سالروز شهادت
به برادرم بگوئید که زندگی را آزاد بگذارد و به کردستان بیاید و بجنگد چون یا مرگ است یا پیروزی زندگی که بدرد نمی خورد پس آخرت بدرد میخورد به تمام فامیل و دوستان بگوید که دست از اسلام و امام خمینی برندارند
اگر من شهید شدم دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید
به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران: شهید اسدالله کردبچه/ دوم خرداد 1334، در شهرستان ورامین به دنیا آمد. پدرش رحمت الله،کشاورز بود و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هجدهم اردیبهشت 1361، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. پیکر او را در روستای ارمبویه تابعه شهرستان پاکدشت به خاک سپردند. برادرش علی نیز شهید شده است.

قسمتی از وصیت نامه شهید اسدالله کردبچه که در آذرماه 1358 نوشته شده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر من شهید شدم دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا مردم بدانند که من چیزی همراه خود نمیبرم و چشمهایم را باز بگذارید که مردم بدانند که من کورکورانه نمردم به برادرم بگوئید که زندگی را آزاد بگذارد و به کردستان بیاید و بجنگد چون یا مرگ است یا پیروزی زندگی که بدرد نمی خورد پس آخرت بدرد میخورد به تمام فامیل و دوستان بگوید که دست از اسلام و امام خمینی برندارد چون همه ملت در صف مرگ قرار گرفته اند مرگ برای همه هست یا یک روز بیشتر یا کمتر از مرگ نهراسید و تا خون دارید از اسلام و امام دفاع نمائید .

سلام بر خدا و رسولش حضرت محمد (ص) و امام علی علیه السلام و یازده فرزندش. و سلام بر امام زمان حضرت صاحب الزمان المهدی (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و با درود بر شهیدان اسلام و امت شهید پرور ایران اسلامی برادران ، خواهران ، پدر و مادر و همسرم اکنون که خبر شهادت مرا می شنوید و این نوشته بر جامانده ام را میخوانید شاید در این تفکر که بکدام جهت و مناسبت و چرا شهید شده ام و حتما می پندارید که من از جمع شما و از هستی دست کشیده ام و یا فکر میکنید دشمن به آرزوی خود رسیده است.

اما ای عزیزان شما که با طرز تفکر و مبارزات من آشنائید خوب میدانید که من نه وامانده از دست این دنیای فانی و نه از مرگ هراسی به دل داشتم. به جاست که بگویم شما ای عزیزان و تو ای دشمن ،من سرباز امام زمان هستم و تحت رهبری امام خمینی عزیز راه اسلام را انتخاب کرده و شهادت را بعنوان آخرین سلاح برای نابودی دشمن پذیرفتم. بدانید که من آگاهانه قدم برمیدارم و شهادت را آغاز حیاتی جاودانه و ابدی نزد خدای تبارک و تعالی میدانم و نهایت تکامل انسانیت است حال چه کسی است که از این تکامل که هدف ما است اندوهگین می باشد. آیا خانواده ام ، مسلمین ، و یا دشمن مشخص است که دشمن خشمگین خواهد شد.

منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده