كسي كه بغضش را، تكه تكه خورد...

كسي كه بغضش را، تكه تكه خورد...

كسي به ناله ي آتش، سپرده گوش اينجا/ شبيه خاك كسي ميكند خروش اينجا/ كسي شبانه ز نرگس، سراغ مي گيرد
كارت پستال

كارت پستال

گفتم كه تبريكي بگويم!/ به شما دوستان!/ به شما كه آن سو نشسته ايد
كنون زمانه شاعر،چه از تو بنويسد؟

كنون زمانه شاعر،چه از تو بنويسد؟

زمانه خواست ترا،ماضي بعيد، كند/ ضمير غايب مفرد كند،شهيد كند/ شناسنامه ي درد تو را،كند تمديد
شيوه شقايق هاست، سرخ وبي نشان مردن

شيوه شقايق هاست، سرخ وبي نشان مردن

وه!چه شوم ووحشتناك،زرد در خزان مردن/ سرو بودن وآخر،در تنور نان مردن/ ترس من نه از مرگ است،مي هراسم از ماندن
شهيد زنده

شهيد زنده

گرچه با كپسول اكسيژن مجابت كرده‌اند/ مادرت مي‌گفت: دكترها جوابت كرده‌اند/ مرگ تدريجي‌است اين دردي كه داري مي‌كشي
شعله اش،هفت آسمان را سوخته...

شعله اش،هفت آسمان را سوخته...

بغض،دامنگير چشمان من است/ پيچك غم،همدم جان من است/ پيچك دردي كه در من،ريشه كرد
۲
آرشیو