نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

خاطره ای از شهید حاج علی محمودوند درباره شهید عباس شیخ عطار

خاطره ای از شهید حاج علی محمودوند درباره شهید عباس شیخ عطار

به همراه بچه های تفحص بودیم و از همراهی شان کسب فیض می کردیم، گه گاه پای خاطراتشان می نشستیم، از جمله پای خاطرات جانباز شهید حاج علی محمودوند.
شهیده لیلا لفیتی و نوزاد سوسنگردی که به آرامشی ابدی رفت

شهیده لیلا لفیتی و نوزاد سوسنگردی که به آرامشی ابدی رفت

روز اول خرداد سال 1341 که نوزادی با گریه خود، شادی را به خانواده حاج فاضل لفیتی بخشید، هیچ کس نمی دانست که روزی همین دختر کوچک نورسیده، با شهادت مظلومانه اش، سند رسوایی مدعیان آزادی عربها از یوغ دشمنان خواهد شد.
لشكر 17 علي ابن ابي طالب(ع) در چند نگاه

لشكر 17 علي ابن ابي طالب(ع) در چند نگاه

به منظور تدوين دستاورهاي ارزنده دوره هشت ساله دفاع مقدس و گرامي داشت ياد و حماسه بي نظير شهيدان مقاوم و سلحشوري كه جانشان را در راه دفع تجاوز دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي در طبق اخلاص نهادند، شايسته مي دانيم به فرمايشات ارزنده بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) و بيانات شيواي مقام معظم رهبري حضرت آيت الله سيد علي خامنه ای اشاره كنيم.

غروب حلبچه – صبح خرمال

غروب بيست و هفتم اسفند 1366 در دره «احمد آوا» غروب غم انگيز و دردناكي بود. مردم مظلوم خرمال و حلبچه سوار بر مركب‌هاي خود به دره‌ها، كوههاي اطراف پناه مي‌آورند. از دور در هر گوشه نوركم سوي فانوس را مي‌ديديم و صداي ضج و ناله بچه‌ها و آه مادرها و شيون همسران كه عزيزي را از دست داده بودند ضجه‌هايي كه دل‌ها را به درد مي‌آورد.
روزی که سوسنگرد بوی شهادت گرفت

روزی که سوسنگرد بوی شهادت گرفت

یکسال بود که از زادگاهش سوسنگر، جدا شده بود و در این یکسال چه شبهایی که خواب کوچه های خاکی اما با صفایش را می دید. خواب بالا رفتن پسر بچه ها از نخل های کوتاه و چیدن خرماها، خواب بردن گاومیش ها به رودخانه کنار شهر. روزها هم به یاد مدرسه ای می افتاد که در آن درس خوانده بود و همکلاسی هایش یکسال بود از آنها بی خبر بود.
جنایت روستای آلبو جلال سوسنگرد/ عراقی ها کوی ابوذر را تصرف کرده بودند سراغ تهران را می گرفتند!

جنایت روستای آلبو جلال سوسنگرد/ عراقی ها کوی ابوذر را تصرف کرده بودند سراغ تهران را می گرفتند!

در بخش آلبوجلال شمالی از بخشهای سوسنگرد، منزلی است که مادر آن خانواده، ناگفته های فراوانی از روزهای آغاز جنگ تحمیلی و تهاجم ارتش بعث عراق در شهریور 1359 دارد. خانم صبیحه جلالی چند تن از خانواده اش از جمله مادر و پدرش در همان آغاز جنگ به شهادت رسیده اند.