داشت. تا دوم راهنمايی درس خواند. به عنوان پاسدار وظيفه در جبهه حضور يافت. پنجم اسفند 1364 ، با سمت موشك انداز پی. ام. پی درفاو عراق بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد. مزار وی در گلزار شهدای روستای ارمبو يده تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.


میوه ای بودم که لحظه چیده شدنم رسیده بود+صوت

من شهید شدم بدانید که این انتخاب من بوده و اگر نائل شدم مسئولیتی که در مقابل این انقلاب بر دوش من گذاشته شده به انجام رسانده ام . مرگ برای من مادر جان عروسی است و این آرزوی قلبی من بوده همانطور که مولایم علی (ع) فرمود : مسلمان باید روزی سه  بار از خداوند طلب مرگ کند و از مرگ نترسد . مادرم ، خواهرانم دلم می خواهد بعد از شهادتم راه زینب را ادامه دهید و زینب گونه باشید .

 میوه ای بودم که لحظه چیده شدنم رسیده بود و تقدیر این بود که چیده شوم و از خدا می خواهم که این خون بی بهاء را به لطف و کرم خود قبول کند .

میوه ای بودم که لحظه چیده شدنم رسیده بود+صوت

 از خدا بخواهید که این قربانی را در راهش قبول کند از قول من بچه ها را نصیحت کنید که راه اسلام را بروند . خواهرانم بیایید با هم راهی برویم من دنبال خاک پاک حسین و شما دنبال خاک پاک زینب . شما زینب گونه من حسین وار .

 خدایا تو شاهدی که من فقط به خاطر پاسداری از دین مقدس تو لبیک از امام عزیز و سرورم به جبهه آمدم تا شاید راه نجات برای روز آخرتم باشد . من ننگ و نفرت دارم که زنده باشم و اسلام و کشور من در خطر باشد و به نابودی کشیده شود .

 اگر انسان در کاخهای مرمری و سنگی هم باشد مرگ فرا می رسد و چه شیرین و گوارا است مرگی که در راه هدف باشد و چه هدفی برتر از لقاء الله باید برای این مرگ بی تابی کرد .
میوه ای بودم که لحظه چیده شدنم رسیده بود+صوت


 خدا را شکر می گذارم که در چنین زمانی و در چنین کشوری و به رهبری چنین زعیمی و در چنین خانواده ای بدنیا آمدم . ای حزب ا... در سبیل ا.... برای پیروزی خلق ا..... در انتظار بقیه ا..... و با آوای کلام ا..... و با هدف لقا ا.... و به فرمان روح ا.... بپا خیزید و در هم کوبنده ظالمان ستمگر و بر گیرید سلاح آتش ایمان به ا... را برکوبید راه ننگین مخالفان ا... را .

 اکنون  که پای در چکمه می نهم و سینه دشمن را نشانه می روم نه به خاطر خصم و کینه بلکه برای احیاء و صدور دینم است . این انقلاب مانند درختی است جوان که احتیاج به خون دارد می روم تا با خون خود که مقدار ناچیزی است این درخت را آبیاری کنم .

 بار الهی به حرمت خون شهداء در این اواخر عمر گناهان ما را ببخش و با هر قطره خونمان که بر زمین جاری می شود از اشتباهات و گناهان ما بکاه .
اکبر جمشیدی 64/12/5     


منبع: برگرفته از اسنادشهید درمخزن اداره کل شهرستانهای استان تهران            
        

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده